سفر در زمان

یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می‌خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می‌رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می‌شود. نشانه‌اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ می‌شویم و می‌میریم. پس زمان در جریان است. آلبرت انیشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته‌تر صورت می‌گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمی‌گردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل می‌کند؛ لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. برخلاف نویسنده‌ها و خیال پردازها که فکر می‌کنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله‌های دوار ، کرمچاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.



img/daneshnameh_up/d/d9/P00212D.jpg


سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان

سیاهچاله‌ها اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

کرم چاله ماشینی برای سفر به زمان

کرم چاله: یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.



img/daneshnameh_up/8/8d/wormholes.jpg


ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان

آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می‌دهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش می‌کند، لذا می‌شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.

نقدی برای بررسی سفر به زمان

چند اشکال در این کار است، اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده (نقیض) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم، به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور می‌توانم آنجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمده‌ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست، اما ترتیب وقایع در آنها فرق می‌کند. پس وقتی که به عقب بر می‌گردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می‌آید.

هابل زنده خواهد ماند

 

شاتل برای آخرین بار در سال ۲۰۰۸ به ملاقات تلسکوپ فضایی هابل خواهد رفت تا این تلسکوپ تا دستکم سال ۲۰۱۳ به کار ادامه دهد.
 
<ما یک مأموریت ویژه شاتل‌های فضایی به‌مقصد تلسکوپ فضایی هابل را برای به‌روز‌رسانی، تعمیر، و افزایش کارایی این تلسکوپ در دستور کار شاتل‌ها و تا پیش از بازنشستگی آنها قرار دادیم.>

با اعلام این جملات از سوی مایکل گریفین، رییس ناسا، سرانجام پس از سال‌ها بحث پرونده تعمیر چهارم تلسکوپ فضایی هابل وارد مرحله اجرایی شد.

از زمانی که جورج دبلیو‌. بوش، رییس جمهور ایالات متحده، با حضور در جمع مدیران ارشد ناسا از چشم اندازه آینده فضایی آمریکا سخن گفت و سفر به ماه و مریخ را در چشم‌انداز فعالیت‌های ناسا قرار داد مسئله آینده هابل به‌طور جدّی مطرح بود. زمانی که در آخرین ماه‌های ریاست شن اوکیف بر ناسا اعلام شد برنامه تعمیر چهارم هابل به‌علت ریسک بالا از دستور خارج شده اسƒت، مƒوجƒی جهƒانƒی در مخƒالفƒت با ایƒن تصمیƒم ایجƒاد شƒد بƒه‌طƒوری که مراسم پرده‌برداری از تصویر فƒرا‌ژرف هƒابƒل(HUDF) عمƒلاً به‌مراسمی برای ایراد بیانیه‌هایی در مخالفت با این تصمیم بدل شد.

طبق آخرین تصمیم در ماه مِه سال ۲۰۰۸ شاتل فضایی دیسکاوری برای انجام چهارمین مأموریت تعمیر هابل ‌از پایگاه کنِدی، عازم مدار تلسکوپ فضایی خواهد شد.، فرماندهی این مأموریت را اسکات آلمن برعهده خواهد داشت و دیگر اعضای این مأموریت، خلبان گرِگ جانسون، مِگان مَک آرتور، جان گرانسفِلد، مایک ماسیمینو، مایک گود، ‌و اَندرو فیوستل، او را همراهی خواهند کرد.

با این مأموریت پیچیده، که گفته می‌شود از زمان مأموریت‌های آپولو تاکنون پیچیده‌ترین مأموریت فضایی تاریخ عصر فضا است، نه‌تنها عمر هابل دست‌کم تا سال ۲۰۱۳ تمدید خواهد شد بلکه توان آن به‌طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. از هم‌اکنون شمارش معکوس این مأموریت آغاز شده است و بسیاری در انتظار دیدن شاهکارهای تازه هابل پس از این تعمیر هستند.

چند خبر کوتاه

يك سيارك ناشناخته شامگاه جمعه 24 آذر 85 از نزديكي زمين عبور كرد 

منجمان چك از رصدخانه كلت در جنوب اين كشور يك سيارك ناشناخته را كشف كردند كه شامگاه جمعه از فاصله 600 هزار كيلومتري زمين عبور كرد.
به گزارش واحد خبر مركز مطالعات و پژوهش هاى فلكى ـ نجومى به نقل از سايت "Klet.cz" ، اين سيارك وقتي از نزديك‌ترين نقطه به زمين عبور مي‌كرده است، توسط دانشمندان رويت شده است.
اين فاصله تنها اندكي از فاصله بين زمين و ماه بيشتر است .
به گفته دانشمندان اين سيارك يكي از سيارك‌هايي است كه در فاصله بسيار اندك از كنار سياره ما عبور كرده و در اروپا شناسايي شده‌اند.
اين سيارك كه با سرعت بسيار بالايي حركت مي‌كند، متعلق به نوع نادر آپولو است كه مدار آن از مدار زمين در اطراف خورشيد عبور مي‌كند.
قطر اين سيارك 20 متر است و اگر احتمالا به زمين برخورد كند آسيبي بر جاي نخواهد گذاشت.

مردي كه جايزه يك ميليون دلاري را رد كرد 


رياضيدان روسي دكتر گريگوري (گريشا) پرلمان از مؤسسه رياضيات استكف حدس پوآنكاره را اثبات نمود. حدس پوآنكاره از اين قرار است كه هر 3-منيفولد بسته و همبند ساده با S3 (سطح كره چهار بعدي) يكريخت است. تعميم يافته اين حدس به اين صورت است كه هر n-منيفولد فشرده با Sn هم ارز هموتوپي است اگر و فقط اگر خود آن n-منيفولد با Sn يكريخت باشد. اكنون اين حالت تعميم يافته به عنوان حدس پوآنكاره معروف است. حالت n = 1 بديهي است. حالت n = 2 حالتي كلاسيك است (و حتي توسط رياضيدانان قرن 19 نيز شناخته شده بود). حالت n = 3 تا كنون حل نشده بود. n = 4 در سال 1982 توسط فريدمن ثابت شد (كه به موجب آن مدال فيلدز را دريافت نمود). n = 5 در سال 1961 توسط زيمن ثابت شد. n = 6 در سال1962 توسط استالينگز به اثبات رسيد و n ≥ 7 نيز در سال 1961 به وسيله اسميل ثابت شد (همچنين او با گسترش اثبات خود توانست آن را براي n ≥ 5 نيز ارائه دهد). حدس پوآنكاره جزء مسائلي بود كه جايزه ميليون دلاري براي آن توسط مؤسسه رياضي كلي تعيين شده بود
 
 این نابغه رياضي روسيه بزرگترين افتخار دنياي رياضي جهان را كسب كرد اما از پذيرش اين جايزه سر باز زد.
    گريگوري پرلمان ، مرد چهل ساله ساكن سن پترزبورگ ، بخاطر حل يك مساله كه يك قرن ذهن بسياري از رياضيدانان را به خود مشغول كرده بود،برنده جايزه فيلدز مدال كه آن را معادل نوبل رياضيات مي دانند، با حل مساله «شكل ها» كه ممكن است به دانشمندان در رسيدن به شكل كهكشان ها كمك كند شد.
    جان بال ، رييس مركز جهاني رياضيدانان ، گفت كه وي شخصا از پرلمان خواسته تا اين جايزه را ببرد، اما پرلمان به او گفته كه از آنجايي كه خودش را جزو جامعه رياضيدانان جهاني نمي داند و احساس ايزوله بودن مي كند اين جايزه را نمي پذيرد.
    پرلمان برنده جايزه نقدي به ارزش يك ميليون دلار هم شده است كه البته اين جايزه در مورد تئوري او در مورد فضاي چند بعدي به او تعلق يافته ، اما احتمالا اين نابغه روس اين جايزه را هم نخواهد پذيرفت .
    امسال سه رياضيدان ديگر،آندري اكونكوف روس ، وندلين ورمز فرانسوي و ترنس تائو استراليايي هم در شاخه هاي ديگر مدال هاي فيلدز را ربودند كه هر سه آنها جوايز خودشان را از خوان كارلوس پادشاه اسپانيا دريافت كردند اما پرلمان در اين مراسم حاضر نبود.
    جوايز ف ضط ظث لط ف ظغب در سال 1936 پايه گذاري شد و نام خود را هم از جان چارلز فيلدز رياضيدان كانادايي گرفته است . مبلغ اوليه اين جايزه سيزده هزار و چهارصد دلار است .
    پرلمان اولين گزينه هاي راه حل خود را در ماه نوامبر 2002 روي سايت رسمي آكادمي گذاشت و ساير رياضيدانان از آن زمان تاكنون مشغول بررسي راه حل پرلمان براي حل اين مساله هستند كه در سه مرحله عرضه شده است . تاكنون سه تيم و گروه رياضي در مورد اين راه حل ها بررسي كرده اند و هيچ مشكلي در راه حل نيافته اند
 
دانشمندان ميگويند : جهان پيرتر از آن است كه تا به حال تصور مي شده !!!!

در اين هفته در سال جديد ميلادي اغلب جهان و كره زمين يك سال ديگر از عمر خودشان را پشت سر ميگذارند . اما با اين حال مطابق نظر اخير دانشمندان زمين و جهان زمين و جهان چند بيليون سال پيرتر از آني است كه تا به حال هر كسي فكر ميكرده .

دانشمندان و منجمان بسياري در ايالات متحده دوباره تششعات كيهاني را بررسي كرده اند تا اندازه گيري و اندازه هاي استاندارد بهتري براي فاصله هاي بين كهكشاني بيابند . دكتر فرد واتسون از رصدخانه انگليسي-استراليائي در كوناباربران ميگويد : فاصله كهكشان تقريبا نزديك به ما يعني همان M33 به عنوان فاصله استاندارد در نظر گرفته شده است .
دكتر واتسون همچنين ميگويد : فاصله كهكشان M33 هم اكنون دوباره اندازه گيري شده است.و ما نيز اطلاعات جديدي ازآن به دست اورده ايم . فاصله آن از ما حدود 15 در صد بيشتر از آن چيزي است كه ما تخمين ميزديم . اين كهكشان در فاصله 3 ميليون سال نوري از ما قرار دارد . يعني فاصله اي كه نور در 3 ميليون سال طي ميكند .(حدود 283824*10 ^ 14 كيلومتر !!! )
به نظر ميرسد شبيه يك راه بلند است و حالا كه آن را به كيلومتر تبديل كرديم ميبينيم كه واقعا مثل يك راه بلند است.
دكتر واتسون مي گويد: سن و اندازه دنيا دوستي و پيوندي صميمانه با هم دارند . هر زمان كه شما به فضا مينگريد مثل اين است كه شما داريد به گذشته نگاه ميكنيد . و دورترين و نهائي ترين چيزي كه ما ميتوانيم در نگرش خودمان به فضا ببينيم امواج راديوئي و تششعاتي از
انفجار بزرگ است . و هنوز ميتوانيم آثار و تشششعات آن را در امواج راديوئي فضا ببينيم و آنها را بررسي كنيم .
درست است كه فاصله جديد كهكشان M33 پانزده در صد دورتر اندازه گيري و ثبت شده ولي از نظر دكتر واتسون اين به اين معنا نيست كه 15 در صد به كل جهان اضافه شده است .
بنابراين يك تغيير ناچيز را در اندازه كل جهان نشان ميدهد . دكتر واتسون ميگويد :
بهترين تخمين براي سن دنيا در حال حاضر سني در حدود 13.7 هزار ميليون سال است !!!!
او همچنين ميگويد : اجسام درخشنده و خوشه هاي كهكشاني نيز به همان اندازه پير تر خواهند بود بنا براين شايد ما در اين يك سال پير شدن ناچيز و خيلي كمي از جهان را احساس كرده ايم .


 

حلقه‌ی ذرات فلزی اطراف کوتوله‌ی سفید معمای سیارات گم شده را حل می‌کند

اخترفیزیک‌دانان دانشگاه وارویک یک حلقه‌ی گازی غیر عادی‌ای را، که شامل عناصر فلزی است و به دور یک کوتوله‌ی سفید در حال گردش است، کشف کردند.
 

 

 وجود این حلقه به دانشمندان کمک می‌کند، معمایی را که تاکنون بی‌جواب مانده بود، حل کنند. معما اين بود که چرا سیارات به دور کوتوله‌های سفید وجود ندارند. نتیجه‌ی تحقیق آن‌ها 22 دسامبر در مجله‌ی ساینس (Science) چاپ می‌شود.

