تجليل و تمجيدى كه قرآن مجيد از علم و دانش نموده نظير آن در هيچ كتاب آسمانى ديگر يافت نميشود و درين باره همين بس كه قرآن زمان توحش اعراب را كه عهد پيش از اسلام بود زمان جاهليت نام نهاده است.

قرآن مجيد در صدها آيه بطرق مختلفه نام علم و دانش را به ميان آورده و در بيشتر آنها در مقام بزرگداشت آن ميباشد.

خداى متعال در مقام منت گذارى انسان ميفرمايد: «علم الأنسان ما لم يعلم» ترجمه: بانسان چيزى را كه نميدانست ياد داد) .و باز ميفرمايد: «يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات»  ترجمه: خدا ـ مقام ـ كسانى را كه ايمان آورده‏اند بلند ميكند و كسانى را كه بآنان علم داده شده چندين درجه) .و بالاخره ميفرمايد: «هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» ترجمه: آيا كسانى كه علم دارند وكسانى كه علم ندارند مساوى ميباشند) .آيات قرآنى درين باره بسيار است و در حديث پيغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بيت (ع) كه تالى كتاب خدا است اخبار بيشمار در اين باب وارد شده.

1-    قرآن و زوجيت گياهان و نيز زوجيت عمومي كليه ي مخلوقات عالم:

تا كمتر از 300 سال پيش افراد بشر معتقد به اين بودند كه زوجيت خاص انسان و حيوان است تا آنكه «كارل لينه» گياهشناس معروف سوئدي (1787-1707) در سال 1731 نظريه ي خود را مبني بر وجود نر و مادگي در گياهان اعلام كرد اما از سوي ارباب كليسا كه از گفته هاي وي خشمگين شده بودند توقيف شد و كتب وي كه مجموعه ي اكتشافات علمي اش بود نيز بعنوان كتب مضله اعلام و مردم از مطالعه ي آنها منع شدند.

برخي از آيات دال بر زوجيت گياهان:

- «اولم يروا الي الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم» (سوره شعراء آيه 7)

«آيا به زمين نمي نگرند كه چه مقدار در آن از هر گونه گياهان زوج نيكوئي رويانديم؟»

-         «سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا يعلمون» (سوره يس آيه 36)

«پاك و منزه است خداوندي كه زوجها را آفريد، از آنچه كه از زمين مي رويند و از خودشان و از آنچه نمي دانند».

- «... و تري الارض هامده فاذا انزلنا عليها المآء اهتزت و ربت و انبتت من كل زوج كريم» (سوره حج آيه 5)

«... و تو زمين را فسرده مي بيني، چون بر آن آب بفرستيم به اهتزاز آيد و نمو كند و از هر گونه گياه بهجت انگيزي زوج بروياند».

-         «خلق السموات بغير عمد ترونها و القي في الارض رواسي ان تميدبكم و بث فيها من كل دابه و انزلنا من السماء مآء فانبتنا فيها من كل زوج كريم» (سوره لقمن آيه 10)

«آسمانها را بي هيچ ستوني كه رؤيت كنيد بيافريد و بر روي زمين كوهها را بيافكند تا از لرزش مصون بمانيد و از هر گونه جنبنده اي در آن بپراكند و از آسمان آب فرستاديم و در زمين از هر گونه گياه نيكوئي زوج رويانديم».

- «والارض مددناها و القينا فيها رواسي و انبتنا فيها من كل زوج بهيج» (سوره ق آيه 7)

«و زمين را گسترديم و در آن كوههاي بلند افكنديم و از هر گونه نباتات خوش منظر زوج در آن رويانديم».

-         «الذي جعل لكم الارض مهدا و سلك لكم فيها سبلا و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتي» (سوره طه آيه 53)

«كسي كه زمين را مانند گهواره براي شما قرار داد (فرق خواب در گهواره با خواب در زمين در حركت داشتن گهواره است و اين آيه علاوه بر اشاره به زوجيت گياهان اشاره به حركت داشتن زمين نيز مي كند، در عين حال گهواره در عين آنكه حركت دارد اين حركتش آرامش بخش است و موجب ناراحتي نمي شود) و برايتان در آن راههائي پديد آورد و از آسمان آب فرستاد تا بدان انواع گوناگون از گياهان زوج را بروياند».

