پذيرفته شدگان در ششمين ماراتن مسيه ايران

شاخه آماتوري انجمن نجوم ايران ششمين ماراتن مسيه ايران را با حضور بهترين رصدگران اعماق آسمان از سراسر کشور، هفتم و هشتم ارديبهشت 1385 در پارک ملي کوير برگزار مي کند.

براي ديدن اسامي برنده شدگان اينجا كليك كنيد

مسابقه سراسري نجوم

از تمامي علاقمندان به نجوم براي شركت در اولين مسابقه سراسري نجوم دعوت ميشود به مراكز ثبت نام مراجعه نمايند .
اين مسابقه براي اولين بار ويژه تمامي منجمين آماتور در بيشتر استان هاي كشور در سه سطح مقدماتي عمومي و پيشرفته برگزار ميگردد.
مهلت ثبت نام تا پايان فروردين ماه
زمان مسابقه ساعت 9 تا 11 روز جمعه 15 ارديبهشت 85 روز جهاني نجوم
هزينه ثبت نام 4500 تومان -
به نفرات برگزيده هر سطح جايزه تعلق ميگيرد
براي اطلاعات بيشتر به 
www.nojumi.org
مراجعه نماييد
خانه نجوم ابتداي بلوار امين
www.astronomyhouse.blogfa.com
 

اختر شناسان سحابي کشف کرده اند که بی شباهت به سحابی معروف جبار  نیست.اين سحابي كه به W3 مشهور شده در صورت فلكي ذات الكرسي قرار داشته و شكل كلي ان مانند سحابي جبار در صورت فلكي شكارچي است.

 

اين سحابي كه تازه شروع به درخشيدن كرده و سن ان فقط 100000 سال است كه در مقايسه با سن بقيه سحابي ها سن جواني به حساب مي ايد. طول اين سحابي 500 مليارد مايل تخمين زده شده و منجمان اماتور اماده شوند.بهترين فرصت براي ساكنان نيم كره شمالي پيش امده است و مخصوصا منجمان ايراني.زيرا اين سحابي خانه خود را يكي از صورت فلكي هاي نيم كره شمالي در نظر گرفته و در صورت فلكي ذات الكرسي خانه گزيده است. اما چون اين سحابي تازه شروع به درخشيدن كرده هنوز به حد درخشندگي زيادي نرسيده است.اين تصوير توسط گروهي به سرپرستي اقاي Tom Megeath با استفاده از طيف سنج چند منظوره هابل در موسسه علوم فضائي گرفته شده است.به نظر مي رسد كه هنگامي كه W3 هنگامي كه به اوج درخشندگي خود برسد مانند سحابي جبار در اسمان با چشم غير مسلح ديده خواهد شد.با بررسي هاي انجام شده مشخص شد كه تمام ساختارهاي W3 نظر گازها و گرد و غبارها و ستاره هاي سنگين و تازه متولد شده بسيار شبيه سحابي جبار بوده و حتي اختر شناسان ان را "سحابي جبار دوم"ناميده اند. تصويري را كه در زير مي بينيد همان سحابي W3 است كه هابل ان را با طيف سنج چند منظوره مشاهده كرده است.در اينده اي نه چندان دور ما شاهد چنين منظره اي بر روي زمين خود خواهيم بود

"ناسا" يك كاوشگر را در جستجوي آب به كره ماه مي‌كوبد

سازمان هوانوردي و فضايي آمريكا "ناسا" براي يافتن پاسخ اين سوال كه آيا مي‌توان در قمر ماه به اندازه نياز فضانوردان آب پيدا كرد يا نه، يك كاوشگر ‪ ۲‬هزار كيلوگرمي را به سطح ماه مي‌كوبد.

به گزارش سايت اينترنتي "سي‌نت نيوز.كام"، اين كاوشگر ‪ ۷۳‬ميليون دلاري موسوم به "ال‌كراس"(‪ (LCROSS‬كه ساخت آن در آينده نزديك آغاز مي‌شود، در سال ‪ ۲۰۰۸‬به سوي كره ماه پرتاب خواهد شد.

سازمان "ناسا" پيش از اين و در اواخر دهه شصت و اوايل دهه ‪ ۷۰‬ميلادي اقدام به ارسال سفينه‌هاي سرنشين‌دار به سوي كره ماه كرده و هم‌اكنون قصد دارد با يك سفينه بدون سرنشين به اين كره بازگردد.

سازمان "ناسا" در پي تصميمات دولت آمريكا هم‌اكنون برنامه بازگرداندن انسان به سطح كره ماه تا سال ‪ ۲۰۲۰‬و سپس ارسال انسان به سياره مريخ در سالهاي بعد از آن را نيز در پيش گرفته‌است.

دانشمندان "ناسا" عقيده دارند كاوشگر بدون سرنشين "ال‌كراس" پس از برخورد با سطح ماه حفره‌اي به عمق حدود ‪ ۵‬متر در سطح ماه ايجاد كرده و حجم بسيار زيادي خاك و مواد مختلف را از ماه كنده و به هوا پرتاب مي‌كند كه در همين هنگام يك سفينه كوچكتر كه جزيي از "ال‌كراس" بوده اما لحظاتي قبل از برخورد از آن جدا مي‌شود، به همراه تلسكوپهاي زميني و همچنين تلسكوپ فضايي "هابل" از اين انفجار تصوير برداري خواهند كرد.

سفينه كوچكتر نيز پس از جمع‌آوري اطلاعات در مورد اجزاي كنده شده از ماه خود پس از پانزده دقيقه در همان نقطه سقوط كرده و انفجار كوچكتر ديگري را ايجاد مي‌كند.

تحقيقات قبلي نشان داده قطب جنوب ماه غني از هيدروژن است كه درصورت تركيب اين هيدروژن با اكسيژن، امكان وجود مقادير قابل توجه آب در ماه وجود خواهد داشت.

ماموريت "ال‌كراس" زيرمجموعه‌اي از تلاشهاي سازمان "ناسا" براي جمع‌آوري اطلاعات درمورد قمر ماه با هدف آماده‌سازي سفر انسان به اين سياره و حتي استفاده از آن به عنوان پايگاهي براي سفر به سيارات دورتر، محسوب مي‌شود.

وجود آب در سطح ماه براي توليد اكسيژن مورد نياز فضانوردان و همچنين اكسيژن مورد نياز سوخت فضاپيماها داراي اهميت بسيار زيادي است.

يكي ازدانش‌هاي مرتبط با علم ژنتيك ازدانشگاه‌ شفيلد انگلستان به دانشگاه يزد منتقل شد

ایرنا:

متخصص ژنتيك دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد گفت: دانش "تشخيص عملكرد گيرنده‌هاي ايمني در بافت‌هاي مختلف بدن به روش شيميايي" از دانشگاه شفيلد انگلستان به يزد منتقل شد.


دكتر محمد حسن شيخها روز سه‌شنبه در گفتگو با ايرنا افزود: قرارداد انتقال اين دانش، براي نخستين بار در كشور،اخيرا ميان دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد و دانشگاه مذكور، منعقد شده بود.

وي گفت: براساس اين دانش انتقالي ، گيرنده‌هاي ياد شده براي بررسي عفونتهاي ناباروري در رحم زنان، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

شيخها گفت: اميد است تحقيق بر روي گيرنده‌هاي مذكور بتواند به پيشرفت در درمان عفونتهاي رحم كه از جمله مشكلات بيماريهاي زنان است كمك كند.

اين متخصص ژنتيك گفت: دانش ياد شده در مركز تحقيقات و درمان ناباروري استان يزد به كار گرفته خواهد شد.

به گفته او دانش ياد شده را به نام "انجام روش‌هاي پيشرفته تشخيص بافتي بر مبناي آزمايشهاي ايمني و شيميايي" نيز مي‌شناسند.

دكتر شيخها افزود: همچنين با به كارگيري دانش مذكور، مشخص مي‌شود سيستم ايمني يا ژنتيكي بدن، اختلال دارد يا نه.

وي گفت: اين روش، علاوه بر شناخت، درمان و پيشگيري از عفونت‌هاي دستگاه توليد مثل خانم‌ها، مقدمه‌اي براي تهيه واكسن در اين بخش نيز خواهد بود.

وي انتقال اين فن‌آوري به استان يزد را از دستاوردهاي مهم كارگاه آموزشي "روش پيشرفته تشخيص بافتي بر مبناي آزمايشهاي ايمني و شيميايي" كه در يزد برگزار شد ، ذكر كرد.