 

رهبری این تحقیق را دکتر «بوریس گانسیک» و پروفسور «تام مارش» از بخش فیزیک دانشگاه «وارویک»  (Warwick)بر عهده داشتند. آن‌ها حلقه‌ی گازی غیرعادی‌ای در اطراف کوتوله‌ی سفید نسبتا جوانی به نام  SDSS1228+1040 یافتند. این ستاره در صورت فلکی سنبله و در فاصله‌ی 463 سال نوری از ما قرار دارد و حدود 100 میلیون سال پیش به کوتوله‌ی سفید تبدیل شده است اما هنوز دمای سطحی آن زیاد و در حدود 22000 درجه‌ی سانتی گراد است.

نمايي هنري از يک کوتوله سفيد / Mark A. Garlick

 

دانشمندان از نور این کوتوله‌ی سفید یک طیف نشری با دو قله، دریافت کردند که علت آن وجود عناصری همانند آهن، منیزیوم و کلسیوم در نزدیکی این ستاره است. این مشاهدات نشان می‌دهد که دانشمندان با یک صفحه‌ی گازی غنی شده از فلزات در نزدیکی این کوتوله ی سفید مواجه هستند (در فاصله ی تقریبی 1.2 شعاع خورشیدی از ستاره) و همچنین نشان می‌دهد که ما تقریبا از کنار به این صفحه می‌نگریم.

منشا احتمالی این صفحه‌ی گازی، سیارکی با قطری در حدود 50 کیلومتر است که به قدری به ستاره نزدیک شده، که در اثر نیروهای کشندی(جزر ومدی) از هم گسیخته است. سپس تکه‌های باقی مانده از سیارک در مداری نزدیک به کوتوله‌ی سفید به دام افتاده‌اند و در اثر تابش شدید به تدریج تبخیر شده‌اند.

 

کوتوله‌های سفید در ابتدا ستارگانی همانند خورشید هستند(تا حداکثر 8 برابر جرم خورشید). آن‌ها در پایان عمر خود به غول سرخ تبدیل می‌شوند و تمام سیارات نزدیک به خود و همچنین سیارک‌های نزدیک را می‌بلعند. همچنین سیارات و سیارک‌های خارجی را به مدارهای دورتری منتقل می‌کنند. در اينجا مي‌توانيد نمودارهايي را ببينيد که اين موضوع را به سادگي بيان کرده اند.

 

در سیر تکاملی ستاره‌ای که امروز آن را یک کوتوله‌ی سفید می‌بینیم، جد SDSS1228+1040، یعنی غول سرخ، تمام مواد سیاره‌ای را تا فاصله‌ی 1000 برابر شعاع خورشیدی نابود کرده است. اما هنوز برخی  سیارات و سیارک‌ها در فاصله‌ای دورتر باقی مانده‌اند. برای منحرف کردن مدار یک سیارک و فرستادن آن به نزدیکی کوتوله‌ی سفید نیروی گرانشی زیادی لازم است. یعنی سیارکی پر جرم یا یک سیاره باید وجود داشته باشد. از آنجایی که پیش از این فرض شده بود سیارک‌هایی در اطراف کوتوله‌ی سفید وجود داشته و نابود شده است، این نمونه، اولین گواه واضح بر وجود یک صفحه‌ی سیاره ای به دور یک کوتوله‌ی سفید  و  نمونه‌ای از منظومه‌ی شمسی ما در 5 تا 8 میلیارد سال بعد است.

 

این صفحه‌ی غنی شده از فلزات، در اطرافSDSS1228+1040  نسبتا نایاب است. قبل از این پژوهش، از بین چند صد کوتوله‌ی سفید مورد مطالعه تنها 3 مورد از آن‌ها نامزد داشتن صفحه‌ی سیاره ای بودند که در هیچ کدام از آن‌ها (به دلیل کمبود اطلاعات مربوط به شکل هندسی یا ترکیبات شیمیایی در نزدیکی ستاره) وجود چنین صفحه ای قطعی نیست.

 

در قسمتی از تحقیق، تیم دانشگاه وارویک اطلاعات به دست آمده از500 کوتوله‌ی سفید دیگر را بررسی کردند و هیچ مدرک قطعی از وجود چنین صفحه‌ای پیدا نکردند. کمیاب بودن چنین حلقه‌ای، که حاصل تکه تکه شدن یک سیارک است، نشان می‌دهد احتمالا اکثر سیستم‌های سیاره‌ای با منظومه‌ی شمسی تفاوت دارند. به احتمال زیاد آن‌ها فاقد هر گونه کمربند سیارکی هستند و همچنین سیارات بزرگی، شبیه به زحل و مشتری، در فاصله‌ی دوری از ستاره‌ی مرکزی قرار ندارند. این نتیجه با اطلاعات کنونی ما از سیارات فرا خورشیدی سازگاری دارد چرا که اکثر سیارات فراخورشیدی در فاصله‌ی کمی از ستاره‌ی مادر قرار دارند.

چه چیز دیگری ممکن است از انسلادوس به بیرون پرتاب شده باشد؟

 

یکی از بزرگترین خبرهای سال 2006 کشف کاسینی مبنی بر وجود یخ آب بود که ازپایین انسلادوس، قمر زحل، به بیرون پرتاب می‌شد.
 

 

اخترشناسان دلیل وقوع اين رويداد را  کشند‌های گرانشی زحل مي‌دانند که مانع یخ زدن مواد می‌شود.

حلقه‌ی انسلادوس
تصوير از NASA/JPL/SSI


محققان اظهار کردند که اين فوران‌هاي يخي، موجب احیاي حلقه‌ی
E سياره زحل می‌شود.

 

 این خبر بسیار پر اهمیت است چرا که شايد به معنی حضور آب مایع بر سطح انسلادوس باشد و بر روی زمین هر جا که  آب مایع یافت شده است اعم از این که بسیار سرد، گرم، رادیواکتیویته، اسیدی و یا در عمق زیاد باشد، حیات هم وجود داشته است.

 

مقاله جدید‌ی که در 15 دسامبر 2006 منتشر شد حاکی از دیدگاه دیگری در مورد ستون‌های ابری شکل است. مسئله این جاست که این ابرها حاوی 10%دي اکسيد کربن،‌ نیتروژن و متان هستند. این مواد شیمیایی نمی‌تواند در فشار‌های پایین بر سطح انسلادوس با آب ترکیب شود.

 

محققان می‌گویند که منابعی از یخ نیتروژن و متان که بسیار سردتر ار آب مایع است، در زیر قطب جنوب انسلادوس وجود دارد. ابرهای ناشی از فوران این منابع، نیتروژن، متان،  دی اکسید کربن و  قطعاتی از یخ آب را به درون فضا پرتاب می‌کند.

 

بنابراین آنجا منابعی از آب مایع وجود ندارد و شايد امیدها برای یافتن حیات بر باد رفته باشد.

چهره های ماندگار

فردوسي بزرگ

نادر شاه افشار

عمر خیام

شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی

كورش بزرگ

داريوش بزرگ

ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا

رودکی

حافظ شیرازی، شمس الدین محمد

ناصرخسرو قباديانى

محمدبن زکریای رازی

ابوريحان محمد بن احمد بيرونى

پاپك(بابك) خرمدين

سورنا سردار بزرگ ايراني

محمد مصدق

ارد بزرگ

ستارخان

میرزا تقی خان امیر کبیر

نیما یوشیج

فلورتین اسمارانداچ

صوفیِِ رازی

سهراب سپهری

بلز باسکال

ولفگانگ آمادئوس موتسارت

برنارد شاو

ارنست رادرفورد

محمد غفاری " کمال الملک "

نصرالله خادم

ابراهيم پورداود

رضا مافي

ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازني

محمود حسابي

هوشنگ مرادی کرمانی

ابوالحسن خان صدیقی

نيكولاس كوپرنيك

سالوادور دالي

زرتشت

آلبرت انیشتین

آیزیا برلین

اسپینوزا

ریچارد مروین هر

لودويگ ويتگنشتاين

هنری برگسون

ويلارد ون اورمن كواين

احمد پارسا

نیکلا کپرنیک

 ماري كوری

 آنتوان لوران لاووازیه

ابوسعید فضل الله ابوالخیر

لویی پاستور

اسحاق نیوتن

خواجه نصیر الدین طوسی

شارل. فردريك گائوس

علی اکبر دهخدا

پروین اعتصامی

محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار

میخائیل گورباچف

ملاصدرا يا صدرالمتألهين

علاءالدين ابوالحسن بن علي بن ابي‌الحزم قرشي ( ابن نفیس )

حمید نطقی

کاظم معتمد نژاد

افسانه صفوي

مجید سمیعی

هاشم رفيعي تبار

لطفي زاده

احمد رسول‌زاده

پرویز یاحقی

محمد علی اسلامی ندوشن

احمد کسروی

آندره ماری آمپر

پائولو كوئليو

غلامحسین یوسفی

خسرو گلسرخی

 محمدرضا صياد

 شمس کسمايي

رابرت نوزیک 

 هوشنگ گلشيري

 محمدرضا شفيعی کدکنی

رابرت هوك

احمد بهمنيار

صائب تبریزی

 یوهان کپلر

محمد حسن گنجي

مهدی اخوان ثالث(م.امید)

ابن‌خلدون

 آلساندور جوزپه آنتونیو آنستازیو ولتا

آلفرد نوبل

بزرگ علوی

ایمانوئل کانت

غلامحسين ساعدي

دقیقی

محمدعلی بهمنی

محمد فریدالدین عطار نیشابوری

رشيدالدين ميبدي

بيدل

ابوالمجدود مجدودبن آدم سنايي

نیلز هنریک دیوید بوهر

خواجه عبدالله انصاري

بيهقي

بابا طاهر عریان

جورج جان تامسون

جلال الدین (یا شمس الدین) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری

مولانا جلال الدين محمد بلخي - مولوی

ابوالقاسم حسن عنصری بلخی

شاه نعمت الله ولی

ژاندارك

شیخ بهاء الدین

چارلی چاپلین

شمس تبريزی

ابونصر فارابی

شهاب الدين سهروردي

محمود شبستری

ايرج ميرزا

مسعود سعد سلمان

احمد بن عمر بن علي النظامي العروضي السمرقندي

ابوالمعالي نصرالله بن محمد بن عبدالحميد منشي

امير خواند محمد بن امير برهان الدين خاوند شاه

دیمیتری اوانوویچ مندلیف

مرتضی ممیز

استيفن هاوكينگ

ژول ورن

منظومه شمسی

 

منظومه شمسی
 
 

در حالت عمومی يک منظومه‌ ستاره‌ای يا سامانه ستاره‌ای دست کم دارای يک ستاره و چندين پيکر مدارگرد (مانند شهاب‌سنگ‌‌ها‌، ستاره‌های دنباله‌دار، ماه‌ها و سيارات) است.

منظومه شمسی از خورشيد و اجرام فضايی که در دام جاذبه آن قرار دارند تشکيل شده است .اين اجرام شامل هشت سياره ، سه سياره کوتوله ،۱۶۲ قمر و اجرامی چون سيارک‌ها ،سياره‌نماها،دنباله‌دارها،غبار بين سياره‌ای می‌شوند.

کره زمين در منظومه شمسی جای گرفته است.

شناسه‌های سيارات منظومه‌ شمسی

همه شناسه‌ها نسبت به زمين اندازه‌گيری شده‌اند:

نام سياره قطر جرم شعاع مداری درازی سال درازی روز
 عطارد ۰٫۳۸۲ ۰٫۰۶ ۰٫۳۸ ۰٫۲۴۱ ۵۸٫۶
  ونوس ۰٫۹۴۹ ۰٫۸۲ ۰٫۷۲ ۰٫۶۱۵ -۲۴۳
زمین ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰
 مريخ ۰٫۵۳ ۰٫۱۱ ۱٫۵۲ ۱٫۸۸ ۱٫۰۳
برجيس ۱۱٫۲ ۳۱۸ ۵٫۲۰ ۱۱٫۸۶ ۰٫۴۱۴
 زحل ۹٫۴۱ ۹۵ ۹٫۵۴ ۲۹٫۴۶ ۰٫۴۲۶
اورانوس ۳٫۹۸ ۱۴٫۶ ۱۹٫۲۲ ۸۴٫۰۱ ۰٫۷۱۸
نپتون ۳٫۸۱ ۱۷٫۲ ۳۰٫۰۶ ۱۶۴٫۷۹ ۰٫۶۷۱

img/daneshnameh_up/7/7c/Portraitdefamille.jpg
img/daneshnameh_up/2/2b/Solarsystem.jpg
 
 
عطارد یا تیر

عطارد یا تیر نخستین و نزدیکترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است. از نظر اندازه نسبت

 به دیگر سیارات بعد از پلوتو کوچکترین آنها نیز به حساب می آید. قطر آن 4880 کیلومتر است.

