"سازمان فضايي اروپا" اعلام كرد ماهواره "ئنويست" متعلق به اين سازمان دقيقترين و مفصلترين تصاويري را كه تاكنون توسط يك ماهواره از سطح كره زمين گرفته شده، توليد كرده است.
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از پاريس، اين تصاوير ماهوارهاي زيست محيطي اولين محصولاتي هستند كه در چارچوب طرح ابتكاري سازمان فضايي اروپا به نام "گلوب كاور" توليد شده است.
از دسامبر ۲۰۰۴و ژوئن ۲۰۰۶تقريبا ۴۰ترابايت، معادل محتواي ۴۰ ميليون جلد كتاب، عكس گرفته شده و براي توليد آميزههاي جهاني پردازش شده است.
از تركيب اين تصاوير براي ساختن الگوي گسترش و تاثيرات تغييرات آب و هوايي و مطالعه اكوسيستمها استفاده ميشود.
اين تصاوير حاصل فعاليت يكي از تجهيزات ئنويست به نام MRISاست كه براي تصويربرداري در يك مدار قطبي در ارتفاع ۸۰۰كيلومتري با حداكثر دقت عمل ميكند كه دقت آن معادل دقت تصاويري است كه از ارتفاع ۳۰۰متري گرفته ميشود.
دانشمندان سازمان فضايي اروپا اعلام كردند اين نقشه جهاني پوشش زمين ده برابر دقيقتر از تمامي نقشههاي ماهوارهاي است كه تاكنون از جهان گرفته شده است.
اولين نشست مشاورهاي كاربران گلوب كاور در روز ۲۰ژوئن در "ايسپرا" در ايتاليا برگزار خواهد شد.
در جريان اين نشست كاربران درباره كيفيت اولين محصولات و چگونگي استفاده از آنها در كارشان بحث و مشورت خواهند كرد.
۲.

نمايي خيالي از ستارگان نخستين
اگر علم به ستاره پروین آویخته باشد مردان فارس به آن خواهند رسید . پیامبر اسلام (ص)
|
علم نقطه تعادل چیست و چگونه میتواند خوشبختی را برای ما به ارمغان آورد.
|
جهت معرفی علم نقطه تعادل کافی است که سری بزنیم به یکی از موتورهای جستجو , مثل گوگل تا برای ما کلمه تعادل را در اینترنت جستجو و شمارش کند. از عددی که جلو چشمانمان قرار می گیرد حیرت میکنیم ( عدد يافته شده حدود 1,390,000 درباره تعادل ) که نمونه ای از جملات یافته شده در ذیل آمده است که عبارتند از :
|
وقتي حضرت عيسي(ع) به امت خود مي گويد شمشيرهاي خونین خویش را در اقیانوس صلح و محبت بشوييد، در تدارك استقرار نهضت خود در نقطه تعادل است.و پيامبر اكرم(ص) وقتي که در فتح مکه فرمان می دهد که نباید حتي يك قطره خون هم از بینی كسي جاري شود . آن هنگام است که نقطه تعادل به عنوان مركز دائمي نهضت تعيين مي گردد. تافلر می گوید : دانش و تجربه بشر درزمینه تلاش برای جلوگیری از جنگ و تامین صلح بسیار اندک است و درآغاز راه قرار دارد ، هرچند که امکاناتی گسترده موجود است . براین اساس ، فرضیه تعادل ، تلاشی است درجهت تعمیق و تکامل دانش و تجربه بشر درزمینه تامین صلح و امنیت بین المللی .