در اين كارگاه كه از شنبه هفته جاري در يزد آغاز شد و امروز به كار خود پايان داد آخرين دستاوردهاي علوم پزشكي در بخش ناباروري ، ارائه شد.

هدف از برگزاري اين كارگاه ، تبيين استفاده از روش ياد شده در علوم پزشكي به ويژه ناباروري، تبادل اطلاعات علمي در زمينه‌هاي ژنتيك ، توليد مثل ، باروري و ناباروري اعلام شد.

در اين كارگاه چهار روزه كه در آن جمعي‌ از متخصصان ژنتيك ، زنان و زايمان و محققيني از مراكز تحقيقاتي سراسر كشور حضور داشتند در زمينه نمونه برداري بافتي، شناسايي بيماريهاي مرتبط با توليد مثل و بررسي گيرنده‌هاي آن بحث شد.

كارگاه ياد شده به همت مركز تحقيقات ناباروري استان يزد با همكاري دانشگاه شفليد انگستان برپا شده بود.

وي راه‌اندازي آزمايشگاه ‪ IHC‬در مركز تحقيقات و درمان ناباروري يزد را از ديگر دستاوردهاي اين كارگاه برشمرد.

مركز تحقيقات و درمان ناباروري استان يزد كه در سال ‪ ۱۳۶۸‬تاسيس شد در زمره مراكز مهم تحقيقاتي و ناباروري كشور محسوب مي‌شود.


 

سياره هفتم منظومه شمسي حلقه‌اي آبي رنگ دارد                                              

منجمان كشف كرده‌اند كه سياره هفتم (اورانوس) داراي حلقه‌اي آبي رنگ است.اين دومين سياره منظومه شمسي است كه حلقه‌اي به اين رنگ دارد.


به گزارش "بي بي‌سي نيوز" اين حلقه نيز مانند حلقه آبي كيوان، وجود خود را احتمالا مديون قمر كوچكي است كه در آن قرار دارد.

دانشمندان گمان مي‌كنند كه نيروهاي ظريف عمل‌كننده بر غبار موجود در حلقه باعث مي‌شود كه ذرات كوچكتر به مسير خود ادامه دهند درحالي كه ذرات بزرگتر جذب قمر مي‌شوند.

تيم محققان آمريكايي در گزارشي كه در نشريه ساينس منتشر شده مي‌گويد كه ذرات كوچكتر رنگ آبي را منعكس مي‌كنند و باعث مي‌شوند حلقه به اين رنگ جلوه كند.

تمامي ديگر حلقه‌ها در اطراف مشتري، كيوان، اورانوس و نپتون متشكل از ذرات بزرگ و كوچك هستند، كه ظاهري قرمز رنگ به آنها مي‌بخشد.

منجمان از مدت‌ها قبل مي‌دانند كه سياره عظيم گازي اورانوس در احاطه حلقه‌هاي متشكل از موادي تيره، گاه به قطر ده متر، است.

اما دسامبر گذشته، تلسكوپ فضايي هابل موفق به كشف دو حلقه ديگر - حلقه‌هاي دوازدهم و سيزدهم - شد.

ستاره شناسان سيستم حلقه‌ها را در طول موج‌هاي مادون سرخ با كمك تلسكوپ كك (‪ (Keck‬در هاوايي رصد كردند.

اما بيروني‌ترين حلقه، و قمر يخي آن ماب (‪ ,(Mab‬برعكس حلقه قرمز رنگ داخلي در طيف نوري مادون سرخ قابل رويت نبود.

تيمي تحت سرپرستي ايمكه دي پاتر، استاد رشته نجوم در دانشگاه كاليفرنيا در بركلي، كشف كردند كه اين حلقه به رنگ آبي روشن است كه با توجه به شناخت‌هاي بشر از منظومه شمسي عجيب به نظر مي‌رسد.

كيوان داراي خيره‌كننده ترين حلقه‌ها در ميان سيارات منظومه شمسي است.

پروفسور دي پاتر گفت:"رنگ آبي نشانه آن است كه اين حلقه غالبا از موادي با ابعاد زيرميكروني (كمتر از يك ميليونيوم متر) تشكيل شده، كه بسيار كوچكتر از مواد موجود در اكثر حلقه‌هاي ديگري است كه قرمز به نظر مي رسند".

اين ذرات ريز - يك هزارم ضخامت موي انسان - عمدتا نور آبي را منتشر و منعكس مي‌كنند، تقريبا مثل ملكول‌هاي بسيار ريزي در اتمسفر زمين كه باعث مي شود آسمان زمين آبي به نظر برسد.

حلقه‌هاي رايج تر به قرمز مي‌زنند زيرا آنها همچنين حاوي ذرات بسيار بزرگتري هستند و همچنين ممكن است حاوي مواد سرخ رنگ مثلا آهن باشند.

به نظر مي‌رسد كه حلقه‌هاي بيروني و آبي رنگ كيوان و اورانوس شباهت چشمگيري به يكديگر داشته باشند، حداقل به اين دليل كه هر دو داراي قمرهاي كوچك هستند.

پروفسور دي پاتر مي‌گويد: "اين قمر در داخل حلقه دور سياره مي‌گردد و دائما هدف اصابت ذرات بسيار ريز (ميكرو شهاب ها) قرار مي‌گيرد. از آنجا كه اين قمر هيچ نوع اتمسفري ندارد، اين ذرات با سرعت بالا به سطح آن برخورد مي‌كنند و باعث برخاستن مواد و ذرات از روي سطح مي‌شوند." "از آنجا كه قمر خيلي كوچك است، ذرات متراكم از قوه جاذبه قمر فرار مي كند و در مداري حول سياره مركزي به گردش درمي آيند."
"ذرات كوچكتر به گردش در مداري حول سياره ادامه مي‌دهند اما ذرات بزرگتر بار ديگر به ماه برخورد مي‌كنند."
اين مطالعه در همكاري با مارك شوالتر از موسسه "ستي" (-‪for Extra‬ ‪ (Terresterial Intelligence Search‬در كاليفرنيا و هايدي هامل از موسسه علوم فضايي در كلورادو و سران گيبارد از آزمايشگاه ملي ليورمور در كاليفرنيا انجام شد.

دانشمندان قصد دارند سال آينده، زماني كه حلقه‌هاي محور اورانوس آشكارتر مي‌شود، رصدهاي تازه‌اي انجام دهند.


 

ارائه سرويس اينترنت از طريق ارتباط ماهواره و خط اجاره اي                                   

واحد زيرساخت شبکه علمی کشور : واگذاری خطوط اينترنتیدر اين ساختار، از لينك ماهواره اي فقط براي دريافت و از خط اجاره اي براي ارسال و دريافت استفاده خواهد شد در اين صورت مي توان از حداكثر امكانات براي ارسال و دريافت استفاده نمود. براي مثال مي توان مشتركي را در نظر گرفت كه خواستار برقراري 4Mbps به صورت Receive only مي باشد. بطور معمول براي 4Mbps دريافت، به 1Mbps پهناي باند Send نياز است. پس اين مشترك براي مسير Send به 1Mbps پهناي باند خط اجاره اي نياز دارد. از طرفي بر روي اين خط، توانايي دريافت تا 1Mbps نيز خواهد بود. لذا پهناي باند در اختيار اين مشترك، 1Mbps ارسال و 5Mbps دريافت خواهد بود

ادامه نوشته

 

تعجب عالمانه، تحير عابدانه ؛ بحثي در نسبت علم و دين                                         

خبرگزاري "مهر" - گروه دين و انديشه : جستار زير رويكردي متفاوت به تجربيات ديني و علمي است و قصد دارد با مشخص كردن دو تجربه اصيل و عميق ديني و علمي، يعني تحير عابدانه و تعجب عالمانه، نسبت علم و دين را از اين دريچه به بررسي بنشيند .