مشاراليه اظهار داشت اينجانب در كنار خيل آياتي كه زوجيت گياهان را مطرح مي كنند در هيچ جاي قرآن كريم حتي به يك آيه برخورد نكرده ام كه از گياهان و نباتات به صورت مفرد سخن گفته باشد و اين راه را بر شائبه ي تصادفي بودن موضوع كاملا مسدود مي نمايد.

قرآن با صراحت تمام اعلام مي دارد كه اصولا تمام اجزاء عالم زوج آفريده شده اند و ما نيز مشاهده مي كنيم كه از اتم كه كوچكترين ذره ي هر موجود است زوج است و حاوي بارهاي مثبت و منفي است تا جانداران كه همه زوج آفريده شده اند. و پرده برداشتن از اين حقيقت در آن عصر و بدون در اختيار داشتن وسائل و امكانات امروزي مسلما امري فوق بشري است. وي  افزود از جمله آياتي كه بر خلقت كل آفرينش بصورت زوج گونه دلالت دارند عبارتنداز:

-         « و من كل شيئي خلقنا زوجين» (ذاريات 49)

« همه چيز را زوج آفريديم...»

آيا در مقوله ي اثبات زوجيت و جفت بودن تمام مخلوقات تعبيري بهتر و رساتر از «خلقنا زوجين» مي توان بكار برد كه هم عرب 1400 سال پيش آن را بفهمد و هم براي تمام مردم دانشمند و غير دانشمند در طول تاريخ مفهوم و دقيقا منطبق با علمي باشد كه بشر پس از صدها سال كاوش بعد از نزول اين آيات به آن رسيده باشد»؟

2-   «قرآن و گاز بودن كليه ي ستارگان و سيارات در بدو خلقت»

«علم هيأت اثبات كرده كه در ابتداي خلقت كرات آسماني به صورت گاز به هم چسبيده و متصل بودند و بعدها به مرور زمان بر اثر فشردگي و تراكم شديد گازها تبديل به جسم شدند. اين واقعيت علمي اولين بار توسط «لاپلاس» رياضيدان و منجم مشهور فرانسوي در حدود 2 قرن پيش اظهار گرديد و امروزه نجوم با دستاوردهاي جديد خود صحت فرضيه ي علمي لاپلاس را ثابت كرده است.

بر همين اساس دانشمندان معتقداند كه 67 عنصري كه كره ي عظيم خورشيد را تشكيل مي دهند، تشكيل دهنده ي كره ي خاكي ما نيز هستند، عناصري از قبيل هيدروژن، هليوم، كربن، ازت، اكسيژن، فسفر، آهن و... دانشمندان همچنين دريافته اند كه عناصري كه در خورشيد و زمين يافت مي شوند در ساير كرات نيز وجود  دارند و صرفا ميزان آنها متفاوت است، در اين زمينه كتاب «پيدايش جهان و پيدايش و مرگ خورشيد»‌ اثر ژرژ گاموف ترجمه ي آقاي احمد آرام براي مطالعه توصيه مي شود.

دكتر بوكاي مي گويد: «كوچكترين تخالفي ميان معلومات قرآني و روش جديد راجع به تشكل جهان وجود ندارد» (كتاب عهدين، قرآن و علم نوشته ي دكتر بوكاي، ترجمه ي دكتر حسن حبيبي ص 201)

علم بر آن است كه جهان با مجموعه ي ميلياردها كهكشانها و كراتش در ابتداي آفرينش به صورت گاز به هم چسبيده و پيوسته بوده است تا اينكه انفجار عظيمي (بيگ بنگ) رخ داد كه هنوز صداي مهيب و دهشتناك آن از 15 ميليارد سال پيش به گوش مي رسد. اين مطلبي است كه قرآن كريم صريحا طي دو آيه بدانها اشاره مي كند:

-         «ثم استوي الي السماء و هي دخان...» (سوره ي فصلت آيه 11)

« پس پرداخت به آسمان در حالي كه گاز و دود بود...»

- «اولم ير الذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما و جعلنا من المآء‌ كل شيئي حي افلا يؤمنون»

(سوره ي انبياء آيه 30)

« آيا كافران نمي نگرند كه آسمانها و زمين به يكديگر چسبيده بودند پس ما آنها را از هم شكافتيم و هر چيز زنده اي را از آب پديد آورديم، آيا ايمان نمي آورند»؟

3- قرآن و تئوري گسترش جهان

تئوري گسترش جهان كه توسط «ژرژ لومتر» رياضيدان بلژيكي ارائه گرديد وقتي مورد پذيرش محافل علمي جهان قرار گرفت كه دوربين كيهاني «پالورما» در اين راه به كار گرفته شد[1] و نشان داد كه جهان هستي از زمان انفجار بزرگ (Big Bang) تا كنون دائما گسترش يافته و باز هم در حال گسترش است.