 این سیاره در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد که خروج از مرکز آن 0.2506 است. نزدیکترین فاصله آن از خورشید تنها 9/45 میلیون کیلومتر دورترین فاصله آن 7/69 میلیون

کیلومتر فاصله دارد. لذا همواره در اطراف خورشید حضور دارد و برای ما تنها در هنگام

 طلوع و غروب قابل رویت است. این سیاره بسیار گرم است و درجه حرارت سطح آن در

هنگام روز به حدود 427 درجه سانتیگراد و در شب به 173 درجه زیر صفر کاهش می یابد.

 عطارد هر 88 روز یک بار یک دور به گرد خورشید می چرخد ( دوره تناوب نجومی ).

 در حالی که در مدت 5/58 روز یک دور به دور خود می چرخد ( حرکت وضعی ).

در عطارد هیچ گونه جوی وجود ندارد، ولی برخی مطالعات وجود مقدار کمی گاز هلیوم را که گفته می شود از طریق بادهای خورشید به گرد این سیاره قرار گرفته اند اثبات می کند.

 شکل ظاهری این سیاره بسیار آبله گون است و چهره ای شبیه به کره ماه دارد.

img/daneshnameh_up/e/e3/mercury2bbb.gif


حفره های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح آن دیده می شود که حکایت از برخورد شهاب سنگهای کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه ها به ده ها کیلومتر می رسد. برخی از این دهانه ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده اند و مانند کوه های آتشفشانی هستند.
گرچه از گذشته نسبتاً دور، این سیاره با کمک تلسکوپ مورد مطالعه قرار می گرفت، ولی از سال 1974 میلادی با پرواز سفینه مارینر 10 از کنار عطارد چندین هزار عکس از دشتهای مسطح و گودالهای کم و بیش بزرگ، به ایستگاه های زمینی مخابره شد. مارینر 10 میدان مغناطیسی ضعیفی حدود 1 درصد میدان مغناطیسی زمین را در اطراف این سیاره کشف کرد. این
سیاره به علت گرمای زیاد در روز و دمای بسیار پایین در شب و نبود جو و نداشتن آب به شکل مایع در سطح یا عمق آن هیچ گونه امکانی برای پیدایش شکلی از حیات ایجاد نکرده استدر عین حال عطارد هیچ قمر ی ندارد.

 در این حالت سنگهای این سیاره به شدت منبسط می شوند و پس از غروب آفتاب و شب

 طولانی آن دما به شدت پایین می رود. علت آن هم نبودن جو در اطراف این سیاره است که

 دما را تعدیل نمی کند. سرد و گرم شدن سنگها در شب و روز و استمرار این امر طی قرون و

 اعصار تنها یک نوع فرسایش مکانیکی در سطح این سیاره به وجود می آورد. که به متلاشی

شدن سنگها می انجامد. اختلاف دما در دو سوی این سیاره در میان سیارات منظومه شمسی

منحصر به فرد است.
تنها طوفانهای مغناطیسی از سوی خورشید مقداری
اتم های هلیوم باردار را در اطراف

 میدان مغناطیسی این سیاره به دام انداخته و فشار جوی ناچیزی (به میزان کمتر از یک میلیاردیم

 فشار جوی زمین) ایجاد کرده است. برای خنثی کردن جاذبه سطحی این سیاره در خارج شدن

 از سطح آن تنها به سرعتی به اندازه 4.25 کیلومتر بر ثانیه نیاز است. در حالی که در مورد

 زمین این مقدار حدود 11 کیلومتر بر ثانیه می باشد که به این سرعت سرعت گریز می گویند.
نام کوئی پر، کاوشگر نامی سیارات نیز به یکی از گودالهای بزرگ سیاره عطارد به قطر 25 کیلومتر

 تعلق یافته است.
دانشمندان معتقدند بر اثر برخورد سهمگین یک شهاب سنگ با این سیاره در گذشته بسیار دور،

امروزه در نقطه مقابل این برخورد رشته کوه هایی ظاهر شده اند. در هر حال شهاب سنگها سطح

 این سیاره را در امان نگذاشته اند. محل اصابت این برخورد عظیم که امروزه رشته کوههای بلند

 و مدوری آن را احاطه کرده که به حوضه کالوریس به قطر 1300 کیلومتر شهرت یافته است.

 چگالی این سیاره به میزان 4/5 گرم بر سانتیمتر مکعب تخمین زده شده که اندکی

بیشتر از چگالی زمین است. این حقیقت دانشمندان را بر آن داشته است که تصور کنند

مرکز این سیاره از فلزات سنگینی مانند آهن تشکیل شده است که با توجه به حرکت آرام

چرخشی این سیاره به دور خود میدان ضعیف مغناطیسی در خود ایجاد کرده است.

 فشار بادهای خورشیدی این میدان ضعیف را در جهت مقابل به خورشید بسیار فشرده کرده و

 در پشت آن بسیار گسترانده است. گروهی دیگر از دانشمندان پیدایش میدان مغناطیسی

 در عطارد را به وجود میدان مغناطیسی سنگواره ای نسبت می دهند که از روزگاران قدیم

حاصل شده و باقی مانده است. در هر حال علت واقعی این میدان معلوم نیست.


ویژگیهای عطارد

همان گونه که قبلاً اشاره شد عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است که در کنار جرم

 بزرگی به نام خورشید با آن جاذبه وحشتناکش قرار گرفته است. عطارد برای آن که در دل

 خورشید سقوط نکند و جذب آن نشود دست به مقابله زده است. برای این کار عطارد با سرعت

سرسام آوری به گرد خورشید می چرخد و سریعترین سرعت چرخشی به دور مرکز منظومه

شمسی را از آن خود کرده است. این سرعت به حدی است که یک سال این سیاره کمتر از سه

 ماه به طول می انجامد. مدار این سیاره بیضی شکل است و با فاصله اندکی

(به طور متوسط 9/57 میلیون کیلومتر) از خورشید و از روی زمین این سیاره در اطراف خورشید

 دیده می شود. گاهی کمی بعد از غروب خورشید در بالا دست خورشید و زمانی که به آن

 سوی این ستاره می رسد قبل از طلوع آفتاب در بالای افق شرقی دیده می شود.
حداکثر فاصله زاویه ای که این سیاره با خورشید دارد حدود 28 درجه است ( از دید زمین ).

 هنگامی که زاویه کشیدگی این سیاره در حدود 10 درجه است، از درون تلسکوپ به صورت هلال

 باریکی دیده می شود. لیکن زمانی که می خواهد از پشت خورشید عبور کند قرص روشن

 خود را به ما نشان نمی دهد. با توجه به 7 درجه انحراف مدار گردش این سیاره به دور

 خورشید این سیاره در هر بار گردش از جلوی خورشید عبور نمی کند. بلکه از بالا یا پایین

خورشید می گذرد. در طول 100 سال عطارد تنها دو بار همچون نقطه تاریک و سیاه رنگی

 از مقابل قرص خورشید عبور می کند. که به ترانزیت یا عبور معروف است که آخرین آن

 در سال 1383 بود.

 

زهره (ونوس)

نگاه اجمالی

زهره یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی

 'ستاره شام' نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک

 می‌شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ،

 پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود

و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر

 سانتیمتر مکعب است.



img/daneshnameh_up/e/e8/Mehvarezohre.jpg





سیاره دوقلوی زمین

زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده می‌شود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.

جو زهره

جو زمین و زهره بسیار متفاوت است. اکسیژن و نیتروژن گازهای اصلی جو زمین هستند،

 ولی در جو زهره ، گاز مسموم کننده دی‌اکسید کربن وجود دارد. در بالای جو زهره ،

 حتی ابرهایی از اسید سولفوریک نیز یافت می‌شود. یکی از ویژگیهای مهم جو زهره آن است

 که مانند شیشه گلخانه عمل می‌کند. شیشه‌های گلخانه ، پرتوهای پرانرژی خورشید را به

درون گلخانه راه می‌دهند و در نتیجه خاک گرمای کافی به‌دست می‌آورد. اما این شیشه‌ها از

 خروج انرژی که بوسیله خاک و گیاهان تولید می‌شود، جلوگیری می‌کنند. از اینرو ، انرژی

 در گلخانه حفظ می‌شود و دمای آنجا بالا می‌رود (اثر گلخانه‌ای).



img/daneshnameh_up/6/69/Asaregolkhanei.jpg
گرمای به دام افتاده
در اثر گلخانه‌ای ، گرمای منعکس
شده از سطح
سیاره (فلش قرمز رنگ) توسط
جو سیاره به
دام می‌افتد، مانند حفظ گرما
در گلخانه‌ها.





در زهره نیز گاز چگال دی‌اکسید کربن تقریبا همین رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را به 500 درجه سانتیگراد می‌رساند، که از دمای سطحی عطارد (نزدیکترین سیاره به خورشید) نیز بیشتر است. در جو زهره ، به قدری دی‌اکسید کربن وجود دارد که فشار ناشی از آن ، حدود یکصد برابر فشار جو زمین است. این فشار برابر است با فشاری که در عمق یک کیلومتری اقیانوسهای زمین وارد می‌شود.

حرکت ظاهری

تقریبا چرخش دایره‌ای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة ‌البروج 3.39 درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه ‌روز می‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیاره‌های فوق‌العاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان می‌دهند که سیاره‌ای با یک دوره تناوب نجومی‌ 243.01 شبانه‌روز با حرکت برگشتی می‌چرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن 243 روز زمینی طول می‌کشد. در حالی که در 225 روز ، یک بار خورشید را دور می‌زند. روز خورشیدی در زهره برابر 118 روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانه‌روز طول می‌کشد.



فاصله متوسط از خورشید 108/20 کیلومتر
قطر استوا 12104 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 243/01 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 224/70 روز زمینی
سرعت مداری 35/03 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 480 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0/81
چگالی متوسط (آب=1) 5/25
جاذبه (زمین=1) 0/93
تعداد قمر 0





مشخصه‌های فیزیکی

فاصله زمین تا زهره را می‌توان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن

 را از روی قطر زاویه‌ای بدست آورد. زهره دارای شعاع 6052 کیلومتر است که فقط 5 درصد از

 شعاع زمین کوچکتر می‌باشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شده‌ای ندارد و

 بنابراین تنها وقتی که یک فضاپیما از آن می‌گذرد، یا آنرا دور می‌زند، می‌توان به دقت جرم آنرا

 محاسبه کرد. بسیاری از سفینه‌های فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر

 تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شده‌اند، ولی سرانجام در 1975 میلادی (1354شمسی) دو

سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با

 موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظره‌ای از صخره‌های تیز و نمودهای

 هموار دیده می‌شود. اندازه بیشتر صخره‌ها از 30 تا 60 سانتیمتر است.



img/daneshnameh_up/a/a4/Sakhtarezohre.jpg


اشکال سطحی

سطح زهره را با ارسال خاک ‌نشینهایی برای عکسبرداری یا انتشار علامتهای راداری برای نقشه‌برداری از عوارض آن می‌توان مورد بررسی قرار داد. این کار اخیر فلات بلند ، آتشفشانهای غول پیکر ، حفره‌های بهم فشرده و شکافهای طولانی دره‌ها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر می‌رسد. اختلافات

ارتفاعات سطحی کوچکند و به استثنا تعداد کمی از ‌نواحی مرتفع ، آنها 2 تا 3 کیلومتر

 ارتفاع دارند.

در سطح زهره اختلاف بین سطوح بلند و پست 112 کیلومتر است. در حالی که این اختلاف

 برای ماه و عطارد 4 کیلومتر و برای مریخ 25 کیلومتر و برای زمین 9 تا 20 کیلومتر است.

 سیمای نقشه‌برداری شده زهره ، در دو نیمه جنوبی و شمالی ، بطور قابل توجهی با

یکدیگر اختلاف دارد. ناحیه شمال ، کوهستانی با فلاتهای مرتفع بدون آتشفشان است.

در مقابل ، قسمت جنوبی ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشانی زمینی می‌باشد.

میدان مغناطیسی

یک هسته آهن _ نیکل که قسمتی از آن مایع است ، در مقایسه با زمین ، دلالت بر این دارد

 که بایستی زهره یک میدان مغناطیسی داشته باشد. چون زهره 43 مرتبه آهسته‌تر از زمین

 می‌چرخد، انتظار داریم که دیناموی ذاتی آن ضعیف‌تر و شدت میدان مغناطیسی آن کمتر از

 زمین باشد، اما تا به امروز هیچ وسیله‌ای هیچگونه میدان مغناطیسی‌ای را آشکار نکرده است.