1 - علم ( science)

محصول مواجه خاصي از آدمي با جهان ( طبيعت و انسان) و دين محصول مواجهه انسان با امر قدسي (the Holy, the Sacred, ) به حساب مي آيند. از اين رو، هم علم و هم دين را مي توان در دو حوزه به بررسي نشست : ساحت حضوري ( تجربه ، experience و ساحت حصولي ( تعبير، interpretation . اين دو حوزه البته مربوط به دو حوزه از آدمي هستند كه در يك حوزه، معرفت و شناخت آدمي قرار دارد و در حوزه ديگر، ساحت وجودي انسان رخ مي نمايد. ارتباط انسان با خود و ديگري ابتدا در حوزه وجودي آدمي صورت مي گيرد و پس از وقوع اين تجربه است كه انسان، آن را به حوزه معرفتي وارد مي كند و از آن تجربه، مفهوم سازي مي نمايد. علم و دين نيز از اين قانون مستثنا نيستند و انسان ابتدا از ارتباطش با جهان (مبدأ علم) و امر قدسي (مبدأ دين) تجربيات و اثراتي اخذ مي كند و ساحت حضوري و وجودي اش را غني و سرشار مي سازد و آنگاه با تحويل داده هاي اين ساحت حضوري ، به ساحت حصولي، زمينه پيدايش مفاهيم و تعابير آن تجربيات و تاثيرات را فراهم مي كند. از رابطه انسان با جهان (از منظر علم) تجربه علمي حادث مي شود و از رابطه انسان با امر قدسي ، تجربه ديني و تنها پس از اين رابطه است كه در مقام حصول، معرفت علمي و معرفت ديني با مفهوم سازي آن تجربيات، حاصل مي شوند.

آنچه البته از تعارض علم و دين مراد است بيشتر به تعارضاتي كه در مقام حصول حادث مي گردند، توجه دارد و آنجا كه از تعارض روش علم و دين، زبان آنها، موضوعاتشان و پرسش هاي آنها سوال مي شود، تعارضات در ساحت حصولي ( تعبير) مد نظر هستند و پرسش هايي چون : تفاوت ها و تشابهات زبان علم و زبان دين چيستند؟ معرفت علمي از چه رويكردهايي سود مي جويد و اين رويكردها چه نسبتي با روش هاي معرفت ديني پيدا مي كنند؟ پرسش هاي معرفت ديني و معرفت علمي هر يك چه ماهيت و مبنايي دارند؟ معيارهاي سنجش گزاره هاي ديني و علمي چه هستند و ارتباط آنها با هم چگونه است؟ گوشه اي از ارتباط علم و دين را در مقام حصول نشان مي دهند. (1) اما اين، همه ماجرا نيست و جست وجوي ارتباط علم و دين در مقام حضور نيز مي تواند مكمل نگاه، از منظر حصول باشد و علاوه بر آن، چه بسا هر سختي در مورد نسبت به معرفت علمي و معرفت ديني مي رود اگر پيشاپيش توجهي در خور در ماهيت تجربه ديني و تجربه علمي را به همراه نداشته باشد، سخن و كلام عميقي محسوب نمي شود. هدف ما در اين مقاله آن است كه رويكردي متفاوت به تجربيات ديني و علمي داشته باشيم و با مشخص كردن دو تجربه اصيل و عميق ديني و علمي ( يعني تحير عابدانه و تعجب عالمانه)، نسبت علم و دين را از اين دريچه به بررسي بنشينيم. به زعم ما نكاتي در مقايسه اين دو تجربه وجود دارند كه پيش از اين به طور تخصصي نظر كسي را جلب نكرده است و مقاله ما اگر نقطه عطفي داشته باشد در همين تذكار تمايز و البته تشابه ميان گونه اي تجربه ديني (حيرت) با نوع تجربه علمي (تعجب) به حساب مي آيد.

2 - تجربه علمي آدمي از جهان (انسان و طبيعت) را مي توان با نمودهاي متفاوتي مشخص كرد: منظم ديدن جهان، بر انگيختن حس زيبايي شناختي (2)، تعجب و شگفتي و حتي ترس، برانگيخته شدن حس شفقت ورزي انسان ( در علوم انساني ) و حس دسترس ناپذيري عالم و آدم، از جمله تجليات تجربه علمي در حوزه احساسي و وجودي انسان به شمار مي روند.

انسان با توجه به آدم و عالم (موضوعات علم) نظمي را ميان اجزاي آنها درك مي كند و مي تواند ميان اين مولفه ها چنان تناسب و هماهنگي دريابد كه حس زيبايي شناختي او تحريك شود. حتي دسترس ناپذير بودن و تو در تو ديدن جهان مي تواند گونه اي ترس و واهمه را براي وي به همراه داشته باشد، اما شايد حسي كه بتواند همه اين مظاهر را در برگيرد، تعجب و شگفتي باشد كه از مواجهه انسان با عالم و آدم (طبيعت و انسان) به او دست مي هد. تعجب و شگفتي، حالاتي از وجود انسان هستند كه پس از مواجهه وي با امر يا اموري بس پيچيده حادثه مي شوند، حالاتي كه وجود انسان از درك آنها عاجز است. (3) از اين رو، دور از واقع نيست اگر تجربه دانشمندي را كه با طبيعت، آسمان ، گياه، انسان و يا هر يك از اجراي آنها مواجه مي شود، تجربه اي شگفتي زا و تعجب آور نام نهيم (هر چند كه بايد براي هر يك از اين تجربيات شگفتي زا و حيرت آور عمق و وسع متفاوتي قائل شد كه از دانشمندي به دانشمند ديگر متفاوت است و حتي براي يك دانشمند در زمان هاي متفاوت گوناگون است). عالمي كه نگاهي عميق به انسان و طبيعت مي كند با ديدن اين همه پديده ها و نشانه ها كه هم علت آنها و هم فرايندشان براي وي مجهول اند، بسي دچار تعجب و بهت مي شود؛ بهت و تعجبي كه وجود انسان در رابطه با پديده هايي فوق تصور از خود نشان مي دهد.

اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود

هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار

عقل حيران شود از خوشه زرين عنب

فهم حيران شود از حق ياقوت انار 4


شگفتي دانشمندي كه به انسان نيز مي نگرد و گوشه اي از جنبه هاي فراوان او را مي كاود اگر از شگفتي عالم طبيعت بيشترنباشد، كمتر نيست. به قول متفكري، شگفت آميزترين موجود جهان، انسان است و واضح است دانشمندان علومي چون: بيولوژي ، باستان شناسي ، فيزيولوژي ، روان شناسي ، پزشكي ، جامعه شناسي و تاريخ كه هر يك به گوشه اي از لايه هاي متفاوت آدمي نظر دارند، كم و بيش صفت " تعجب" و " شگفتي" را به همراه داشته باشند.

همه كوشش علم البته اين است كه با كشف قوانين علمي، بر اين تعجب و بهت غلبه كند، اما شايد بتوان خاستگاه هر فكر و انديشه اي را درباره جهان و انسان (چه از طريق فلسفه و چه از طريق علم) اين حس تعجب و شگفتي دانست. افلاطون بود كه نشانه فيلسوف بودن را داشتن حس اعجاب و شگفتي مي دانست و ارسطو شگفتي و اعجاب را دليل فيلسوف شدن بر مي شمرد. ولي مي توان همين احكام را نسبت به دانشمندان هم ابراز داشت.(5)

به طور مثال هنگامي كه اينشتين، واقعيت را امري بس عجيب بر مي شمرد و وظيفه خود را آگاهي جزيي و زايل شدن گوشه اي از آن بهت و حيرت مي داند، تعجب عالمانه خود را از تامل بر جهان نشان مي دهد (6). اين شگفتي را نه تنها وصفي از او، كه مي توان از خصايص لاينفك بسياري از نخبگان و بزرگان علم به حساب آورد.

3 - تجربه ديني به مثابه رابطه آدمي با امر قدسي نيز براي انسان آثار متفاوتي (در ساحت وجودي) به همراه دارد: احترام، اضطراب ، تبرك ، هيبت، تقدس، خشيت، ترس ، شرم ، شيفتگي ، جذبه و شوق و وجد از نمودهاي تجربه ديني در وجود آدمي به حساب مي آيند. در يك عابد، امر قدسي مي تواند آن چنان تقدس و عظمتي داشته باشد كه او را با حالاتي چون : هيبت ، اضطراب ، احترام ، خشيت ، ترس و شرم مواجه كند؛ هر چند كه عابدان گوناگون هر يك، احساس و تجربه هاي خاصي را بيشتر و بهتر در خود درك مي كنند؛ عابدي از مواجهه با آن ساحت لاهوتي بيشتر مضطرب است و ديگري وجد و ذوق و تبرك را در خود احساس مي كند، يكي از ديدار با امر مقدس ، شرم و آزرم را نصيب مي برد و ديگري ترس و خشيت را بهره مي برد. با وجود اين ، در اين جا نيز نبايد از ياد برد كه هر يك از اين صفات و تجربيات، از درجه و مرتبه هاي متفاوتي نزد عابدان گوناگون برخوردار است. (7) .