اين كشف بزرگ ابتدا توسط دانشمندي بنام سيلفر مدير رصدخانه ي «لاول» انجام شد. بعد از وي دانشمند ديگري بنام دكتر «دكتر ادوين پ. هابل» دنباله ي تحقيقات «سيلفر» را گرفت و ضمن تأييد نظريه ي وي اظهار داشت كه تمامي كهكشانهاي هستي و اجرام كوچك و بزرگ آسماني به سرعت زيادي از يكديگر دور مي شوند[2]  يعني با سرعت محير العقول 60 هزار تا 150 هزار كيلومتر در ثانيه رو به سوي نقطه ي نامعلومي در حركت اند.

قرآن:

- «والسمآء بنيناها بايد و انا لموسعون» (سوره ذاريات آيه 47)

«و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و هر آينه آن را گسترش مي دهيم»

موسعون در آيه ي فوق به معناي گسترش در هر لحظه است كه با« انّا» و« ل» بر استمرار اين توسعه تأكيد شده است.

۴-قرآن و مورد سیاه چاله ها

خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.
این مشخصات عبارتند از :
۱) آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.
۲) آن ها پنهان هستند.
۳) آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.
اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.
خداوند در قرآن فرموده اند:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (١٥)الْجَوَارِ الْکُنَّسِ (١٦)وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ (١٧)وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (١٨)إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (١٩) تکویر
۱۵. به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل). سوره تکویر
به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.
خداوند در قرآن می فرمایند:
وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (٨٨) قصص
با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید. قصص ۸۸




 

4- قرآن و حركت خورشيد

همانطور كه مي دانيم در چند قرن پيش منجمان مدعي حركت زمين به دور خورشيد بودند ولي اعتقاد داشتند كه خود خورشيد ثابت است و زمين و ساير سيارات به گرد آن مي چرخند. اين اعتقاد آنان نشأت گرفته از اظهارات تعدادي از ستاره شناسان از جمله «كُپرنيك» لهستاني و «كِپلر» آلماني بودند كه هر دو متعلق به قرن 17 ميلادي بودند و مي گفتند: «خورشيد در يكجا ميخكوب است»[3]. اين عقيده مدتهاي مديد جزء اصول مسلم علمي نجوم روزگار به شمار مي رفت تا آنكه منجمان با پيشرفت علم و به كمك دستگاههاي حساس دريافتند كه خورشيد نيز مانند زمين حركت دارد و در حركت انتقالي با سرعتي معادل 20 كيلومتر در ثانيه بسوي «وگا» كه در وسط دنباله ي «دب اصغر» قرار دارد در حال حركت  است و همچنين در حركت وضعي نيز هر 25 الي 26 روز يك مرتبه به دور خود مي چرخد و جهت اين حركت وضعي نيز مانند ساير كرات منظومه ي شمسي از مغرب به مشرق است[4].

شواهد قرآني بر اين معنا:

- «والشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم» (سوره ي يس آيه 38)

«و خورشيد به سوي قرارگاهي در حركت است، اين است سرنوشت آن از سوي خداي مقتدر دانا»

-         «و هو الذي خلق اليل و النهار والشمس و القمر كل في فلك يسبحون» (سوره ي انبياء آيه ي 33)

«و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد و هر چيزي در مداري شناور است»

در اين آيه ي شريفه علاوه بر اشاره به صرف حركت، اين حركت را در هر يك از نشانه هاي الهي در مسير و مداري خاص معين مي فرمايد.

-         «الله الذي رفع السموات بغير عمد ترونها ثم استوي علي العرش و سخر الشمس و القمر كل يجري لاجل مسمي يدبر الامر يفصل الآيات لعلكم بلقاء ربكم توقنون» (سوره ي رعد آيه ي 2)

« الله همان خداوندي است كه آسمانها را بي هيچ ستوني كه آن را ببينيد برافراشت. سپس به عرش پرداخت و خورشيد و ماه را، همه چيز تا زماني معين (به سر آمدن عمرشان) در حركت اند، امر را تدبير مي كند و آيات را به تفصيل بيان مي دارد تا شايد به ديدار پروردگارتان يقين آوريد».