 اگر میدان مغناطیسی وجود داشته باشد، اندازه‌گیریها دلالت می‌کنند که بایستی حداقل

 14-10 برابر میدان مغناطیسی زمین باشد، اما این مقدار خیلی ضعیفتر از میدان مغناطیسی

 است که از یک مدل دیناموی ساده انتظار می‌رود.

یک توضیح ممکن آن است که: می‌دانیم که میدان مغناطیسی ضرورتا صفر است. بنابراین ،

ممکن است وضعیت کنونی زهره نیز چنین باشد (معکوس شدن اخیر قطبهای زمین تقریبا هر

 یک میلیون سال یا در آن حدود اتفاق افتاده است).



img/daneshnameh_up/3/3f/Venusvenera13right.jpg
تصویری از سطح سیاره زهره


تحول سطح

پوسته زهره همانطور که تحت تاثیر ظهور دره‌های تنگ و عمیق ، جایی که صفحات کمی ‌جدا شده‌اند و نیز جلگه‌های کوهستانی مرتفع ، محلی که صفحات باهم تصادم کرده‌اند، قرار گرفته است. این صفحات مقداری جابه‌جایی‌های سطحی نیز دارند. ناحیه حفره‌ای پراکنده شده زمینی بر این دلالت دارد که حرکات صفحات سطحی یک فرآیند گسترده سیاره‌ای نبوده‌اند. در صورتی‌که ، بر روی زمین این چنین بوده است.

تاریخ اولیه زهره (دیرتر از چهار میلیارد سال قبل) بایستی از
تاریخ زمین پیروی کرده باشد،

 زیرا این دو سیاره ، چگالی ، جرم و اندازه‌های مشابهی دارند. حدس می‌زنیم که زهره در

حدود 4.6 میلیارد سال قبل با سایر سیارات خاکی شکل گرفته باشد. لایه‌های داخلی زهره ،

 همانطور که برای زمین اتفاق افتاده است، به سبب گرمای داخلی تشکیل شده‌اند.

رصد زهره

فضاپیماها توانسته‌اند با استفاده از رادار ، نقشه 98 درصد سطح سیاره زهره را ترسیم کنند.

روی هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمین است و صحراهای داغ و دشتهای وسیع

 آتشفشانی حدود دو سوم سیاره را پوشانده‌اند. نواحی فلاتی متعددی نیز به ارتفاع چند

 کیلومتر در دشتها وجود دارند. ناحیه کوهستانی ماکسول مونته با ارتفاعی حدود 11

 کیلومتر (6.8 مایل) بیش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترین نقطه سیاره زهره است.

 آتشفشانها در تمام سطح سیاره پراکنده شده‌اند که وسعت بعضیها به 160 کیلومتر

(10 مایل) می‌رسد.



img/daneshnameh_up/6/64/Koohayezohre.jpg
سیاره‌ای نه چندان مسطح
ارتفاع بعضی کوههای زهره بیشتر از
کوه اورست، بلندترین کوه زمین است.





اگر از بالای قطب شمال نگاه کنیم خواهیم دید که اکثر سیارات و قمرهای منظومه شمسی به دور محور خود چرخیده و در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خورشید در حال گردشند. اما جهت چرخش سیاره زهره برخلاف سایر سیارات ، در جهت عقربه‌های ساعت است. دلیل قطعی این امر هنوز مشخص نیست، اما به نظر بعضی ستاره شناسان جهت چرخش سیاره زهره نیز زمانی مانند سایر

سیارات بوده ، اما بر اثر تصادم با یک سیاره یا سیارک دیگر ، این جهت معکوس شده است.

روند شبیه سازی سایر سیارات به زمین ، زمین سازی نامیده می‌شود. به نظر بعضی

دانشمندان این روند می‌تواند با کاشت هاگهای گیاهی در جو سیاره زهره شروع شود.

در مورد اینکه یک موجود زمینی بتواند در دمای سیاره زهره زنده بماند تردید وجود دارد.

ولی فرض بر این است که هاگهای دی‌اکسید کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طریق

فتوسنتز اکسیژن آزاد خواهند کرد. این کار منجر به زنجیره‌ای از حوادث شده و احتمالاً شرایط

حیاتی مناسبتری از آنچه که ما از آن مطلع هستیم بوجود خواهد آورد.

 

زمین ، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است

. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی

به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی

 و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است.



img/daneshnameh_up/e/e8/Mehvarezamin.jpg
فاصله متوسط از خورشید 60.149 کیلومتر
قطر استوا 12756 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 93.23 ساعت
مدت حرکت انتقالی 26.365 روز
سرعت حرکت انتقالی 79.29 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 55 تا 70 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 00.1
چگالی متوسط (آب = 1) 52.5
جاذبه (زمین = 1) 1
تعداد قمر 1







زمین شرایط بسیار منحصر بفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که 4.5 میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت. همچنین چگالی زمین از تمام سیارات دیگر بیشتر است.

زمین در آغاز شکل گیری

در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.

4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و

 مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین

 را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران

گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه

کردند.

پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو

 متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید

 به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین

 به تدریج به شکل کنونی درآمده است.




img/daneshnameh_up/7/7e/Atashfeshan.jpg
زمین در آغاز شکل گیری
با سرد شدن زمین ، شرایط لازم
برای
پیدایش حیات در آن فراهم شدند.


نحوه پیدایش و تکامل زمین

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

مشخصات زمین

زمین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از

نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی

، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی

 زمین از تمامی سیارات بیشتر است.

زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ، وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین

 در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی

 شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین).




img/daneshnameh_up/6/6b/Zaminemeghnatisi.jpg


کره مغناطیسی

با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند.

بعضی از این ذرات در دو نقطه میدان مغناطیسی به نام کمربندهای «وان آلن»

 به دام می‌افتد. کره مغناطیسی بیشتر بادهای خورشیدی را از زمین دور می‌کند،

 اما جریانهای ذرات باد خورشیدی آنقدر قوی هستند که قسمت جلویی کره

مغناطیسی را مسطح نموده و باعث کشیدگی عقب آن می‌شوند.




img/daneshnameh_up/0/04/Sakhtarezamin.jpg


آینده زمین

از آنجا که حیات در زمین) وابسته به خورشید است، آینده کره زمین نیز به آینده خورشید وابسته خواهد بود. حدود 5 میلیارد سال دیگر ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین کلا از بین می‌رود.

انتظار نجومی

شاید انسان در آینده بتواند قبل از وقوع فاجعه‌های فوق زمین را به جایی دورتر از خورشید منتقل کند.

شاید امکانات آینده ، انسانهای آن زمان به سیاره قابل سکونت دیگری

 کوچ کنند.

شاید بشر بتواند مانع از وقوع فاجعه‌های فوق در خورشید و زمین

 شود.

باید پنج میلیارد سال انتظار کشید.

 

سیاره بهرام یا مریخ
سیاره بهرام یا مریخ

بهرام یا مریخ چهارمین سیاره دور از خورشید در سامانه خورشیدی ماست. جو بهرام

 سرخ‌فام است و در آسمان شب از زمین نیز سرخی آن دیده می‌شود. کره بهرام

 دو ماه کوچک به نام‌های فوبوس و دِیموس دارد که ریخت ظاهری بهم‌ریخته و عجیبی دارند.

این دو ماه احتمالاً شهابسنگ‌هایی هستند که در مدار بهرام گیر افتاده‌اند.

بهرام، سیاره سرخ فام منظومه شمسی، نصف زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر

 با مساحت خشکی‌های روی زمین است. درست مانند زمین، یخ‌های قطبی، دره‌های

 عمیق، کوه، غبار، طوفان و فصل دارد. در دشت‌های آن مانند ماه، گودال‌های برخوردی

حاصل برخورد سنگ‌های آسمانی دیده می‌شود. با وجود اندازه کوچکش، بلندترین کوه و

بزرگ‌ترین دره منظومه شمسی در این سیاره پیدا شده‌است.

جوّ زمین شامل ۷۷ درصد نیتروژن و ۲۱ درصد اکسیژن است. درحالی که در جو مریخ ۹۵ درصد

دی اکسید کربن و فقط ۲۰ درصد اکسیژن وجود دارد. جو سیاره سرخ بسیار رقیق است، به

 طوری که برسطح سیاره فشار جوی معادل یک صدم فشار جو زمین در سطح دریاست. علاوه

بر این جو مریخ محافظ خوبی در برابر تابش‌های مرگبار فضایی نیست.

به دلیل رقیق بودن «هوای» مریخ، دمای هوا به سرعت تغییر می‌کند. مثلاً فقط لحظاتی پس

 از طلوع خورشید دما در سطح بیش از ۲۰ افزایش می‌یابد. جالب تر آنکه در هر لحظه دمایی که

 پای شما احساس می‌کند (هوای نزدیک سطح) با دمای هوای اطراف سر شما ممکن است

تا ۲۰ درجه اختلاف داشته باشد. به این ترتیب اگر روی استوای مریخ باشید، دمای سطح

۲۰ درجه سلیسیوس و دمای اطراف سر شما صفر درجه‌است.

مریخ. نام ستارهٔفلک پنجم از ستاره‌های خنس و آن را بهرام نیز گویند، منحوس و دال بر جنگ

و خصومت و خونریزی و ظلم است. (منتهی الارب). کوکبی است از جملهٔسبعهٔسیاره و در آسمان

 پنجم است. (برهان). ستاره‌ای است از خنس، گویند سبب تسمیهٔآن سرعت سیرش است

و برخی گویند بسبب رنگ زرد و سرخ آن است که شبیه مرداسنج (مردار سنگ) باشد.

(از اقرب الموارد). چهارم کوکب سیار در عالم شمسی که بهرام نیز گویند و به اعتقاد

بطلمیوس کوکب

 سیاری که در آسمان پنجم واقع شده‌است. (ناظم الاطباء). از کواکب سبعهٔسیاره‌است

و مأخوذ از مرخ و آن درختی است که از چوب آن آتش‌زنه سازند و سبب تسمیهٔآن تشبیه

به آتش است از نظر سرخی، و گویند مریخ در لغت عبارت از تیر بدون پر است که در حرکت

خود پیچ و تاب میخورد و ستارهٔمذکور نیز بسبب به چپ و راست رفتن در حرکت بدین نام

خوانده شده مریخ در فلک پنجم است و فاصلهٔآن از زمین سه هزار هزار و نهصد هزار و

 دوازده هزار و هشتصد و شصت و شش میل است. (از صبح الاعشی ج ۲). از کلدانی مَرداخ،

 و شاید اصل مرداخ نیز فارسی باشد، یا فارسی و کلدانی از مرد (رجل) و آک به‌معنی اسب

 به فارسی یا به کلدانی. یکی از پیکرهایی که یونانیان باستان برای مریخ می‌پنداشتند اسب بود،

 و واژه مارس از همین مریخ آمده‌است یعنی مرداخ و مرداس نامی است که به پدر ضحاک میداده‌اند

 و این نام در میان عرب بسیار است.

نام‌های دیگر بهرام در زبان عربی: مریخ، بِخون. کوکب القاهر. غضبان. حصار. ترک فلک. (دهار).

 ترک معربد. نحس اصغر. خانس. خنس. سیارة. کانسر. (دهار). در کتاب‌های قدیمی فارسی

 آن را فلک شحنهٔپنجم و سایس رواق پنجم نیز نامیده‌اند. برگرفته از لغت نامه دهخدا

 

 

مشتری یا برجیس

تصویری که فضاپیمای کاسینی از مشتری گرفته است. این تصویر دقیق‌ترین عکسی است که تاکنون از مشتری تهیه شده است.

تصویری که فضاپیمای کاسینی از مشتری گرفته است. این تصویر دقیق‌ترین عکسی است
که تاکنون از مشتری تهیه شده است.

معمولا مشتری چهارمین شی درخشان آسمان می‌باشد (بعد از خورشید، ماه و زهره)

اگرچه بعضی اوقات مریخ درخشان‌تر به‌نظر می‌آید.

جرم مشتری ۲٫۵ بار از مجموع جرم سیارات منظومه شمسی بیش‌تر است.

 جرم مشتری ۳۱۸ بار بیش‌تر از جرم زمین است. قطر آن ۱۱ برابر قطر زمین است.