باري ، علاوه بر شرم، هيبت، تبرك ، خشيت ، ترس ، جذبه، شوق ، وجد و شيفتگي كه به عنوان پديدارهاي تجربه ديني از آنها ياد شد مي توان از حيرت و حيراني به عنوان يكي از پديدارهاي مهم تجربه ديني ( بخصوص نزد نخبگان و خواص) به عنوان حاصل مواجهه انسان ديندار با امر قدسي ياد كرد. حيرت نيز به مانند تعجب و شگفتي وقتي حادث مي شود كه آدمي با امري بس بزرگ و سترگ كه درك آن برايش دشوار است روبر مي شود و چه امري حيرت آميز تر و بهت آورتر از امر قدسي ( با وجود تجليات گوناگون آن) كه بسي مرموز و چند لايه است؟ حيراني و حيرتي كه وصف دينداران است اين گونه آغاز مي شود و بدين جهت است كه بسياري ، شرط اساسي و اصلي عبد و دينداري را همين حيرت بر مي شمارند و هرگونه آگاهي از معبود را منوط به اين حيراني مي دانند.

براي ديندار مواجهه با امر قدسي مهمترين ارتباط است و علاوه بر آن نسبتي اين گونه مهم، عابد را به حيرت و حيراني دچار مي كند. به قول عطار شاعر ايراني :

آنچه بر من حيران گذشت

بر كسي هرگز ندانم آن گذشت

آنچه من ديدم نيارم گفت باز

زين عجايب تر نبيند هيچ راز

زين عجايب تر حال نبود در جهان


حالتي نه آشكارا نه نهان

تجربه امر قدسي كه به زعم بسياري چون اوتو ( Rudolf Otto ) و الياده (Miccea Eliade) ، اساس و پايه دين است بدين گونه رابطه نزديك و تنگاتنگي با حيراني پيدا مي كند و اين حيرت و حيراني را مي توان از مهم ترين تجليات ديندار عابد با حقيقت متعالي دانست و اين حيراني است كه در نگاه افرادي چون عطار، عجيب ترين حالت آدمي است و هيچ رازي چون امر قدسي اين گونه انسان را به حيرت دچار نمي سازد؛ حالتي كه در خيلي موارد حتي سخن گفتن از آن، در قدرت و توانايي عابد نيست.

اين حيرت و حيراني البته به زعم مولوي حالت و وضعي است كه باعث رويگرداني عابد از امر قدسي نمي شود بلكه حيرتي است كه با شيفتگي و عشق همراه است.

ني چنان حيرت كه پشتش سوي اوست

بل چنين حيران وغرق و مست دوست


از اين روست كه در ديدگاه مولوي اين حيراني هميشه با شيفتگي و عشق همراه است، اما حق اين است : آنگاه كه پديدار شناسانه به عكس العمل هاي متفاوت عابد در قبال اين حيراني نظر مي افكنيم بايد دو واكنش را نديده نگيريم و دو نوع حيرت را از يكديگر تمييز دهيم: حيرتي همان گونه كه مولوي در وصف آن مي كوشد مي تواند با شيفتگي و عشق و دوستي عجيب شود و حيرتي ديگر مي تواند آدمي را از امر قدسي دور كند و درك اين حيرت آن چنان براي عابد، سنگين است كه در نقش دور كننده عابد از امر قدسي عمل مي كند. از اين رو، حكم دقيق تر اين است كه بگوييم: تحير عابدانه ، نه تنها جذب كننده كه دفع كننده هم هست. (8)

4 - پرسش اين مقاله اين است كه چه نسبتي ميان تعجب عالمانه با تحير عابدانه موجود است؟ اين دو كجا به هم كمك مي رسانند و از كجا به بعد در تعارض با هم قرار مي گيرند؟ به تعبير ديگر عابد دانشمندي كه هم به تعجب عالمانه دچار است و هم از تحير عابدانه نصيب برده است با اين دو حس و وصف، چگونه كنار مي آيد و حوزه وجودي او به چه طريق اين حيرت و تعجب را با هم جمع مي كند؟

الف - توافقات : هويت ديني آدمي، داراي قدمتي بسيار بيش تر از هويت علمي او است. قدمت مواجهه انسان با امر قدسي شايد از 50 قرن متجازو باشد در حالي كه رويكرد علم ورزانه به جهان و كسب تجربه علمي (و آنگاه معرفت علمي) از 5 قرن تجاوز نمي كند. (9) بدين جهت عده زيادي بر اين باورند كه حيرت هاي شگرف عابدانه انسان ديندار، مقدمه و بستر مناسبي براي پرورش شگفتي هاي عالمانه، مهيا كرده است كه اين تعجب هاي عالمانه خود معرفت علمي را حادث كرده اند. آدمي البته با يك تاريخ و پيشينه به سراغ همه چيز از جمله جهان ( طبيعت و انسان) رفته است و بدين جهت مي توان بسياري از مولفه هاي تعجب عالمانه او را در حيرت هاي عابدانه او يافت. اين مسئله را البته مي توان از بعد تاريخي و كلان خارج نمود و به زندگي فكري و معنوي دانشمندان عابد نيز تسري داد؛ تحير عابدانه و تعجب عالمانه آن دانشمند را در هماهنگي و همداستاني با هم ديد و تحير ديندارانه را امري دانست كه بسي به تعجب دانشمندانه و علم ورزانه انسان ياري مي رساند(10) . اين سخن ماكس پلانك با اين پيش فرض است كه درك مي گردد: عالي ترين حد كمال فكر كه مي توان به آن برسد احساس تعجب و شگفتي است كه براي او در برابر نمودهاي طبيعت پيدا مي شود. (11)

اين تعجب البته بسيار به حيراني عابدانه نزديك است و بدين جهت مي توان گفت كه شگفتي عالمانه و حيرت عابدانه مي توانند بسيار در تسريع و تعميق ارتباط با جهان و امر قدسي به آدمي كمك رسانند. از اين روست كه راسل گوشزد مي كند كه بزرگترين متفكران دريافته اند هم به علم و هم به تجربه قدسي بسيار نياز دارند و تجربيات قدسي و عرفاني و ديني الهام بخش بهترين چيزها از جمله علم هستند. (12) اينشتين هم به اين احساس خاص مذهبي به عنوان مبنا و مبداء بسياري از تلاش هاي فكري نام مي برد (13)، سخنان او را در قالب واژه ها و مفاهيم ما، اين گونه مي توان تأويل كرد كه : احساس تحير عارفانه و عابدانه باعث به وجودآمدن تعجب عالمانه مي گردد و اين خود به تبع، معرفت علمي را به وجود مي آورد. در نزد او نيز مصدر اين همه ابداعات عجيب، تجربه ديني و مذهبي و قدسي عالمان است. انسان تجلي خاصي از امر قدسي در جهان (طبيعت و انسان) مي جويد و حيرت عابدانه از اين طريق راه را بر علم و شگفتي زايي هاي آن باز و هموار سازد. عابدان در بسياري از موارد جهان (طبيعت و انسان) را نمادي از امر قدسي به حساب آورده اند و حيرتي كه از مواجهه با امر قدسي به آنها دست داده است تعجب عالمانه آنها را نيز تحت تاثير قرار داده است.

از ديگر سو، شگفتي عالمانه مي تواند وجود آدمي را مهيا و آماده ورود حيرت عابدانه كند و بدين گونه رابطه عابد با امر قدسي را از مرتبه والا و بالاتري برخوردار گرداند و بدان رنگ و بويي تازه، ارزاني دارد. هنگامي كه زيبايي هاي وصف ناشدني آسمان پر ستاره به ياري علم نجوم اشكار مي گردد و زيبايي هاي پر رمز و راز اجسام خرد كه ذره بين هاي الكترونيكي به نمايش مي گذارند و پرده هايي كه علوم طبيعي يكي پس از ديگري از چهره طبيعت بر مي انگيزند، آدمي به آگاهي دل مي رسد و اين، انسان را به بارگاه جمال ذوالجلال نزديك و نزديك تر مي سازد.