|
همانطور که میدانیم تمام انسانها اعم از دانشمندان و یا مردم عامی , زمانی که واژه تعادل را به کار میبرند , معنی کیفیت , مطلوبیت و تکامل از آن استخراج میشود. و مهمتر آنکه اگر از واژه نقطه تعادل استفاده شود , منظور نهایت کیفیت , مطلوبیت و تکامل است. که در همین راستا موسسه بهره وری همه فرزندان زمین قریب به بیست سال تحقیق و آزمایش بر روی مبحث تعادل به این نتیجه رسید که بسیاری از دانشمندان , همچون جان نش ( برنده جایزه نوبل اقتصاد) به صورت تک بعدی به بعضی از ابعاد تعادل نیز پرداخته اند. اما در خصوص ابعاد بی شمار دیگر علم و زندگی هنوزهیچ نظریه و یا معادلاتی که بتواند هر یک از آنها را به طور منطقی ارتباط دهد پدید نیامده است تا بتواند این تحقیقات را به طور معقول به یکدیگر پیوند دهد. به همین خاطر موسسه با بدست آوردن معادلات متعدد و در بوته آزمایش قرار دادن هر یک از آنها , به این نتیجه رسید که باید برای این موضوع بسیار مهم , دستورالعملهای دقیق و متحدی را جمع آوری کرده و در قالب یک علم ارائه داد. و از آنجائی که والری فیسلوف شهیر فرانسوی می گوید : علم عبارت است از یک سری دستورالعملهائی که صحت آن در عمل به اثبات رسیده است و به تبعیت از دیل کارنگی پدر علم موفقیت که ابتدا در وادی رفتارهای تجربی و کاربردی گام برداشت و آنگاه نتیجه تجریبات چندین ساله خود را تجزیه و تحلیل و آنگاه فرمولهائی را نیز از آن استخراج نمود , علم نقطه تعادل نیز اینگونه رشد کرده است. لذا در ادامه برای معرفی علم نقطه تعادل می توان گفت که :
علم نقطه تعادل , نسخه توسعه یافته بهره وری است که به آن بهره وری مدرن نیز میگویند که توسط موسسه بهره وری همه فرزندان زمین پایه گذار شده است. این نظریه از جوهر کشی تمام علوم و فنون مختلف پدید آمده و در تمامی عرصه ها همچون , اقتصاد , مدیریت , پزشکی , مهندسی , شهرسازی , هنر , علوم اجتماعی , ... و حتی فضانوردی نیز کاربرد دارد. لذا همانگونه که با دسته بندی شدن عناصر شیمیائی در جدول تناوبی , انقلابی بزرگ در جهان شیمی پدید آمد , این نظریه نیز می تواند با بهره گیری از معادلات خود همه علوم و فنون را طبقه بند کرده و در تمامی زمینه ها صاحب سبک و یا مکتب گردد , تا در ابعاد مختلف زندگی مردم جاری شده و برای ما انسانها رشد و رفاه به ارمغان آورد . و علت پیدایش اختراعات , نوآوریها و فن آوری های بیشماری نیز گردد. چراکه این نظریه همچون درختی است سرسبز و تناور , که ریشه های آن متشکل ازهمه علوم بنیادی بوده و پیکره آن نیز علوم و فنون و هنرهای کاربردی است. و فرمول عمومی آن عبارت است از :
Info Technology & Balanc Productivity = ITB
ITB & Possibilities Paradais = ITBP
فرمولهای علم نقطه تعادل , این توانائی را دارد که بر اساس فطرت ) زبان مشترک انسانها( یک امپراطوری قدرتمند را پدید آورد که از لحاظ کثرت اعضاء همچون سازمان جهانی تعاون و از لحاظ تراکم ثروت مانند سازمان جهانی تجارت باشد. این علم باتوجه به فرهنگ سازی , میتواند برای حفظ محیط زیست و تحقق صلح جهانی گامهای بلندی بردارد. و امکاناتی را فراهم سازد که تمام انسانها و بخصوص محرومین جهان نیز از آن بهره مند شوند. چرا که موسسه توانست با کمک فرمول های نقطه تعادل بدون سرمایه اولیه در دوران آزمایشی در بخش اقتصاد به گونه ای سیستم های تحت نظارت خود را بهره ور کند که بتوانند محصولات خود را با توجه به حفظ کیفیت به نصف قیمت تقلیل دهند و همه طرفهای قرارداد هم سود ببرند. که این موضوع باعث شگفتی صاحب نظران و مسئولین منطقه گردید.
نکاتی چند در مورد دستور العملهای نقطه تعادل
همانطور که می دانیم همه ما انسانها دائما در مورد شناسائی و انتخاب 2 موضوع حیاتی با خود درگیر هستیم که عبارتند از :
1- شناسائی تمام نیازهای انسانها و دیگر موجودات
2- شناسائی محصولاتی که بتوانند نیازهای ما انسانها و دیگر موجودات را پاسخ دهند.