 مشتری می‌تواند ۱۳۰۰ زمین را درخود جای دهد. میانگین فاصله آن از خورشید

 در حدود ۷۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار کیلومتر می‌باشد یعنی بیشتر از ۵ برابر فاصله زمین

 از خورشید. ستاره‌شناسان با تلسکوپ‌های مستقر در زمین و ماهواره‌هائی که در مدار زمین

 می گردند به مطالعه مشتری می پردازند. ایالات متحده تا کنون ۶ فضاپیمای بدون

 سرنشین را به مشتری فرستاده است. در ژوئیه ۱۹۹۴، هنگامی که ۲۱ تکه از

 دنباله دار شومیکر-لوی ۹ با اتمسفر مشتری برخورد نمود ستاره‌شناسان شاهد

 رویدادی بسیار تماشائی بودند. این برخورد باعث انفجارهای مهیبی شد که بعضی

 از آن‌ها قطری بزرگتر از قطر زمین داشت.

 خصوصیات فیزیکی

مشتری گوی غول پیکری از مخلوط گاز و مایع است و احتمالا مقداری سطح جامد دارد.

سطح سیاره از ابرهای ضخیم زرد، قرمز، قهوه‌ای و سفید رنگ پوشیده شده است.

مناطق روشن رنگی «ناحیه» و قسمتهای تاریک تر «کمربند» نامیده می‌شوند. کمربندها

و ناحیه‌ها به موازات استوای سیاره قرار دارند.

 مدارو چرخش

مشتری در یک مدار کمی بیضی شکل یک دور به دور خورشید می‌زند که ۱۲ سال زمینی

طول می‌کشد. همچنان که سیاره به دور خورشید می گردد، به دور محور فرضی خود

نیز می گردد. چرخش مشتری به دور خود سریع‌تر از هر سیاره دیگری است. چرخش مشتری

 به دورخود ۹ ساعت و ۵۶ دقیقه به طول می انجامد (مقایسه کنید با چرخش ۲۴ ساعته

زمین به دور خود.) دانشمندان نمی‌توانند به طور مستقیم سرعت گردش داخلی سیارات

 گازی شکل را اندازه‌گیری کنند و به طور غیر مستقیم اندازه گیری می کنند. ابتدا سرعت

متوسط چرخش ابرهای قابل مشاهده را اندازه‌گیری می‌نمایند. مشتری به قدر کافی

 امواج رادیویی ارسال می‌کند که به وسیله رادیو تلسکوپ‌های زمینی دریافت گردد.

 در حال حاضر دانشمندان از اندازه امواج برای محاسبه سرعت جرخش مشتری استفاده

 می نمایند. قدرت امواج تحت تاثیر میدان مغناطیسی سیاره در یک الگوی ۹ ساعت

و ۵۶ دقیقه‌ای که تکرار می گردد تغییر می نماید زیرا سرچشمه میدان مغناطیسی

هسته سیاره می‌باشد. این تغییرات نشان دهنده میزان سرعت جرخش داخلی

 سیاره می‌باشد. جرخش سریع مشتری باعث برآمدگی در استوا و پخی در قطب‌های

 آن می شود. قطر استوا ۷ درصد بیشتر از قطر قطب‌ها می‌باشد.

 جرم و چگالی

مشتری از هر سیاره دیگری در منظومه شمسی سنگین‌تر است. جرم آن ۳۱۸ بار

بیش تر از زمین می‌باشد ولی با وجود جرم زیاد، نسبتا دارای چگالی کمی می‌باشد.

 متوسط چگالی آن ۱٫۳ گرم در سانتیمترمکعب می‌باشد یعنی اندکی بیشتر از چگالی آب.

 چگالی مشتری در حدود یک چهارم چگالی زمین می‌باشد زیرا سیاره به صورت عمده از

عناصر سبک هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. از سوی دیگر زمین عمدتا از عناصر سنگین

 آهنی و سنگی تشکیل شده است. عناصر شیمیائی سازنده مشتری بیش تر شبیه خورشید

 می‌باشد تا زمین. احتمالا مشتری دارای هسته‌ای از عناصر سنگین می‌باشد. هسته احتمالا

 ترکیبی مشابه هسته زمین اما ۲۰ تا ۳۰ برابر سنگین‌تر می‌باشد.

نیروی جاذبه در سطح سیاره ۲٫۴ برابر بیش تر از سطح زمین می‌باشد. یعنی شئی که روی

 زمین ۱۰۰ کیلو گرم وزن دارد، در روی مشتری وزنی برابر با ۲۴۰ کیلو خواهد داشت. جو مشتری

 تشکیل شده است از ۸۶ درصد هیدروژن ۱۴ درصد هلیوم و مقدار ناچیزی متان، آمونیاک،

 فسفین، آب، استلین، اتان، ژرمانیوم و مونو اکسید کربن. درصد هیدروژن بر پایه تعداد

مولکول‌های موجود در جو می‌باشد تا جرم کلی آنها.

این سیاره از لایه های رنگی از ابرها در ارتفاعات مختلف تشکیل شده است. مرتفع ترین

 ابرهای سفید از کریستال‌های منجمد آمونیاک تشکیل شده‌اند. قسمتهای تاریک‌تر و ابرهای

کم ارتفاع‌تر در کمربندها واقع شده‌اند. پایین ترین سطحی را که می توان مشاهده کرد ابرهای آبی

رنگ تشکیل داده‌اند. دانشمندان انتظار کشف ابرهای آب‌دار را در ۷۰ کیلومتری سطح زیرین

 ابرهای آمونیاکی دارند. هر چند که تاکنون چنین سطحی کشف نشده است.

 لکه بزرگ سرخ

بارزترین جلوه سطح مشتری لکه بزرگ سرخ آن می‌باشد که توده گاز جرخانی است که

 شباهت به گردباد دارد. قطر این لکه سه برابر قطر زمین است. رنگ لکه معمولا از قرمز آجری

 به قهوه‌ای کمرنگ تغییر می‌کند و گاه این لکه کاملا محو می گردد. رنگ آن احتمالا ناشی

 از مقدار کم فسفر و گوگرد در کریستال‌های آمونیاک می‌باشد. سرعت چرخش لکه در لبه آن

 در حدود ۳۶۰ کیلومتر در ساعت است. این لکه در فاصله یکسانی از استوا به آرامی از شرق

 به غرب حرکت می کند. ناحیه‌ها و کمربندها و لکه بزرگ بسیار پایدار و مشابه سیستم چرخش

 زمین می‌باشد. از زمانی که منجمان در سال ۱۶۰۰ از تلسکوپ برای مشاهده استفاده

نموده‌اند این خصوصیات تغییرات چندانی نداده‌اند.

دما

دمای هوا در ابرهای بالائی مشتری در حدود ۱۴۵- درجه سانتی‌گراد می‌باشد. اندازه‌گیری‌ها

نشان می دهد که دمای مشتری با افزایش عمق در زیر ابرها افزایش می‌یابد. دمای هوا در

 سطحی که فشار اتمسفر ۱۰ برابر زمین می‌باشد، به ۲۱ درجه سانتی‌گراد می رسد.

 دانشمندان فکر می‌کنند که اگر مشتری دارای گونه‌ای از حیات باشد، حیات در این سطح

ساکن خواهد بود، چنین حیاتی در گاز خواهد بود زیرا در این سطح هیچ قسمت جامدی

وجود ندارد. دانشمندان تا کنون هیچ مدرکی از حیات برروی مشتری نیافته اند. نزدیک مرکز

 سیاره دما بسیار بیشتر می‌باشد. دمای هسته در حدود ۲۴ هزار درجه، یعنی داغ‌تر از

 سطح خورشید می‌باشد. ستاره‌شناسان عقیده دارند که خورشید، سیارات و دیگر

 اجسام منظومه شمسی از چرخش ابرهائی از گاز و غبار شکل گرفته اند. جاذبه گازی

و ذرات غبار آنها را به صورت ابرهای ضخیم گوی مانند از مواد در آورد در حدود

 ۴،۵ میلیارد سال پیش مواد به هم فشرده شدند تا اجسام متعدد منظومه شمسی

 به وجود آمدند. فشردگی مواد تولید حرارت نمود. حرارت بسیاری هنگامی که مشتری

 شکل گرفت تولید شد.

 میدان مغناطیسی

مشتری نیز همانند زمین و اکثر سیارات، مانند یک آهنربای بزرگ عمل می کند.

 میدان مغناطیسی مشتری ۱۴ بار قوی‌تر از زمین می‌باشد. بر طبق اندازه‌گیری‌های

گرفته شده توسط فضاپیماها، میدان معناطیسی مشتری قوی‌ترین در منظومه شمسی

 میباشد (به جز لکه‌های خورشیدی و ناحیه های کوچکی از سطح خورشید). دانشمندان

 به طور کامل از چگونگی تولید میدان مغناطیسی مطلع نیستند هر چند که احتمال می

 دهند که حرکت هیدروژن فلزی داخل هسته سیاره تولید میدان می نماید. میدان مغناطیسی

 مشتری بسیار قوی تر از میدان مغناطیسی زمین می‌باشد زیرا مشتری بسیار بزرگ

 تر و با سرعت بیشتری به دور خود می گردد. میدان مغناطیسی مشتری الکترون‌ها و

 پروتون‌ها و دیگر ذرات دارای بار الکتریکی را در کمربند رادیواکتیو که در اطراف سیاره قراردارد

 به دام می اندازد. این ذرات بسیار قدرتمند می‌باشند به طوری که می توانند به ابزارهای

فضاپیماهایی که نزدیک سیاره شده اند آسیب برساند. در داخل ناحیه ای از فضا که مگنتوسفر

 نامیده می شود میدان مغناطیسی مشتری همانند یک زره عمل می کند. این زره سیاره

 را از بادهای خورشیدی و ذرات پر انرژی متوالی که از خورشید می آیند محافظت می نماید.

 اغلب این ذرات الکترونها و پروتونهائی هستند که با سرعت ۵۰۰ کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند.

 میدان، ذرات الکتریکی باردار شده را در کمربند رادیواکتیو به دام می اندازد مرکز تله مگنتوسفر

 نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی می‌باشد. در آن قسمت از سیاره که از خورشید

دور می‌باشد مگنتوسفر به صورت دنباله‌ای عظیم در فضا کشیده می شود که دنباله مگنتو

نامیده می شود. طول این دنباله ۷۰۰ میلیون کیلومتر می‌باشد. امواج رادیویی که از

 مشتری به رادیو تلسکوپهای زمینی می رسند دو نوع می باشند فورانهای انرژی و

تششعات پی در پی. فورانهای قوی هنگامی رخ می دهند که آیو، نزدیک ترین قمر مشتری

 و چهارمین آنها از میان مرکز مغناطیسی سیاره عبور می نماید تششعات پی در پی از

سطح مشتری و همجنین ذرات پر انرژی کمربند رادیواکتیو مشتری می آیند.

 قمرها

مشتری حداقل دارای ۶۳ قمر است که ۱۶ قمر آن قطری بیش از ۱۰ کیلومتر دارند.

چهار قمر از بزرگترین قمرهای مشتری به ترتیب فاصله از این سیاره عبارتند از:

 آیو، اروپا، گانیمد و کالیستو. این چهار قمر را قمرهای گالیله‌ای می‌نامند زیرا ستاره‌شناس

 ایتالیایی گالیله آنها را در سال ۱۶۱۰ به وسیله اولین تلسکوپ کشف کرد. آیو دارای

 آتشفشانهای فعال بسیاری می‌باشد. هر فوران گازی آن دارای گوگرد می‌باشد. رنگ

زرد نارنجی سطح آیو احتمالا از مقدار بسیار زیاد گوگرد جامد که در سطح سیاره انباشته

شده می‌باشد. اروپا کوچکترین قمر گالیله‌ای می‌باشد با قطری برابر با ۳ هزار و ۱۳۰ کیلومتر.

 اروپا دارای سطحی از یخ صاف و ترک خورده می‌باشد.

بزرگترین ماه گالیله‌ای گانیمد با قطری برابر با ۵۲۶۸ کیلومتر است. گانیمد بزرگتر از سیاره

 تیر می‌باشد. کالیستو با قطری برابر با ۴۸۰۶ کیلومتر اندکی کوچکتر از تیر می‌باشد.

 به نظر می‌آید کالیستو و گانیمند از یخ و اندکی مواد سنگی ساخته شده باشند.

 هر دو قمر دارای دهانه‌های بسیاری می‌باشند. بقیه قمرهای مشتری بسیار کوجکتر

 از قمرهای گالیله‌ای هستند. امالیتا و هیمالایا دو قمر بزرگ بعدی می‌باشند. امالیتا

به شکل سیب زمینی می‌باشد با قطری برابر با ۲۶۲ کیلومتر. قطر هیمالیا برابر با ۱۷۰ کیلومتر

 می‌باشد. بیشتر ماههای باقیمانده مشتری با تلسکوپ‌های بزرگ زمینی کشف شده‌اند.