ب- تعارضات: سخن درباره تفاوت ها و شباهت هاي خانوادگي ميان تحير عابدانه و تعجب عالمانه است . اين بحث هنگامي كامل مي گردد كه جايگاه تعارضات هم نسبت به مقام شباهت هايي خانوادگي معين گردد. امر قدسي همان گونه كه از اين واژه برداشت مي شود امري ، مقدس ، متبرك و منزه است و حيرت عابد نيز رنگ و انگ فراواني از اين قداست و تبرك را به همراه آورد و اين حيرت با تعجب عالمانه كه موضوعش جهان خالي از تقدس است متفاوت است.

بدين جهت است كه مقدس ديدن طبيعت و آن را جلوه اي از امر قدسي محسوب كردن هيچ گاه مستقيما به معرفت علمي و تكنولوژي منتهي نمي شود و در اين ميان بايد فاصله مهمي از حيرت مقدس عابدانه به شگفتي عرفي و غير مقدس عالمانه طي شود. از منظر تجربه ديني و امر قدسي، طبيعت به عنوان جلوه اي از آن حقيقت متعالي و غايت نهايي محسوب مي شود و اين حس با شگفتي عالمانه اي كه چه بسا قداستي را جلو خود نمي بيند و گاهي به تغيير و تصرف در جهان (طبيعت و انسان) ختم مي گردد متفاوت است .

شگفتي عالمانه جهان را بصورت مقدس در نظر نمي آورد و در پاره اي اوقات به آنجا منتهي مي گردد كه با اسطوره زدايي و افسون زدايي از طبيعت، آن را به عنوان منبعي از انرژي در نظر گيرد و با شكنجه جهان (به زعم فرانسيس بيكن) خواست ها و نيازهاي خويش را برآورده سازد و اين رويكرد، با حيرت ناشي از رويارويي با امر قدسي متفاوت است . اين نقل قول از " بومه " : در نور آن مشاهده ، روح من از وراي همه چيز و به درون همه مخلوقات نگريست ومن خدا را در گياه و چمن باز شناختم(14) . با شگفتي عالمانه مقايسه گردد كه كاملا از قدسي ديدن امور خالي و عاري است و عاقبت با در انداختن پرسش هايي به قوانيني كه از ربط پديده هاي جهان حكايت مي كنند منتهي مي شود.

عالم از جهان افسون زدايي مي كند اما عابد در راز هستي به ديده يك قديس مي نگرد. به همين خاطر علم، تكنولوژي را بوجود مي آورد كه به نوعي شكنجه جهان (انسان و طبيعت) براي تسليم شدن به خواست ها و نيازهاي عالم است. اما رابطه عابد با جهان به عنوان مظهري از امر قدسي و بوجود آمدن حيرت عابدانه بلا واسطه بدان جايگاه نمي رسد. هماهنگي زنده وار با كل جهان و احساس وحدت باطني با جهان درون و برون به عنوان يك نمونه از مواجهه انسان با امر قدسي بسي از تعجبي كه عاقبت با فاصله گرفتن از طبيعت ، دوگانگي عالم از عالِم را بوجود مي آورد و از جهان و انسان تعجب زدايي و تقدس زدايي مي كند متفاوت است. "هايزنبرگ" مثالي را نقل مي كند كه بخوبي مي تواند تفاوت مهم اين دو نوع تجربه نسبت به جهان (يكي به عنوان تجلي اي از امر قدسي و ديگري به مثابه منبعي براي انرژي و وسيله اي براي تامين نيازها و خواست هاي عالم) را نمايش دهد. او نقل مي كند كه در زمان هاي گذشته فردي به نام "تزي گونگ" در حال عبور از شمال رودخانه "هان" در جين بوده است. او پيرمردي را مي بيند كه در مزرعه مشغول كار است. او جوي هايي ايجاد كرده است و با كاسه اي و با دشواري بسيار، به درون چاهي مي رود و كاسه را پر از آب مي كند، بيرون مي آيد و در جوي هاي آب مي ريزد و با كار و تلاش بسيار، نتيجه و ثمره اندكي دريافت مي دارد.

"دزي گونگ" به آن پيرمرد مي گويد: "شما مي توانيد از يك ميله چوبي براي بيرون كشيدن آب از چاه استفاده كنيد" و پيرمرد با خنده جواب مي دهد: من از پيرمان شنيدم كه هر كس كارش را با ماشين انجام دهد، كارش را با روش ماشين انجام مي دهد و هر كه كار با روش ماشين انجام دهد قلبش ماشيني مي شود و هر كس قلبش ماشيني شد معصوميت و اصالت خويش را از دست مي دهد و روحش ناپايدار مي گردد و نمي تواند با احساس حقيقي موافقت كند. نه آن كه آن چه تو مي گويي را ندانم و نتوانم انجام دهم. اما از استفاده آنها خجالت مي كشم . ( 15)

آري ما با دو نوع رويكرد به جهان و دو قسم تجربه مواجهيم كه يكي (تعجب عالمانه) به علم منتهي مي شود، علمي كه با افسون زدايي و اسطوره زدايي از انسان و طبيعت به قوانيني دست مي يابد تا آن تعجب و شگفتي را زايل كند و گاهي آن را تغيير دهد ولي ديگري (تحير عابدانه) بسي اوقات همان گونه باقي مي ماند و با انديشه تغيير ميانه اي ندارد. حتي معارفي كه به تبع از آن نيز حادث شوند از آن ويژگي حيراني را همراه خود دارند.

عالم با معما جلوه دادن موضوعي كه به آن مي پردازد(عالم و آدم) از آن موضوع فاصله مي گيرد و خود را فاعل شناسايي اي مفروض مي گيرد تا موضوعات و ربط آنها را با قانون هايي بيان دارد. اما امر قدسي يك راز است رازي كه جدا كردن آن از عابد آسان نيست و عابد چنان با امر قدسي درگير است كه قانونمند كردن امر قدسي به مانند طبيعت ممكن نيست و تفاوت حيرت عابدانه با تعجب عالمانه در اين فضا است كه شكل مي گيرد. عالم با فاصله گرفتن از جهان به كشف قوانين آن نائل مي گردد، در جهان تصرف مي كند و تعجب خود را زايل مي كند اما حيراني عابدانه بيشتر مواقع به جاي آن كه زايل شود هر فكر و ذكر را در چنبره و سلطه خود در مي آورد.

امر قدسي يك راز است. مسئله نيست كه حل گردد. رازي است جاودان كه كوشش در مواجهه و مراوده با آن نه تنها زايل كننده حيرت نيست كه تحير افزا است . بدين رو قواعد حاكم بر "مسئله " در مورد "راز"، جاري نيست و تعجبي كه محصول رويارويي با مسئله است با تحيري كه از ديدار عابد با امر قدسي (راز) حاصل مي گردد متفاوت است. تعجب عالمانه به سبب داني ختم مي گردد اما تحير عابدانه نه تنها كم رنگ نمي گردد كه در مواجهه با امر قدسي پررنگ تر مي شود. عناصري از بي چوني در تجربه ديني و معارف حاصل از آن وجود دارند كه حيراني عابدانه را از تعجب جدا مي كنند.(16)

5 - تبيين شگفتي عالمانه و شيفتگي ها و حيرت هاي عابدانه ، آن گاه كامل تر خواهد گشت كه ديدار آنها در يك انسان مشاهده گردد تا مشخص شود عابد عالم در مقام مواجهه با اين دو حس و تجربه، با چه تعارضاتي روبروست؟

عابدي كه در ارتباط با امر قدسي است و حيراني و حيرتي ژرف را در وجود خود حس كرده است در عالم وجود قايل به يك اولويتي است و اولويت اول او، مواجهه با امر قدسي است. آنچه براي وي از ارج و قرب برخوردار است "امر قدسي " و "ارتباط با او" است و ديگر امور در حاشيه قرار مي گيرند. عابد (بخصوص خواص و نخبگان ديني) همه وقت و همه چيز امر قدسي را مي خواهد و نه گوشه اي از وي را و به همين جهت هم، دغدغه عابد در جهاني كه نمي توان همه چيز را با هم خواست اين است كه با امر قدسي روبرو گردد و در اين ميان همه چيز از جمله علم جويي فدا مي شوند.