-         «الم تر ان الله يولج اليل في النهار و يولج النهار في اليل و سخر الشمس و القمر كل يجري لاجل مسمي و ان الله بما تعملون خبير» (سوره ي لقمن آيه ي 29)

«آيا نديده اي كه خدا شب را به روز و روز را به شب داخل مي كند و خورشيد و ماه را مسخر ساخته، هر چيزي تا سرآمد عمرش در حركت است و بدرستي كه خداوند بر آنچه مي كنيد آگاه است».

-         نظير آيه فوق در سوره ي فاطر آيه ي 13

-         «خلق السموات الارض بالحق يكور اليل علي النهار و يكور النهار علي اليل و سخر الشمس و القمر كل يجري لاجل مسمي الا هو العزيز الغفار» (سوري زمر آيه ي 5)

«آسمانها و زمين را به حق بيافريد. شب را به روز و روز را به شب داخل مي كند. و خورشيد و ماه را مسخر گردانيد و هر چيز تا سرآمد عمرش در حركت است، همانا اوست مقتدر بسيار آمرزنده».

5- قرآن و كرويت و حركت زمين و نيز حركت در تمام موجودات و اجزاء عالم

از جمله جنايات هولناك كليسا در قرون وسطي سوزاندن «جوردانو برونو» ستاره شناس مشهور ايتاليائي بود. وي به علت مخالفت با عقايد بطلميوسي كليسائيان و طرفداري از فرضيه ي «كپرنيك» دستگير و بعد از شكنجه هاي بسيار در 17 فوريه ي 1600 ميلادي به دستور كليسا و به همراه كتابهايش زنده زنده در آتش سوزانده شد. محاكمه ي گاليله نيز از جمله ي همين جنايات وحشت آور است كه به جرم ابراز عقيده ي شخصي اش مبني بر حركت زمين به گرد خورشيد فتواي سوزاندن او از سوي كليسا صادر شد اما چون نمي خواست دچار سرنوشت شوم «جردانو برونو»‌ شود پس از شكنجه هاي روحي و جسمي فراوان از سوي ارباب كليسا نظريه ي خود را پس گرفت و توبه نامه اي تحميلي را در كليسا امضاء نمود. پس از آن كتب متعدد وي در زمينه ي نجوم توسط دستگاه تفتيش عقايد كليسا توقيف گرديد و خود او محكوم شد كه به مدت سه سال و هر روز هفت بار زانو بزند و توبه نامه اش را تكرار نمايد.

بلي در روزگاري كه در هيچيك از نقاط كره ي زمين صحبت از گردش زمين به دور خورشيد و خود نبود و حتي در دوراني كه اروپاي به اصطلاح متمدن امروزي كه بسياري آن را بنيانگذار علوم نوين مي دانند در توحش به سر مي برد و زماني كه سخن گفتن از حركت ماه و زمين و خورشيد جرم به شمار مي رفت و بلاهائي نظير آنها كه گفته شد را به سر دانشمندان اين حوزه مي آوردند، قرآن كريم در 1400 سال پيش مي فرمايد:

-         «و اورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها ...» (سوره ي اعراف آيه 137)

«آن گروهي را كه ذليل و خوار شمرده مي شدند وارث مشرقها و مغربهاي زمين قرار داديم...»

توجه:‌ اگر زمين صاف باشد يك مشرق و يك مغرب بيشتر نخواهد داشت

-         «رب السموات و الارض و ما بينهما و رب المشارق» (سوره ي صافات آيه 5)

«خداي آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و خداي مشرقها»

-         «فلا اقسم برب المشارق و المغارب...» (سوره ي معارج آيه 40)

«پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها...»

بلي اگر زمين آنگونه كه تا دانشمندان تا پيش از جردانو برونو و گاليله معتقد بودند صاف و تخت بود بايد صرفا يك مشرق و يك مغرب وجود مي داشت و سخن گفتن از مشرقين و مغربين نشان از آن است كه به صورت كلي در تقابل با هم دو مشرق و دو مغرب وجود دارد و به عبارتي اگر آمريكا در كره ي زمين مقابل ايران باشد مشرق آنجا مغرب ايران و بالعكس است و اشاره به مشرقها و مغربها (به صورت جمع) نشان از تفاوت افق هر ناحيه از ناحيه ي ديگر است به نحوي كه حتي افق شهرهاي يك كشور نيز با يكديگر متفاوت هستند و هر شهر براي خود مشرق و مغربي دارد.