 دانشمندان متیس و اداریستا را در سال ۱۹۷۹ با مطالعه عکسهائی که فضاپیمای ویجر

 گرفته بود کشف کردند.

 حلقه ها

مشتری دارای سه حلقه باریک در اطراف استوای خود می‌باشد. این حلقه‌ها بسیار کم‌نورتر

 از حلقه‌های زحل می باشند. به نظر می‌آید حلقه‌های مشتری عمدتا از ذرات ریز غبار

 ساخته شده باشند. حلقه اصلی درحدود ۳۰ کیلومتر ضخامت و بیش‌تر از ۶۴۰۰ کیلومتر

عرض دارد. مدار امالیتا درون حلقه قرار می‌گیرد.

برخورد دنباله دار شومیکر-لوی ۹

در مارس ۱۹۹۳ سه ستاره‌شناس به نام های یوجین شومیکر، کارولین شومیکر و

 دیوید اچ لوی یک دنباله‌دار را نزدیک مشتری کشف نمودند. این دنباله‌دار بعدها

شومیکر-لوی ۹ نام گرفت. به علت جاذبه مشتری دنباله‌دار به سوی مشتری کشیده شد.

 هنگامی که دنباله‌دار کشف شد به ۲۱ تکه شکسته شده بود احتمالا هنگامی که به

سیاره نزدیک شده بود در اثر جادبه سیاره متلاشی شده بود محاسبات بر مبنای مکان و

 سرعت دنباله دار نشان داد که در ژوئیه ۱۹۹۴ تکه‌های دنباله‌دار با اتمسفر مشتری برخورد

 خواهند نمود. دانشمندان امیدوار بودند که اطلاعات زیادی از اثرات برخورد دنباله‌دار و

 سیاره به دست بیاورد. ستاره‌شناسان تلسکوپهای بزرگ و مهم روی زمین را در تاریخ

 پیش بینی شده به سوی مشتری نشانه روی کردند. دانشمندان همچنین مشتری

 را به وسیله تلسکوپ قذرتمند هابل و فضاپیمای گالیله که در راه خود به سوی مشتری بود

 مشاهده می نمودند. تکه ها به پشت مشتری که از زمین و تلسکوپ هابل قابل

 مشاهده نبود برخورد نمود اما چرخش مشتری باعث می‌شد که بعد از نیم ساعت

 اثر برخورد قابل مشاهد باشد

 

کیوان یا زحل

کیوان
 

کیوان یا زُحَل، پس از مشتری، دومین سیاره‌ بزرگ منظومه شمسی ماست

 و ششمین سیاره دور از خورشید می‌‌باشد. کیوان یک گلوله گازی غول‌پیکر است

و چگالی‌اش آن اندازه کم است که اگر در آب بیفتد روی آب می‌‌ماند! یک روز کامل

 در کیوان برابر ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه در زمین می‌‌باشد و بر خلاف آن طول مدت سال آن

 برابر ۲۹٫۵ برابر سال زمینی می‌‌باشد. از آنجایی که مدار استوایی کیوان تقریبآ همانند

زمین در ۲۷ درجه می‌‌باشد ازاینرو تغییرات زاویه سیاره نسبت به خورشید شبیه به زمین

 می‌‌باشد و در این سیاره نیز همان چهار فصل مشاهده می‌شود. جرم سیاره کیوان

 همانند مشتری از گاز می‌‌باشد و بیشترین گازی که در جو آن سیاره موجود است

هیدروژن می‌‌باشد و کمی هم هلیوم و متان. جرم حجمی سیاره کیوان از آب کمتر

 می‌‌باشد و از این بابت در نوع خود در میان دیگر سیارات سامانه خورشیدی یگانه می‌‌باشد.

به علت سرعت حرکت کیوان به دور خود در قطب‌های آن نوعی حالت تخطی مشاهده می‌شود.


در آسمان شب زمین، کیوان به دلیل اندازه بزرگ , دارای جوی درخشان است. زیبایی

آسمان کیوان به خاطر نوارهای روشن حلقه‌های اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش است.

کیوان از جنبه‌های زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه شگفت

 انگیز وجود دارد. جرم کیوان، صد بار بیش از جرم زمین است.

 

 حرکت کیوان

کیوان با نیم قطر اطول ۹٫۵۳۹AV و دوره تناوب گردش نجومی ۲۹٫۴۵۸ سال، در مداری با

خروج از مرکز ۵۵۷٪ که با دایرِة البروج زاویه ۴۹٫۲ درجه می‌سازد، می‌گردد.

از روی زمین قطر زاویه‌ای زحل در نقطه مقابله حدود ۲۰ دقیقه است. مانند مشتری، زحل

 دارای جو غلیط پر از ابری است که به صورت جزئی می‌چرخد. از مشاهدات انتقالات دوپلری

 در عرض سیاره و با زمان بندی دقیق علامتهای جوی، دوره تناوب چرخش نجومی آن،

در نزدیک استوایش ۱۰ ساعت و ۱۴ دقیقه و در عرضهای جفرافیایی بالا

۱۰ ساعت و ۳۸ دقیقه محاسبه شده است. در اینجا هم مجدداً چرخش جزئی مشابه

مشتری داریم. استوای زحل به اندازه ۲۶ درجه و ۴۵ دقیقه با صفحه مداری آن زاویه می‌سازد،

بطوری که قطبهای سیاره در فاصله‌های زمانی حدود ۱۵ سال یک بار سمت زمین

 متمایل می‌شوند. چرخش باعث پخی زیاد (۹۶٪) زحل می‌گردد، بطوریکه شعاعهای

 قطبی و استوایی به نسبت ۱۰/۹ هستند.


مشخصات فیزیکی کیوان

کیوان شباهت قابل توجهی با مشتری دارد، ولی کمی کوچک‌تر است و جرم آن کمتر از

جرم مشتری (۹۵M). کیوان کمترین چگالی حجمی را نسبت به سایر سیارات دارد. ساختار

جو کیوان با کمربندهایی که به موازات استوا امتداد دارند، مشابه است. آشفتگیهای کمربندهای

 کیوان خیلی کمتر (تاکنون از روی زمین فقط ۱۰ لکه مشاهده شده‌اند) از مشتری است.

 جو کیوان احتمالاً ترکیب خیلی مشابه‌ای با جو مشتری دارد. تاکنون متان (CH۴)، آمونیاک

 (NH۳)، اتان (C۲H۶)، فسفین (PH۳)، استیلن (C۲H۲)، متیل استیل (C۳H۴)، پروپان (C۳H۸) و هیدروژن مولکولی (H۲) آشکار شده است.

ابرهای کیوان خیلی کمرنگ تر از ابرهای مشتری به نظر می‌رسند.ابرهای مشتری اغلب به

 رنگ زرد کم رنگ و نارنجی هستند، به این دلیل که دما در کیوان کمتر از مشتری است،

ابرهای کیوان در لایه پایین تر جوش قرار می‌گیرند. درون کیوان احتمالاً ترکیب مشتری را دارد.

 تخمینهای نظری مقادیر حدود ۷۴٪ هیدروژن، ۲۴٪ هلیوم، ٪۲ عناصر سنگین تر را پیشنهاد می‌کند

. این ترکیب تقریباً مشابه ترکیبات خورشید است. کیوان ممکن است یک هسته سنگین

 کوچک به قطر ۲۰ هزار کیلومتر و جرمی معادل ۲۰Mφ را داشته باشد.

 مشخصات کیوان

فاصله متوسط از خورشید ۱/۴۳ میلیارد کیلومتر

قطر استوا ۱۲۰۵۳۶ کیلومتر

مدت حرکت وضعی ۱۰/۲۳ ساعت

مدت حرکت انتقالی ۲۹/۴۶ سال زمینی

سرعت مداری ۹/۶۴ کیلومتر در ثانیه

دمای ابر فوقانی ۱۸۰- درجه سانتیگراد

جرم (زمین=۱) ۹۵/۱۸

چگالی متوسط (آب=۱) ۰/۶۹

جاذبه(زمین=۱) ۰/۹۳

تعداد قمر ۲۱

 ماهک‌های کیوان

به دلیل محدودیت‌های فناورانه تا سال ۲۰۰۰ میلادی دانشمندان معتقد بودند که کیوان تنها

چهار ماهک (قمر) دارد اما بعدها آشکار شد که تعداد ماهکهای کیوان می‌تواند از ۲۰ و حتی

 ۳۰ هم بیشتر باشد. ماهک‌های کیوان که به مانند خانواده آن می‌‌باشند هر ساله رو به

 افزایش است. در سال ۲۰۰۰ ستاره شناسان دوازده ماهک کوچک را به گرد کیوان کشف

کردند که این به طور موقت کیوان را از نظر شمار ماهک‌ها در جایگاه نخست قرار داد. اما

 یافته‌های تازه از سوی شپرد و همکارانش باعث شد تا مشتری در این مورد در رده‌ای جلوتر

 از کیوان باشد. البته ممکن است ماهک‌های بیشتری گرد کیوان در گردش باشند که فاصله

 زیاد کیوان از ما تشخیص آنها را برای دانشمندان مشکل می‌‌سازد.


۲۰ قمر تاکنون برای کیوان شناسایی شده‌اند، که ۱۳ قمر از زمین و هفت قمر دیگر به‌وسیله

کاوشگرهای فضایی کشف شده‌اند. قمرهای کوچک کیوان به شکل سیب زمینی بوده و

 شکلهای نامنظمی دارند. احتمال می‌رود که قمرهای کوچک‌تر دیگری نیز کشف شوند. سطح

بسیاری از قمرها پوشیده از گودالهای شهابسنگی است. در سطح میماس، یکی از قمرهای

 کوچک کیوان، گودالی بزرگ به نام هرشل وجود دارد که ۱۳۰ کیلومتر (۸۱ مایل) وسعت داشته

 و یک سوم این قمر را پوشانده است.

کیوان دارای بیشترین قمر در بین سیارات منظومه شمسی است. دانشمند هلندی،

 کریستین هوینگس (۹۵ – ۱۶۲۹)، در سال ۱۶۵۵ اولین قمر زحل را کشف کرد. تیتان

از لحاظ بزرگی دومین ماهک و یکی از سه ماهکی است که در منظومه شمسی دارای

جو هستند. تصور می‌شود که قسمت اعظم آن ازسنگ و بقیه از یخ تشکیل شده باشد.

 جوی که دائما سطح تیتان را پوشانده است، حاوی نیتروژن و سایر مواد شیمیایی است.

تیتان به مانند ستاره‌ای کوچک از قدر ۸٫۳ گرد کیوان می‌گردد، تیتان را می‌توان به آسانی

با یک اختربین (تلسکوپ) کوچک ۴ اینچی رصد کرد. تیتان هر ۱۶ روز یک بار گرد کیوان

 می‌گردد و برای یافتن آن کافی است اختربین (تلسکوپ) را به سمت کیوان نشانه روید

 و در فاصله ۲ دقیقه‌ قوسی این سیاره به دنباله ستاره‌ای از قدر ۸٫۳ باشید.

اختر شناسان به تازگی قمر جدیدی از سیاره زحل را شناسایی کرده‌اند که بسیار کوچک

 است (حدودآ ۲ کیلومتر). در این صورت تعداد قمرهای زحل به ۲۱ قمر تغییر می‌کند.

 حلقه‌های کیوان

 تصویر حلقه‌های کیوان
تصویر حلقه‌های کیوان

حلقه‌ها یا کمربندهای کیوان در فاصله ۱۱۲۰۰ کیلومتری آن جای گرفته‌اند. حلقه‌های

 کیوان از تکه‌های یخ و همچنین تکه‌های سنگ و غبار تشکیل شده‌اند برخی به اندازه

 یک غبار ریز و برخی به اندازه یک خانه. حلقه‌های کیوان پهن هستند ولی بسیار تخت

 و نازک. پهنای آن‌ها ۲۸۲ هزار کیلومتر است اما کلفتی آنها تنها یک کیلومتر است. بنابراین

 هنگامیکه از پهلو به کیوان بنگریم حلقه‌ها تیغه باریکی می‌شوند و دیده نمی‌شوند. مشتری

 و نپتون و اورانوس هم حلقه دارند اما حلقه کیوان از همه بهتر دیده می‌شود. به باور

دانشمندان دلیل درخشانتر بودن حلقه‌های کیوان تازه تر بودن و جوانتر بودن آن هاست.