عابد به مثابه بازيگري است كه همه بازي هاي خود را به جز بازي با امر قدسي تعطيل مي كند و هر تلاشي جز اين تلاش ، براي او رنج و حرمان ِ غرق شدن در جزييات بيهوده را براي وي به ارمغان مي آورد. نگاه او به معارف و امور ديگر از جمله علم جزيياتي است كه همه در برابر امر مهمي چون حقيقت متعالي (راز هستي) و ارتباط با او رنگ مي بازند. به عبارت ديگر در جهاني كه همه بايد اولويت هايي را دارا باشند عابد رابطه با امر قدسي را بر مي گزيند و اين عابد (كه عالم هم هست) با معضلي حاد روبرو است . معضلي كه به تعيين اولويت ها مربوط است. عابد عالم يا بايد امر قدسي را در اولويت اساسي قرار دهد كه در اين صورت ديگر عالم نيست و يا اين كه شگفت ورزانه به طبيعت و جهان نگاه كند و معرفت علمي به وجودآورد كه در اين مورد هم امر قدسي در حاشيه قرار گرفته است و اين تعارضي است كه بعشي از بزرگ ترين عالمان ديندار بدان اشاره كرده اند.

هنگامي كه آلبرت اينشتين مي گويد: من با طيف اين عنصر، آن عنصر، اين پديده يا آن پديده كاري ندارم. من مي خواهم انديشه هاي خدا را بدانم. بقيه جزييات است (17) به همين تعارضات توجه دارد.

هر كسي با وجود نسبتي برقرار مي نمايد و اين نسبت به اولويت هايي كه انسان در زندگي تعيين مي كند بستگي تام دارد. عابد نيز در جهاني كه همه ناگزير از گزينش هستند رويارويي با امر قدسي را در صدر اولويت بندي هاي خود قرار مي دهد، و مواجهه با امر قدسي به وي حيرت و حيراني عطا مي كند: حيرت و حيراني كه هر چند گاهي اوقات از شگفتي عالمانه عابد نيز نصيب مي برد اما حضور دوست به اندازه اي براي عابد پررنگ است و ضرورت او به اندازه اي در زندگي عابد حس مي گردد و جاذبه ارتباط با دوست و امر قدسي چنان پررنگ و قوي است كه همه بازيگري هاي پيشين عابد از جمله علم جويي و شگفتي آوري هاي جهان تعطيل مي گردد و عابد ندا مي دهد كه:

هر چه گفتيم جز حكايت دوست در همه عمر از آن پشيمانيم (18)

از اين رو در سطح فردي ، تعارضي جدي در عابدان عالم قابل تشخيص است و آن اين است كه حضور دوست در عابد جنان جذبه و حيرتي بوجود مي آورد كه او هر امري ، از جمله تعجب عالمانه را فداي آن مي كند. بدين جهت به گمان ما بسياري از عقل ستيزي هاي عابدان و عارفان فرهنگ هاي گوناگون بشري بدان معني نيست كه عقل و انديشه از اهميتي در نزدشان برخوردار نبوده است و آنها دشمن عقل و عقل ستيز بوده اند، بلكه همه مشكل بدان جا ارجاع داده مي شود كه حضور حضرت دوست براي آنها چنان جذبه و حيرتي به همراه داشته است كه ايشان هر امري از جمله عقل و انديشه را اموري جزيي و سطحي در برابر امر قدسي به حساب آورده اند و بدين رو، تفكر را فداي ارتباط با آن راز هستي و حقيقت متعالي كرده اند.

در سطح تمدني و كلان نيز اين تعارض را مي توان بيان داشت. هنگامي كه در فرهنگ ايران زمين، علوم با توجه به موضوعات آنها (به طبع از ارسطو كه او را پدر علم جديد نيز به حساب مي آورند) تقسيم و ارزشگزاري مي شوند و به طور مثال فارابي علوم را به شاخه هايي چون علم الهي ، علم رياضي ، علم طبيعي ، علم اخلاق ، علم تدبير بر منزل ، سياست مدن، شعر ، جدل و خطابه تقسيم مي كند و در نظر او، علم الهي مرتبه والاتر و بالاتري را داراست چون موضوع آن اشرف موضوعات است اين نكات بخوبي مي توانند نقش اولويت ها را نشان دهند. در يك فرهنگ ديني كه (حاصل تجربيات ديني است) اولويت اساسي امر قدسي است.

يكي از بزرگترين معضلات ما در جذب و جلب علم جديد نيز همين است كه نه مي توانيم از آن اولويت سابق(كه رابطه با امر قدسي در صدر است) دست برداريم و نمي توانيم به طور كامل به اولويت جديد (كه شگفتي عالمانه بر شگفتي عابدانه و حيراني هاي آن برتري و تفوق كامل دارد) تن در دهيم و به همين جهت به زعم ما يافتن نقطه معادل و توازن بين اين دو حس و تجربه (تحير عابدانه و تعجب عالمانه) بزرگترين مسئله همه فرهنگ ها و تمدن هاي معنوي به حساب مي آيد.

به معناي ديگر ، حتي مي توان يافتن نقاط تعادلي قابل اعتنا ميان تحير عابدانه و تعجب عالمانه را نه تنها مشكل فرهنگ هاي معنوي جهان كه يكي از بزرگترين مشكلات كنوني بشر به حساب آورد. اين مهم آنگاه بهتر آشكار مي گردد كه بدانيم بشر به هر دوي اين ساحت ها، نيازي مبرم دارد. بدون شگفتي ها و تعجب هاي عالمانه ، نه تنها رويكرد مهمي از انسان به عالم و آدم معطل مي ماند كه بسياري از امور معيشتي آدمي تعطيل مي شود و بدون تحيرهاي عابدانه يكي از اصلي ترين نيازهاي معنوي انسان كه در ارتباطبا پرسش هاي اساسي هستي است مسكوت مي ماند.

تبيين نظري براي يافتن نقطه تعادل شگفتي عالمانه و شيفتگي عابدانه كه به زعم ما پيش فرض مهمي چون چند لايه بودن وجود بشري (و مقدوريت همزيستي اين ساحت ها و لايه ها) را با خود به همراه دارد البته مقاله مجزايي را خواهان است و بيرون از حوصله اين گفتار پديدار شناسانه است كه تنها مدعي اضافه كردن دو مفهوم مهم؛ تعجب عالمانه و تحير عابدانه به بحث هاي موجود در ارتباط دين و علم است.

پنج بازرس آزانس جمعه وارد تهران مي‌شوند

پنج بازرس آزانس بين‌الملي انرزي اتمي به منظور انجام بازرسي‌هاي عادي، جمعه 18 فروردين وارد تهران مي‌شوند.

اين بازرسان در چارچوب پادمان و به منظور انجام بازرسي‌هاي عادي از تاسيسات هسته‌اي اصفهان و نطنز جمعه 18 فروردين ماه وارد تهران شده و تا 22 فروردين ماه در ايران هستند.

از حدود سه سال پيش تاكنون بيش از 1700 نفر روز بازرسي از مراكز مختلف هسته‌اي ايران انجام شده كه در تاريخ آزانس بين‌المللي انرزي اتمي بي سابقه است.

سفر اين بازرسان به تهران در حالي صورت مي‌گيرد كه عليرغم صدور بيانيه سياسي اخير شوراي امنيت سازمان ملل در مورد برنامه هسته‌اي كشورمان، جمهوري اسلامي ايران كماكان به همكاري‌هاي خود با آزانس بين‌المللي انرزي اتمي در چارچوب معاهده NPT و مقررات آزانس ادامه مي‌دهد.

پنج بازرس آزانس جمعه وارد تهران م     ي‌ش  وند

پنج بازرس آزانس بين‌الملي انرزي اتمي به منظور انجام بازرسي‌هاي عادي، جمعه 18 فروردين وارد تهران مي‌شوند.

اين بازرسان در چارچوب پادمان و به منظور انجام بازرسي‌هاي عادي از تاسيسات هسته‌اي اصفهان و نطنز جمعه 18 فروردين ماه وارد تهران شده و تا 22 فروردين ماه در ايران هستند.

از حدود سه سال پيش تاكنون بيش از 1700 نفر روز بازرسي از مراكز مختلف هسته‌اي ايران انجام شده كه در تاريخ آزانس بين‌المللي انرزي اتمي بي سابقه است.

سفر اين بازرسان به تهران در حالي صورت مي‌گيرد كه عليرغم صدور بيانيه سياسي اخير شوراي امنيت سازمان ملل در مورد برنامه هسته‌اي كشورمان، جمهوري اسلامي ايران كماكان به همكاري‌هاي خود با آزانس بين‌المللي انرزي اتمي در چارچوب معاهده NPT و مقررات آزانس ادامه مي‌دهد.