«در معاني الاخبار ص 221 آمده كه شخصي از امام علي عليه السلام درباره ي آيه ي برب المشارق و المغارب پرسش نمود كه مگر مشرق و مغرب هر كدام يكي نيست؟ حضرت فرمودند: خير 360 مشرق و 360 مغرب وجود دارد.

امام صادق (عليه السلام) نيز در پاسخ به پرسش يكي از يارانش فرمود: خورشيد پيش از آنكه بر ما طلوع كند بر اقوام ديگري طالع مي شود و هنگامي كه از ما غروب مي كند بر اقوام ديگري طلوع مي نمايد».[5]

مشاراليه شواهد قرآني بر حركت داشتن زمين را چنين بيان كرد:

-         «هو الذي جعل لكم الارض ذلولا فامشوا في مناكبها...»‌ (سوره ي ملك آيه 15)

«اوست خدائي كه زمين را براي شما مركبي راهوار و رام قرار داد تا بتوانيد روي آن راه بپيمائيد...»

ذلول جامع ترين تعبير براي نشان دادن حركات زمين است، زيرا اين مركب راهوار در عين راهواري داراي حركات متعدد و بسيار سريعي است اما آنچنان آرام به نظر مي رسد كه گوئي مطلقا ساكن است.

-         «الذي جعل لكم الارض مهدا...» (سوره ي زخرف آيه 10)

«خداوند پروردگاري است كه زمين را براي شما مانند گهواره قرار داد».

وي افزود: گهواره در عين آنه حركت مي كند اين حركتش آرام بخش و موجب است و موجب ناراحتي و رنجش كودك نمي شود».[6]

نامبرده شواهد قرآني دال بر نقش كوهها در جلوگيري از لرزش زمين را نيز چنين برشمرد:

-         «والجبال اوتادا» (سوره ي نبأ آيه ي 7)

« و كوهها را ميخهاي زمين قرار داديم»

«ژرژ گاموف» در كتابش بنام سرگذشت زمين (در ترجمه ص 126) مي گويد: در زمين شناسي اين نظريه كه كوهها صرفا در بالاي سطح زمين قرار دارند تا يك قرن پيش از نظريات عمومي اين رشته بود اما اخيرا به اين موضوع پي برده شده كه قسمت عمده ي هر كوهي زير سطح زمين قرار دارد (و اين امر باعث جلوگيري از لرزش دائمي زمين مي شود).

قرآن 1400 سال پيش كوهها را مانند ميخهائي كه به زمين كوبيده شده اند (و قسمت اعظم هر ميخ كوبيده شده در زير سطح قرار دارد و نه در روي آن) تشبيه مي نمايد و مي فرمايد:

«و القي في الارض رواسي ان تميد بكم...» (سوره ي نحل آيه ي 15 و سوره ي انبياء آيه ي 31 و سوره ي لقمن آيه ي 10)

«و بر زمين كوههاي بزرگ قرار داد تا از لرزيدن در امان بمانيد...»

و اين نيز در زمين شناسي به اثبات رسيده كه اگر كوهها وجود نداشتند زمين دائما داراي لرزش بود و اين كوهها هستند كه بواسطه ي ريشه دار بودن تا اعماق زمين از تكه تكه شدن به سبب وجود نيروي گريز از مركز جلوگيري مي كنند.

و مولا امير المؤمنين (ع) نيز در نهج البلاغه در همين ارتباط مي فرمايند:

«فسكنت علي حركتها من ان تميد باهلها او تسيخ بحملها»[7]

 «پس ساكن قرار گرفته است زمين با آن حركت سرسام آوري كه دارد بدون آنكه اهل زمين از روي كره به فضا پرتاب شوند».

«و عدل حركاتها بالراسيات من جلاميدها»[8]

«خداوند حركات گوناگون زمين را به وسيله ي كوههاي ميخكوب شده و صخره هايش تعديل فرمود»

«فسكنت علي حركتها ان تبيد باهلها فسبحان من اسكنها من مرجان مياهه»ا[9].

«زمين ساكن شد با آنكه خودش متحرك است، تا با ساكنان خود در فضا پرتاب نشود؛ پس مقدس است كسي كه زمين را با اهلش از موج زدن آبهاي آن نگاه مي دارد».