 آن‌ها می‌‌انگارند که این حلقه‌ها در پی نزدیک شدن یک ماهک (قمر) به کیوان و فروپاشی

 آن ماهک در اثر گرانش کیوان پدید آمده اند. حلقه‌های کیوان به ترتیبی که کشف شده‌اند

با حروف الفبا نامگذاری شده اند. ای، بی، سی، دی، ای، اف و جی A B C D E F G در میان

حلقه‌ها سه شکاف وجود دارد به نام‌های انکه Encke،کیلر Keeler و مکسول Maxwell. و یک

 بازه بزرگ به نام بازه کاسینی Cassini. بازه کاسینی ۴۷۰۰کیلومتر پهنا دارد.

نخستین کسی که به حلقه رازآمیز پیرامون کیوان علاقمند شد و آن را کشف کرد گالیله بود.

 او در سال ۱۶۱۰ به این موضوع پی برد و در آغاز بر این باور بود که این حلقه از جنس جامد می‌‌باشد.

 اما امروزه ثابت شده است که این حلقه از قطعات آب یخ زده تشکیل شده است که برخی

 از آنها در اندازه‌های یک خودروی معمولی می‌‌باشند. مجموع گرانش (جاذبه) کیوان و گرانش

 ماهکهای آن حالتی را پدید می‌‌آورند که این قطعات همواره بصورت حلقه‌های نازک به دور این

سیاره به نظر ثابت ایستاده اند.

 اکتشاف کیوان

فضاپیمای پایونیر ۱۱ (Pioneer ۱۱) برای نخستین بار در سال ۱۹۷۹ از این سیاره دیدن کرد

 و پس از آن در سالهای بعد ووییجر (Voyager) یک و سپس ووییجر دو. از جمله مواردی

 که فضاپیمای ووییجر دو در ماموریت خود توانست به آن دست پیدا کند اثبات وجود باد،

 میدان‌های مغناطیسی، شفق صبحگاهی و همچنین تندر و آذرخش در این سیاره زیبا

می‌‌باشد. سرعت بادهایی که در قسمت استوایی این سیاره می‌‌وزد به

 ۵۰۰ کیلومتر بر ثانیه نیز می‌‌رسد.

 گسیختگی کاسینی

در سال ۱۶۷۵ میلادی (۱۵۰۴ شمسی) جووانی دومینیکو کاسینی، اخترشناس ایتالیایی،

 کشف کرد که حلقه زحل از دو حلقه تشکیل یافته است و میان آن دو جدایی وجود دارد.

این جدایی گیستختگی کاسینی نامیده می‌شود و در اثر کشش گرانشی قمر غول پیکر

تیتان بوجود آمده است. مطالعات بعدی نشان داده‌اند که در اطراف زحل، بر روی هم چهار

 حلقه وجود دارد. داخلی‌ترین آنها بسیار کم نور و تقریباً با بالای ابرها در تماس است. قطر

حلقه نورانی بیرونی به ۱۴۰۰۰۰ کیلومتر می‌رسد.

میدان مغناطیسی کیوان

میدان مغناطیسی دارای یک گشتاور کلی برابر ۳۵/۱ گشتاور مشتری است. اما این مقدار

 به حد کافی قوی است که یک میدان مغناطیسی سپهر مشتری گون با کمربندهای تابشی

مشابه زمین ایجاد کند. گشتاور دو قطبی مغناطیسی با میل یک درجه نسبت به محور

چرخش زحل قرار می‌گیرد که این مقدار با انحراف مشخص محورهای مغناطیسی مشتری

 و زمین تفاوت آشکار دارد. مغناطیس سپهر زحل ذرات بسیار کمتری از ذرات مغناطیس سپهر

مشتری را در خود جای می‌دهد.


دو دلیل عمده این تفاوت شامل کمبود یک منبع محلی ذرات بار دار که در مورد مشتری توسط

 فورانهای آیو تولید می‌شوند و حلقه‌های قابل رویت زحل که بطور موثری ذرات باردار را جذب

کرده و مغناطیس سپهر داخلی را از ذرات باردار خالی می‌کنند، است. در خارج لبه حلقه‌ها چگالی

 ذرات باردار به سرعت افزایش می‌یابد و در حدود ۵Rs تا ۱۰Rs به یک قله می‌رسد. در اینجا، ذرات

 باردار بطور محکم به میدان مغناطیسی در حال دوران سریع جفت می‌شوند. این برهمکنش،

لایه‌ای از پلاسما به ضخامت تقریباً ۲Rs ایجاد می‌کند که تا حدود ۱۵Rs ادامه می‌یابد.در ورای این

مقدار، مغناطیس سپهر شکل خود را از دست می‌دهد. اندازه آن با دمای خورشید تغییر می‌یابد.

 

اورانوس

 

اورانوس هفتمین سیاره نزدیک به خورشید و سومین غول از چهار غول گازی است.

 جبه‌ای از گاز و یخ هسته سنگی این سیاره را پوشانده است. جو اطراف جبه غالباً از

متان ساخته شده ، که این گاز باعث وجود رنگهای آبی و سبز که از مشخصات بارز این

سیاره هستند، می‌شود. اورانوس در کناره‌های خارجی و سرد منظومه شمسی قرار داشته ،

 دمای ابرهای فوقانی آن به 210 درجه سانتیگراد زیر صفر (346- درجه فارنهایت) می‌رسد.

 علی رغم داشتن 15 قمر و یک منظومه حلقوی ، سطح اورانوس مشخصه خاصی ندارد.

 تنها مشخصاتی که تا کنون مشاهده شده‌اند چند ابر متانی هستند که در سال 1986

بوسیله کاوشگر فضایی ویجر2 کشف شدند.



فاصله متوسط از خورشید 2.87میلیارد کیلومتر
قطر استوا 51118 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 17.90 ساعت
مدت حرکت انتقالی 84.01 سال زمینی
سرعت مداری 6.81 کیلومتر در ساعت
دمای ابر فوقانی -210 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 14.53
چگالی متوسط (آب = 1) 1.29
جاذبه (زمین = 1) 0.79
تعداد قمر 15


رصد اورانوس

تحت شرایط بسیار عالی ، اورانوس را می‌توان با چشم غیر مسلح دید. هنگام مشاهده با تلسکوپ ، اورانوس بصورت حلقه کوچکی به رنگهای سبز و آبی دیده می‌شود. 15 قمر اورانوس تا کنون کشف شده‌اند که به موازات استوای سیاره و در جهت چرخش سایره ، به دور آن می‌چرخند. در اثر انحراف محور چرخش اورانوس ، صفحه استوای سیاره تقریباً عمود بر صفحه دایرة البروج است.

به همین سبب ، گاهی اوقات مانند سالهای 1945 و 1987، اگر از زمین به اورانوس بنگریم فقط قطب آن دیده شده ، مدار قمرهای سیاره تقریباً بصورت صفحه‌ای کامل به نظر می‌رسد. بعضی اوقات نیز ، مانند سالهای 1966 و 2008 ، کناره مدار قمرهای اورانوس دیده شده ، چنین به نظر می‌رسد که قمرها در مسیری مستقیم عقب و جلو می‌روند.

خواص فیزیکی اورانوس

محور چرخش اورانوس حدود 98 درجه نسبت به صفحه مدار سیاره به دور خورشید انحراف دارد.

 بنابراین اورانوس بر خلاف سایر سیاره‌ها ، روی محوری تقریباً افقی می‌چرخد. انحراف محور

اورانوس تأثیر زیادی بر قطبهای سیاره می‌گذارد و باعث می‌شود که هر قطب از دوره تناوب

مداری که 84 سال زمینی طول می‌کشد، 42 سال را در روشنایی و 42 سال دیگر را در تاریکی

بگذراند. به هر حال ، اورانوس به قدری از خورشید دور است که تفاوت دما در قطبها در طول

 تابستان و زمستان فقط 2 درجه سانتیگراد (3.6 درجه فارنهایت) است.

اورانوس سومین سیاره بزرگ منظومه شمسی بوده ، بزرگی آن 4 برابر
زمین است.

دوره تناوب مداری این سیاره 84 سال زمینی است و بعد از نپتون و پلوتون ، طولانی‌ترین

مدار را دارد.

حلقه‌های اورانوس

img/daneshnameh_up/d/d3/Charkheshoranoos.jpg
تصادم عظیم احتمال دارد که در گذشته ،
جسم آسمانی بزرگی به یک طرف اورانوس
 برخورد کرده
و باعث انحراف محور چرخش آن شده است.





بخاطر تیرگی زیاد مواد سازنده حلقه‌های اورانوس ، مشاهده آنها بسیار مشکل است. در سال 1977، این حلقه‌ها در مسیر نور یک ستاره قرار گرفته و بدین ترتیب کشف شدند. کاوشگر فضایی ویجر2 در سال 1986 یازده حلقه باریک این سیاره را از نزدیک مورد بررسی قرار داد. مواد تشکیل دهنده این حلقه‌ها سنگهایی به اندازه یک متر (یک یارد) هستند. پهنای حلقه "اپسیلون" از 20 تا 100 کیلومتر (12 تا 60 مایل) متغیر است.

قمرهای اورانوس

15 قمر تا کنون برای اورانوس شناخته شده‌اند که مواد تشکیل دهنده تمام آنها مخلوطی از سنگ و یخ است. در سطح چهار قمر بزرگ اورانوس (ابرن ، تیتانیا ، آمبریل ، آریل) گودالهای شهابسنگی وجود دارند. سطح میراندا ، پنجمین قمر بزرگ اورانسو ،

مشخصات مختلفی دارد، از جمله دشتهایی پوشیده از گودالهای شهابسنگی قدیمی ، تپه‌های

بزرگ و دره‌های عمیقی که سطح این قمر را شکافته‌اند. به نظر ستاره شناسان ، دلیل ویژگیهای

 متفاوت سطح میراندا این است که این قمر احتمالاً بر اثر یک تصادم عظیم متلاشی شده و

سپس دوباره جمع شده است.

نپتون

نپتون هشتمین سیاره نزدیک به خورشید و چهارمین غول گازی است. از لحاظ اندازه و ساختار

 شبیه به سیاره همسایه‌اش ، اورانوس ، می باشد. جو آبی رنگ و درخشان این سیاره بخاطر

وجود گاز متان در آن است. شکلهای ابر مانند متعدی روی این سیاره وجود دارند که مهمترین

آنها لکه سیاه بزرگ نام دارد. این لکه ، مجموعه طوفانی عظیمی به بزرگی کره زمین است.

شکلهای ابر مانند نپتون ، توسط سریعترین بادهای منظومه شمسی با سرعتی معادل

 2200 کیلومتر در ساعت (1370 مایل در ساعت) جابجا می‌شوند. زیر این ابرها ، جبه‌ای

 از یخ و گاز و هسته‌ای سنگی و کوچک قرار دارد.



img/daneshnameh_up/e/e1/Nepton.jpg
سیاره نپتون
img/daneshnameh_up/6/6f/Ghamarhayenepton.jpg
قمرهای نپتون


لکه سیاه بزرگ

لکه سیاه بزرگ و لکه سیاه کوچک واچرخه‌هایی بیضی شکل در جو نپتون هستند که بوسیله

 سریعترین بادهای منظومه شمسی ، در جهت عکس چرخش نپتون حرکت می‌کنند. ابر

 کوچکی به نام اسکوتر که از نوع ابر سیروس است، در ارتفاع متفاوتی نسبت به لکه‌ها قرار دارد

 که باد کمتری در این نقطه می‌وزد. موقعیت این ابر نسبت به هسته نپتون ثابت مانده و در جهت

 چرخش نپتون ، که مخالف جهت حرکت لکه‌هاست، حرکت می‌کند.

لکه سیاه بزرگ ، انبوهی از گازهای مختلف که در وسعتی به اندازه سطح زمین ، با سرعتی

حدود 1000 کیلومتر در ساعت (620 مایل در ساعت) ، معادل سرعت صوت ، روی سیاره نپتون

در حرکت است. بادهای نپتون سرعتی دو برابر سرعت فوق دارند که حدوداً 10 برابر سرعت

 گردبادهای سطح زمین است.



img/daneshnameh_up/1/12/Sakhtarenepton.jpg img/daneshnameh_up/f/f4/Madarenepton.jpg


حلقه‌های نپتون

در مدتی کمتر از 100 میلیون سال ، تریتون وارد محدوده روش نپتون (کوتاهترین فاصله از

 یک جسم اصلی که در آن یک جسم تابع می‌تواند بدون آنکه توسط نیروهای جاذبه متاشی

 شود، دور بزند) خواهد شد. نیروهای کششی می‌توانند قمرهایی که در این محدوده قرار دارند

 را بسته به نوع مواد تشکیل دهنده شان متلاشی کنند. احتمال دارد تریتون به

سنگریزه‌هایی تبدیل شده و حلقه‌ای زیبا به دور نپتون تشکیل دهد.