 

ثبت نام برای مسابقه ماراتون مسیه                                                                                   

پرسشنامه درخواست شرکت در ششمین ماراتن مسیه ایران، ۷ و ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵در پارک ملی کویر. فرصت ثبت نام تا ۲۰ فروردین  خواهد بود.

۱۲‬فروردين، تجلي اراده مردم ايران در تعيين نوع حكومت                                                    

ایرنا:

‪ ۱۲‬فروردين روزي است كه تاثير نقش مردم در ساختار حكومتي جامعه ايران از طريق تغيير حكومت سلطنتي شاهنشاهي به جمهوري اسلامي عينيت يافته و اراده مردم در اين امر به منصه ظهور درآمد.

پس از آنكه مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) در ‪ ۲۲‬بهمن سال ‪۵۷‬ بساط نظام طاغوت را برچيدند، در ‪ ۱۲‬فروردين سال بعد در پي حضور قاطع آنان در پاي صندوقهاي راي ، بطور قانوني نوع حكومت را انتخاب كردند .

مردم در اين روز بزرگ با قاطعيت بر استقرار نظام جمهوري اسلامي راي دادند و شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را جامعه عمل پوشاندند.

آنان دوازدهم فروردين ماه را تجلي درايت و آگاهي بنيانگذار جمهوري اسلامي و ستقرار نظام جمهوري اسلامي حاصل ايثار و از خودگذشتگي ملت ايران و جانفشاني جوانان در شرايط حساس دانستند.

مردم ايران با راي قاطع خود در يازدهم فروردين سال ‪ ۵۸‬كه اكثريت ‪ ۹۸/۲‬درصدي آراي راي‌دهندگان را در پي داشت به حكومت جمهوري اسلامي راي مثبت دادند و روز بعد اين انتخاب در تاريخ به ثبت رسيد.

انتخاب نوع حكومت توسط مردم، تحقق جمهوريت نظام ايران بود، بنابراين مردم نقش بسزايي در تعيين مهم‌ترين ساختار حكومتي و به دنبال آن وضع قوانين و همه‌پرسي‌ها و اداره كشور بر عهده گرفتند.

حكومت ايران كه از دو ركن اصلي اسلامي و جمهوري تشكيل شده است ، مرهون هنر اعجاب‌انگيز امام خميني (ره) است كه اسلاميت نظام را با جمهوريت آن تلفيق كرد، بطوري كه مردم در عين وفاداري به اسلام، در اداره كشور نيز دخالت كردند.

بنابراين، "نوع حكومت ايران، جمهوري اسلامي است. به اين معنا كه مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش " بر مبناي اصل اول و بند هشت اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران صورت حقيقي پيدا كرده است .

اين اصول بر نقش مردم در اداره كشور از طريق اتكاي به آراء عمومي و انتخابات تاكيد دارند.

يكي از مهمترين مصاديق جمهوريت هر نظامي، در اين است كه مردم در اصل تعيين نوع حكومت داراي اختيار و راي باشند كه در حكومت ايران نيز چنين نقشي به صراحت در قانون اساسي آمده است.

"اكبر هاشمي‌رفسنجاني" امام جمعه موقت تهران، در خطبه‌هاي نماز جمعه گذشته تهران، "جمهوري اسلامي ايران"را به لحاظ دمكراسي، نظامي عميق و مبتني بر مكتب و عقايد مردم توصيف كرد.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ما بر مبناي اسلام و خواست قرآن و سيره معصومان، ساختاري را تنظيم كرديم كه همه امور آن به مردم برمي‌گردد و مردم بر مبناي آن، حرف اول و آخر را در اداره كشور خواهند زد.

اكنون با گذشت سال‌ها، مردم با بزرگداشت روز جمهوري اسلامي، نقش عمده‌اي در حفظ حقوق اساسي خود، مبني بر حق دخالت در تعيين حيات سياسي جامعه ايفا مي‌كنند.


 

يك نكته تستي

.يک کيلو آهن سنگين تره يا يک کيلو پنبه
-------------------------

پاسخ : يک کيلو آهن سنگين تره!

نيروي ارشميدس رو به بالا در سيال هوا با حجم نسبت مستقيم دارد .حجم پنبه بيشتر از آهن است پس نيروي ارشميدس رو به بالا بر آن بيشتر است و وزنش از آهن کمتر!

 

روبرت اي فريتاس

روبرت اي فريتاس مدير تحقيقات موسسه ساخت مولکولي است. وي در رشته‌هاي فيزيك، روانشناسي و حقوق تحصيل كرده است و بيش از 150 مقاله‌ فني و عمومي با موضوعات مختلف علمي، مهندسي و حقوقي نوشته است. ايشان نويسنده کتب مختلفي است . يکي از اين کتابهاکه تحت عنوان نانو پزشکي منتشر شده است درباره قابليت‌هاي نانوفناوري مولكولي و نانوروبات‌هاي پزشكي در كاربردهاي پزشكي و دارويي است

ادامه نوشته

 

ساخت اولين نانوموتور خورشيدي

گروهي از محققان بين‌المللي موفق به ساخت اولين موتور مولكولي خورشيدي شدند. Vincenzo Balzani از شيميدانان دانشگاه Bologna ايتاليا مي‌گويد: از اين موتور كه همانند پيستون حركاتي به جلو و عقب دارد، مي‌توان در خواندن اطلاعاتي كه به صورت صفر و يك مي‌باشند، كمك گرفت.به عنوان مثال مي‌توان از اين موتور در الكترونيك و فوتونيك مولكولي كه به سرعت روبه رشد مي باشند، براي ساخت كامپيوترهاي شيميايي بهره برد.
همچنين اين موتورها مي‌توانند به عنوان نانوشيرهايي كه سطوح نانوذرات متخلخل سيليسيومي را مي‌پوشانند، عمل نمايند. بدين ترتيب دانشمندان مي‌توانند با استفاده از نور، اين تخلخل‌ها را از نانوذرات مولكول‌هاي مختلفي همچون داروهاي ضدسرطان خالي و يا پركنند.  J, Fraser Stoddart از نانوشيميدانان دانشگاه كاليفرنيا مي‌گويد: پس از هدفگيري غدد سرطاني با اين نانوذرات تنها كافيست با استفاده از نور شير نانومقياس باز شده و دارو در محل مورد نظر رها شود.
اين موتور طي شش سال و توسط محققان دانشگاه Bologna و UCLA طراحي و ساخته شده است. اين نانوماشين شبيه دمبلي به طول تقريبي 6 نانومتر مي‌باشد كه حلقه‌اي به پنهاي 1/3 نانومتر در اطراف ميله آن قرار گرفته است. اين حلقه مي‌تواند در طول ميله دمبل حركت كند؛ ولي نمي‌تواند از متوقف كننده‌هاي توده‌اي دو انتهاي آن رد شود.
دو نقطه روي اين شكل دمبلي وجود دارد كه حلقه بيشتر در آن نقطاط قرار مي‌گيرد. وقتي يكي از دو انتهاي دمبل نور خورشيد را جذب مي‌كند الكتروني را به يكي از اين دو نقطه انتقال مي‌دهد و حلقه را به آن نقطه مي‌كشد و سپس با يك چرخش به وضعيت ديگر برمي‌گردد. پس از آن كه الكترون دوباره به سر دمبل برگردد، حلقه نيز به محل سابق خود باز مي‌گردد و همچنين چرخه مجدداً تكرار مي‌شود.
Stoddart مي‌گويد: "حركات انجام شده توسط اين نانوموتور كاملاً سريع است و يك چرخه كامل آن در كمتر از يك هزارم ثانيه صورت مي‌گيرد كه تقريباً معادل 60000 دور در دقيقه موتور يك خودرو است.
جالب آن كه اين نانوموتور براي حركت خود به هيچ سوخت شيميايي نياز ندارد. اين در حالي است كه موتورهاي مشابهي كه قبلاً ساخته شده بودند، از جمله موتورهاي بيولوژيكي، به سوخت نياز داشتند. اما نيروي اين موتور مستقيماً از نور خورشيد تأمين مي‌شود، بدون آن كه نياز به گردش سوخت و مصرف آن داشته و ماده زائدي توليد كند. درست همان نسبتي كه بين يك خودرو خورشيدي با يک موتور بنزين سوز وجود دارد، در اينجا نيز هست و اين گامي مهم و رو به جلو در تلاش‌هاي شيميدانان براي ساخت ماشين‌هاي مولكولي به شمار مي‌آيد؛ به طوري كه ديگر دانشمندان هم تحت تأثير پيچيدگي ساختار تركيبي آن قرار گرفته‌اند.
در حال حاضر اين نانوموتورها مي‌تواند در محيط محلول به طور تصادفي و نسبتاً مستقل از هم، و بدون آن كه به هم بچسبند، حركت كنند. لذا فعلاً نمي‌توان كاري از اين سيستم انتظار داشت. دانشمندان به دنبال آن هستند كه بتواند اين نانوماشين‌ها را دنبال هم و روي يك سطح و حتي داخل غشاء سلول‌ها قرار دهند به طوري كه بتوانند در کنار هم کاري انجام داده و در نهايت يك كار مكانيكي در مقياس ماكروسكوپيك به ثمر رسد. يادآوري مي‌شود يافته‌هاي دانشمندان در اين باره در شماره 23 ژانويه مجله National Academy of Sciences به چاپ رسيده است.