شاهد قرآني دال بر حركت هر شيئي از الكترون به دور هسته گرفته تا سيارات به گرد خورشيدشان در مداري خاص نيز عبارت است از:

-         «كل في فلك يسبحون» (سوره ي انبياء آيه ي 33  و سوره ي يس آيه ي 40)

«و همه چيز در مداري شناور است»

شاهد قرآني دال بر حركت داشتن هر چيز:.

-         « و تري الجبال تحسبها جامده و هي تمر مر السحاب صنع الله الذي اتقن كل شيئي انه خبير بما تفعلون» (سوره ي نمل آيه ي 88)

«و كوهها را مي نگري و چنان مي انديشي كه ثابت اند در حاليكه حركت مي كنند به سرعت ابرها. كار خداوند است كه هر چيز را به كمال پديد آورده است. هرآينه او به هر چه مي كنيد آگاه است».

توجه: كوهها هم به واسطه ي حركت زمين به دور خورشيد، حركت وضعي آن به دور خود و حركت به سوي نقطه اي نامعلوم به همراه كل كائنات،‌ در حركت هستند.

6- قرآن و اثر انگشت انسان

 پس از آنكه راز خطوط سرانگشت كشف شد، در سال 1884 ميلادي در انگلستان روش شناسائي رسمي و تشخيص هويت اشخاص از طريق اثر انگشت دست هر شخص ملاك قرار گرفت. اين خطوط بهترين و اصلي ترين امضاي هر شخصي است و به عبارتي مشخصه ي فردي هر كس در عالم است و در ميان كساني كه قدم به روي كره ي خاك گذاشته اند و حتي دوقلوها هيچگاه يافت نشده كه اثر انگشت دو نفر با هم مشابه باشد. روي همين اصل از متهمان و مجرمان انگشت نگاري مي كنند تا در مواقع لازم از آن استفاده شود.

 اين خطوط از چهار ماهگي در رحم مادر شكل مي گيرند و تا آخر عمر تغيير نمي كنند، بر خلاف دندانها كه برخي معتقدند كه دندانهاي هر شخص نيز با ديگري متفاوت است ولي در جواب اين اشخاص بايد گفت كه دندانها حداقل ابتدا شيري و ريز هستند و سپس جاي خود را با دندانهاي دائمي و درشت عوض مي كنند، بنابراين نمي توانند تنها مشخصه ي فردي هر شخص به حساب آيند، زيرا هر كس در طول عمرش حداقل دو سري دندان خواهد داشت.

بنابراين اگر از 1884 كه سال استفاده ي رسمي آن در انگلستان است را ملاك بگيريم قدمت كشف و بكار گيري اثر انگشت به 121 سال بيشتر باز نمي گردد، حال بنگريم كه قرآن كريم در 1426 سال پيش مي فرمايد:.

«ايحسب الانسان ان لن نجمع عظامه. بلي قادرين علي ان نسوي بنانه» (سوره ي قيامت آيات 3 و 4)

«آيا انسان مي پندارد كه ما استخوانهايش را گرد نخواهيم آورد؟ آري ما قادر هستيم كه سرانگشت او را آنگونه بسازيم كه مساوي زمان زنده شدنش باشد».

 

.......................................................................................... 


[1] -  (اختراعات و اكتشافات قرن بيستم، تروي آي ويليامز ترجمه ي لاله صاحبي ص 133 و كتاب تاريخ آفرينش، مجيد يكتائي ص 63)

[2] - صبوري در سپهر لاجوردي، تأليف هابرت ريوز، ترجمه ي علي اصغر سعيدي، ص 46

[3] - راه تكامل، احمد امين ج 5 ص 9.

[4] - اعجاز قرآن از نظر علوم امروزي، يدالله نيازمند، ص 198 و نيز از جهانهاي دور ، تأليف برونو بورگل ص 250

[5] - قرآن و آخرين پيامبر، آيت الله مكارم، ص 199

[6] - مرزهاي اعجاز تأليف آيت الله العظمي خوئي، ترجمه ي استاد جعفر سبحاني ص 119

[7] - منتظَر جهان، احمد علم الهدي، ص 20

[8] - نهج البلاغه ي فيض الاسلام، ص 249

[9] - تاريخ جهان اسلام، حسين عماد زاده اصفهاني ص 119

منابع:

سخنراني آقاي رستگارفر،به دعوت انجمن دانش آموختگان ايراني مقيم آلمان

ايران بلاگ