حلقه‌های نپتون در فاصله 40000 تا 63000 کیلومتری (25000 تا 39000 مایلی) نپتون گسترده

 شده‌اند. این حلقه‌ها بسیار تیره هستند، یکی از آنها عریض و سه حلقه دیگر باریک

می‌باشند. نام حلقه‌های آدامز و لووریه از نام دو ستاره شناس که وجود و موقعیت

 سیاره نپتون را پیش بینی کرده بودند، گرفته شده است. نام حلقه گاله از نام ستاره شناس

 آلمانی ، یوهان گاله (1910-1812) ، که نپتون را کشف نمود گرفته شده است.

کاوشگر فضایی ویجر2 انبوهی از مواد حلقوی در حلقه آدامز کشف نمود که ستاره

شناسان هنوز توضیحی برای وجود آنها نیافته‌اند.

قمرهای نپتون

قبل از آنکه ویجر2 در سال 1989 به مطالعه نپتون بپردازد، از هشت قمر نپتون فقط تریتون

ونیراید شناخته شده بودند. تریتون سردترین جسم شناخته شده در منظومه شمسی است

 که دمای سطح آن 235- درجه سانتیگراد (391- درجه فارنهایت) است. جو رقیقی از نیتروژن

 در اطراف این قمر وجود دارد.



img/daneshnameh_up/0/04/Ghamarenepton.jpg img/daneshnameh_up/8/89/Ghamarenepton2.jpg
انفجار غبار آلود
در سطح تریتون‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ، رگه‌هایی از غبار سیاه که
منفذ فواره بخار بیرون زده‌اند وجود دارند.
قمر اصلی
تیترون با قطری معادل 2705 کیلومتر
(1680 مایل) بزرگترین قمر نپتون است.


مدار نامنظم نپتون

ما تا کنون فقط توانسته‌ایم 9 سیاره را در منظومه شمسی شناسایی کنیم، اما آیا سیاره‌های

 دیگری نیز در این منظومه وجود دارند؟ به نظر بعضی از ستاره شناسان بی نظمی‌هایی که در

 مدار نپتون مشاهده شده ، ممکن است توسط سیاره دهم که جرم زیادی داشته و خارج از مدار

 پلوتون قرار دارد ایجاد شده باشند. این سیاره فرضی سیاره ایکس نام گرفته است. مخالفین این

 فرضیه بر این عقیده‌اند که منظومه شمسی دارای ماده کافی برای تشکیل سیاره علاوه بر 9

سیاره دیگر نبوده و همچنین تشکیل این سیاره در چنین فاصله‌ای مطابق با عمر منظومه

 شمسی نیست. نپتون بعد از پلوتون ، دورترین سیاره از خورشید و از لحاظ بزرگی چهارمین

 سیاره منظومه شمسی است. کوچکترین غول گازی بوده و مانند سایر غولهای گازی ،

 حلقه‌هایی از غبار و ذرات دیگر در اطراف خود دارد.

فاصله متوسط از خورشید 4.49 میلیارد کیلومتر
قطر استوا 49528 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 19.20 ساعت
مدت حرکت انتقالی 164.79 روز زمینی
سرعت مداری 5.47 کیلومتر در ثانیه
دمای ابر فوقانی 220- درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 17.14
چگالی متوسط (آب=1) 1.64
جاذبه (زمین=1) 1.20
تعداد قمر 8

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     شركت كنندگان در مجمع عمومي اتحاديه بين‌المللي اختر شناسي براي بررسي موقعيت پلوتو كه از هفته پيش در پراگ - پايتخت چك - در حال برگزاري است، ساعتي پيش اعلام كردند براساس تعريف ارائه شده درباره مفهوم سياره، پلوتو به دليل اندازه كوچكي كه دارد از اين پس در شمار سيارات منظومه شمسي محسوب نخواهد شد. 

03/06/1385 اخج «پلوتو» از باشگاه سيارات منظومه شمسي
 

                          

 

 

پلوتون دنیایي کوچک و سردسیر که سي بار دورتر از زمین نسبت به خورشید در حال گردش است از زمان کشفش تاکنون همواره در مقام سیاره ي نهم قلمداد 
این جایگاه به خطر افتاده است UB2003313  اما با کشف . .
 

    کشف پلوتون در سال 1930 با وجود اندازه ي بسیار کوچکش و ساختاري که با دیگر سیارات

 منظومه بسیار متفاوت بود ، براي اخترشناسان جای هیچ شکي نگذاشت که آن را سیاره ي

 نهم بنامند.

 البته پلوتون کوچک نمي توانست آشفتگي هاي مداري نپتون را توجیه کند از این رو آن ها

همواره به

 کشف سیاره ي بزرگ دهم چشم دوخته بودند ولي با گذر زمان به جاي کشف غول دهم

هر روزه دنیاهاي

 یخ زده ي تازه اي از کمربند خرده سیارات ( کویي پر ) مي یافتند.

 وارونا، کواوار،سدنا ، DW2004 و جالب اینکه هربار این اندازه ها به اندازه ي

پلوتون نزدیک تر مي شد تا اینکه 313UB2003 با نام موقت زینا که حتی

 از پلوتون هم کمي بزرگتر است کشف شد و بنا به گذشته باید آن را

سیاره ي دهم مي نامیدیم.

 

تصويري از پلوتون در کنار اقمارش

 

     و اکنون زمان آن رسیده تا تعریفي دقیق تر از سیاره داشته باشیم چرا که به این ترتیب تعداد سیارات منظومه ي خورشیدي مدام در حال افزایش خواهد بود. از این رو انجمن بین المللي نجوم در مرداد ماه امسال جلسه اي خواهند داشت وبه دنبال آن سرنوشت پلوتون و زینا رقم خواهد خورد.آیا این دو در خانواده ی سیارات خورشیدي جاي مي گیرند و یا آنها را تنها خرده سیاراتي سرگردان خواهیم دانست که از کمربند کویي پر به دور افتاده اند.

 

     دکتر Marc Buie از رصدخانه ي پرسیوال لاول آریزونا تعریفي روشن از سیاره دارد و قصد دارد آن را در جلسه ي انجمن به بحث بگذارد. وي معتقد است که تعریف سیاره باید تا حد امکان ساده باشد و دو معیار را در آن درنظرگرفته است. یکي اینکه یک سیاره آن قدر بزرگ نیست تا بتواند مانند ستاره ماده ي دروني اش را بسوزاند و دیگر اینکه گرانش آن باید بتواند برنیرو هاي زمین شناختي و

 درو ني اش غلبه کند.

 

    اما این تعریف پلوتون ، زینا و بسیاري ازاجرامي که پیش از این

 در دسته ي قمر ها و

خرده سیارات قرار داشته اند را نیز شامل مي شود و در نهایت

منظومه ي شمسي بیش

 از 20 سیاره خواهد داشت. شاید بهتر است دسته اي جدید از

 سیارات را معرفي کنیم،

 یعني عطارد ، زهره ، زمین و مریخ سیارات خاکي - مشتري، زحل،

 اورانوس و نپتون

 در گروه غول هاي گازي و پلوتون ، زینا و اجرامی که به زودي کشف

 خواهند شد را در

 دسته ي سوم جاي دهیم و یا شاید هم بهتر آن است که پلوتون و

زینا را از مقام

 سیاره بر کنار کنیم.

 

  در هر حال از شهریور امسال خورشید ما یا 8 سیاره خواهد داشت

و یا 10 تا.به

 این ترتیب منظومه شمسی با 9 سیاره را برای همیشه به فراموشی

 خواهیم سپرد.

ماموریت سریع السیر زهره: نگاهی مستقیم به سطح

 

براساس داده های ESA از زهره، دانشمندان موفق به تهیه اولین نقشه از نیمکره جنوبی زهره، براساس دمای سطح بسيار داغ آن که سرب را نيز ذوب می کند، شده اند.
 

 

 داده های جدید احتمالا در جستجو و تشخیص "نقاط داغ" که خود دلیلی بروجود آتشفشان هستند، موثرند.

نتایج حاصل به صورت تصاویر حرارتی مرئي و فروسرخ در اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا ارائه شدند.

به منظور کسب این اطلاعات درباره دمای سطح، ویرتیس (VIRTIS) از طیف هاي فروسرخ که اصطلاحا "پنجره ها" نامیده می شوند و در جو زهره قرار دارند، استفاده کرده است. از طریق این "پنجره ها" تابش هاي خرارتي در طول موج ویژه اي به عمیق ترین لایه های جو نفوذ مي کند، از لایه ابری فشرده که در ارتفاع 60 کیلومتری است مي گذرد و سپس در فضا رها مي شود و ردیاب هایی مانند ویرتیس آن را شناسایی می کنند. به این طریق ویرتیس می تواند از لایه ضخیم دی اکسید کربن پرده مانندی که زهره را احاطه کرده است به جستجو ادامه دهد و محل انتشارحرارت را که مستقیما از سنگهای داغ روی کف است ، تشخیص دهد.

مناطقي از زهره که VIRITIS آنها را شناسايي کرده است.
تصوير از ESA

جوزف پیچیونی، یکی از مسئولین پروژه ویرتیس از انیستیتو فیزیک نجومی و کیهانی روم در ایتالیا، می گوید: " نتایج به دست آمده از ویرتیس موارد ارزشمندی را در مورد زهره روشن می کنند".

اندازه گیری های انجام شده در آگوست 2006 در مناطق تمیس و فوئب در نیمکره جنوبی زهره، اختلاف دمای 30 درجه بین مناطق پست و مرتفع را نشان می دهند که با داده های توپوگرافی رادار از ماموریت های قبلی مطابقت دارند. ناحیه تمیس منطقه ای مسطح است که در 270 درجه طول جغرافیایی شرقی و 37 درجه عرض جغرافیایی جنوبی قرار گرفته است. این ناحیه فعالیت آتشفشانی قوی را در زمان گذشته (زمین شناسی) تجربه کرده است.

برروی زهره هیچ اختلاف دمایی بین شب و روز وجود ندارد. به نظر می رسد که حرارت در زیر جوی از دی اکسید کربن با فشاری 90 برابر فشار آن در زمین، به دام افتاده است. اختلاف دما به علت توپوگرافی است. مانند زمین، قله کوه سرد است در حالی که زمین های پست، گرم ترند. "تنها" تفاوت این است که "سرد" در زهره به معنای 447 درجه سانتیگراد و "گرم" به معنای 477 درجه سانتیگراد است! چنین درجه حرارت های بالایی حاصل عملکرد گلخانه ای در منظومه شمسی هستند.

یورن هلبرت ،از انیستیتو تحقیقات فضایی مرکز فضایی ماورای جو آلمان، می گوید: "نتایج به دست آمده قدمی مهم در شناخت سطح زهره است. با حذف لایه های جو از داده های ویرتیس قادر به اندازه گیری دمای سطح خواهیم بود".

در نهایت هدف ویرتیس تشخیص "نقاط داغ" که احتمالا حاصل آتشفشان های فعال بر روی سطح زهره هستند، است. در منظومه شمسی علاوه بر زمین، آتشفشان های فعال در قمر يو در مشتری، قمر تریتون در نپتون، و قمر انسلادوس در زحل ، وجود دارند. زهره احتمالا دارای آتشفشان های فعال دیگری هم است.

برای رسیدن به این هدف، دانشمندان از مقایسه نقشه های توپوگرافی زهره از پروژه ماژلان ناسا و نقشه های ویرتیس شروع کردند. نقشه های ماژلان به حدس تقریبی دما نیز کمک می کنند. مقایسه این حدسیات با اندازه گیری های انجام شده به کمک ویرتیس امکان شناسایی "نقاط داغ" بیشتری را فراهم می کند که احتمالا به علت فعالیت های آتشفشانی دارای حرارت بیشتری نسبت به سطح هستند.

ارتباط مستقیم بین حرارت و توپوگرافی به دانشمندان در تهیه نقشه های دمایی بیشتری کمک می کند که تکمیل کننده نقشه های ماژلان هستند.

پی یر درسارت، یکی دیگر از مسئولین پروژ ویرتیس از رصد خانه مدون پاریس، می گوید: "مقایسه نقشه های دما با نقشه های توپوگرافی ماژلان به توافق محققین و نیز جبران ضعف باقی مانده از پروژه های ماژلان و ونرا 15 کمک می کند".