يه توصيه ي علمي-كاربردي:                                                                                            

اگه عكسي رو نياورد يا دير كامل شد شما مي توانيد بر روي عكس راست كليك كرده و گزينهshow picture را بزنيد

 

ارسطو

img/daneshnameh_up/6/65/Aristotle.jpg

ارسطو در سال 384 ق. م، در استاگیرا واقع در شمال یونان چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس، پزشک دربار پادشاه مقدونیه بود.

ارسطو هنگامی که حدود هفده سال داشت به قصد تحصیل به آتن رفت و در سال 368 ق.م، عضو آکادمی افلاطون شد. در اینجا به مدت بیست سال، یعنی تا هنگام مرگ افلاطون در 348 ق. م باقی ماند. وی بزرگترین و مبرزترین شاگرد افلاطون بود.

پس از مرگ استاد، آتن را ترک کرد و شعبه از آکادمی در شهر آسوس در ناحیه ترود تاسیس کرد.
در این جا با هرمیاس، حاکم یکی از آن مناطق آشنا شد و پس از مدتی با خواهرزاده او ازدواج کرد.

در سال 343 ق.م، فیلیپ مقدونی ارسطو را دعوت کرد تا تعلیم و تربیت پسرش اسکندر را که در آ ن موقع سیزده سال داشت، به عهده بگیرد.
ارسطو این پیشنهاد را پذیرفت و به تربیت علمی و اخلاقی وی همت گماشت. ارسطو با قبول این کار، نقشی مهم در تاریخ ایفا کرد؛ چرا که پس از چند سال، در سال 336ق.م، اسکندر بر تخت نشست و به جهان گشایی پرداخت.
در این هنگام، ارسطو مقدونیه را ترک کرد و به آتن بازگشت.
در آن جا وی به آکادمی افلاطون باز نگشت، بلکه دانشگاه جدیدی به سبک آکادمی استادش بنا نهاد که به نام ناحیه ای که در آن قرار داشت، لوکیوم نام گرفت.

لوکیوم دانشگاهی بود علمی، مجهز به کتابخانه و معلم که در آن دروس به طور منظم تدریس می شد. در لوکیوم، متفکران و محققان به نحو پیشرفته ای به مطالعات خود می پرداختند.
خود ارسطو در این مدرسه به تدریس و ارائه نظریات خود می پرداخت. بیشتر آثاری که از ارسطو باقی مانده است، یادداشت هایی است که شاگردانش از مطالب او بر می داشتند.

او عادت داشت که در وقت تدریس قدم بزند و به همین دلیل، فلسفه وی به فلسفه مشاء، یعنی فلسفه بسیار راه رونده، شهرت یافت.

اسکندر در سال 323 ق.م در گذشت و به دلیل بدبینی زیادی که علیه اسکندر در یونان و مخصوصا آتن وجود داشت، ارسطو متهم شد که اقدامات و جنگ افروزی های شاگردش موافق بوده و او را تحت نفوذ خود قرار داده است.
به همین دلیل، ارسطو آتن را ترک کرد و به خالکیس، واقع در اوبوئیا رفت و در آن جا در ملک مادری خود اقامت گزید.
او مدت کوتاهی بعد از آن، در سال 322ق.م در اثر یک بیماری در گذشت.

ارسطو از بزرگترین فلاسفه جهان است که درباره تمام مسائل مهم و موضوعات اصلی فکری و فلسفی، نظریات گسترده و بی مانندی ارائه کرده است. از فیزیک ومنطق گرفته تا اخلاق و سیاست و تراژدی و نجوم.

نظریات او مخصوصا مابعدالطبیعه و منطقش،در سراسر قرون وسطی حاکم بر مکاتب فکری اروپا و کلیساها بود و پس از آن نیز افکارش زمینه ای شد برای رنسانس علمی و فرهنگی.

در فلسفه اسلامی نیز نقش او بیش از دیگر فلاسفه یونان است.
بیشتر فلاسفه اسلامی مانند فارابی و ابن سینا پیرو او بودند و به همین خاطر، به مکتب مشاء تعلق دارند. آن ها عمدتا به شرح و تفصیل آراء منطقی و فلسفی او پرداختند.

برای اطلاع از افکار و آراء وی، نکاه کنید به:

 

آيين مذهبي "گهنبار" زرتشتيان دراردكان(۱) يزد آغاز شد                                                       

یزدفردا:

آيين مذهبي "گهنبار" ويژه پيروان اقليت ديني زرتشتي، روز جمعه در شريف آباد اردكان يزد آغاز شد.

در اين آيين كه به مدت پنج روز برپا مي‌شود بيش از يكهزار نفراز پيروان اين كيش از اردكان، تهران، يزد، تفت، كرمان و شيراز حضور دارند.

دراين جشن، هدايايي ازسوي زرتشتيان، تهيه و بين نيازمندان زرتشتي توزيع مي‌شود.

همچنين باقرائت بخشهايي از"اوستا" كتاب مقدس زرتشتيان،براي موفقيت نظام جمهوري اسلامي و طول عمر مقام معظم رهبري نيايش مي‌شود.

دراين جشن كه همه ساله در اردكان برگزار مي‌شود، زرتشتيان درآيين ويژه‌اي از رشادتها و حماسه شهيدان هشت سال دفاع مقدس نيز تجليل مي‌كنند.

زرتشتيان، دراوقات مختلف سال شش جشن برگزار مي‌كنند كه مهمترين آنها جشن هاي نوروز، مهرگان، سده و گهنبار مي‌باشد.

حدود شش هزار زرتشتي در شهرستان‌هاي يزد، تفت و اردكان ساكن هستند.

به اعتقاد عامه زرتشتيان، "اشو زرتشت" در سه هزار و‪ ۶۰۰‬سال قبل از ميلاد مسيح از مادري بنام" دغدو" متولد شد و پدرش " پورو شسب " نام داشت.

به باور پيروان اين آيين، زرتشت در سن‪ ۳۰‬سالگي از سوي اهورامزدا به پيامبري برگزيده شد و مردم را به راستي دعوت كرد.



(۱) شهر اردكان در‪ ۶۰‬كيلومتري شمال شهر يزد واقع شده است.

پدیده های نجومی فروردین ۱۳۸۵

سه شنبه   ۱           ۰۵:۴۰       مقارنه و قلب العقرب

                                            

جمعه         ۴            ۰۳:۳۸        اختفای ستاره ی SAO188079 با ماه

شنبه         5           10:33        بيشترين كشيدگي غربي زهره

دوشنبه       7           06:30        عبور ماه از كنار عطارد

چهارشنبه   9             14:44      ماه نو

                               15:50      خوشيد گرفتگي كلي

شنبه         12           22:06      اختفاي ستاره 66-حمل با ماه

                               22:15      ماه از كنار خوشه پروين مي گذرد

سه شنبه   15          00:00       مقارنه ي ماه و مريخ

پنج شنبه   17         02:05         مقارنه ي ماه پلوكس

جمعه        18          02:30        عبور ماه از كنار خوشه ي كندوي عسل

                            02:30         مقارنه ماه و زحل

شنبه        19         22:29        بيشترين كشيدگي غربي عطارد

يك شنبه  20          04:00         مقارنه ماه و قلب الاسد

پنج شنبه  24        20:07          اختفاي ستاره ي سماك اعزل با ماه

دوشنبه     28       00:41          اختفاي ستاره SAO184068

                          04:05          اختفاي ستاره SAO184144

                         05:51           عبور ماه از كنار قلب العقرب

سه شنبه  29      01:32          اختفاي امگا-قوس با ماه