( که در اینجا به اختصار همه انسانها و دیگر موجودات را همه فرزندان زمین مینامیم)
بدین لحاظ علم نقطه تعادل در موارد یاد شده اینگونه اظهار نظر میکند که :
میبایست جهت شناسائی و طبقه بندی نیازهای انسانها که همه ابعاد وجودی آنها , اعم از جسم و روح را شامل میشود , بگونه ای مورد مطالعه قرار داد که نه تنها زندگی انسانها را بر روی این کره خاکی بررسی کند بلکه دامنه آن را از قبل از تولد و حتی بعد از مرگ نیز مورد مطالعه و بررسی قرار داده و آن را دنبال نماید. که برای پاسخ گفتن به هر یک از این سوالات لازم است محصولاتی را که بتوانند این نیازها را برطرف کنند , شناسائی , طبقه بندی, اصلاح , تولید و آنگا ه ارائه گردند. که البته علم نقطه تعادل خود نیز براین باور است که محصولی توانا جهت پاسخ گفتن به همه این نیازها خواهد بود.
منظور از محصول چیست ؟
محصولات عبارتند از : تمام پدیده های مادی و غیر مادی و یا همه پدیده های سخت افزاری و یا نرم افزاری که به شکلی بتوانند مستقیما و بدون واسطه حداقل یکی از نیازهای مادی و یا غیرمادی ما را برطرف نمایند. که این محصولات عموما به نامهای ذیل در زندگی ما جاری هستند: کالا , خدمات , هنر , علوم , فنون و یا هر گونه دستورالعملهای کاربردی که بتوانند به نوعی در زندگی ما انسانها جاری شده و حداقل یکی از نیازهایمان را بدون واسطه برطرف کند.
نکته : پدیده های دیگری نیز وجود دارند که با واسطه به ما خدمات داده و نیازهای مارا برطرف میکنند که در علم نقطه تعادل به آنها ابزار میگویند.
|
برای یافتن بهترین پاسخها برای نیازهایمان لازم است به ترتب اولویت مراحل ذیل را دنبال کنیم
|
مرحله اول :
1- شناسائی محصولات و قرار دادن هر یک از محصولات در مقابل نیازها.
2 – طبقه بندی کردن و جمع آوری کلکسیون بهترین محصولات و ابزارها .
مرحله دوم :
3- ایجاد بانک اطلاعاتی , جهت اطلاع رسانی پیوسته به مردم
4- ارائه امکانات جهت استفاده بهینه از محصولات
مرحله سوم :
5- استاندارد سازی و اصلاح محصولات
6 - تولید محصولات
توضیحات و مثالهای لازم برای 6 مرحله نقطه تعادل
1- مثال و توضیح برای شناسائی و طبقه بندی نیازها و محصولات در مقابل هم :
همانطور که همگان می دانند , بعضی از نیازها کاملا واضح و روشن است. و محصولی که آن نیاز را پاسخگوست نیز معلوم . ( مثل تشنگی که با محصولی چون آب آن را پاسخ میدهیم و گرسنگی را با غذا و برهنگی را با لباس ). اما در بعضی مواقع موضوع مقداری پیچیده میشود. و ما نمی توانیم نیاز خود را تشخیص دهیم . مثل یک نوع بیماری ناشناخته که باید به پزشک مراجعه کنیم. اگرچه نیازهای روحی نیز به مراتب سخت تر از نیازهای جسمی قابل شناسائی و درمان است. و این مطلب در مورد تمام محصولات که بتوانند حداقل یکی از نیازهای ما را برطرف کند صادق است( مثل غذا , پوشاک , مسکن , اتومبیل , امکانات برقراری ارتباطات و ... ) و لازم است تا جایگاه هر یک از آن مراکزی را که محصولات مورد نیاز ما را عرضه می کنند و یا متخصص هائی که معایب احتمالی آنها را برطرف میکنند, بشناسیم تا پس از شناسائی , به آنها مراجعه کنیم.
2- مثال و توضیح برای طبقه بندی کردن و جمع آور ی بهترین محصولات و ابزارها :
در صورتی که برای پاسخگوئی به یک نیاز چند محصول وجود داشته باشد , می توان بر اساس استانداردهای نقطه تعادل محصولات مربوطه را شناسائی کرده و آنها را اولویت بندی کرد.
مثلا ممکن است برای یک بیماری چندین نوع درمان و داروهای مختلف پیشنهاد شود . همانند داروهای شیمیائی , گیاهی , هیپنوتیزم , انرژی درمانی و ... باید با کمک متخصص مربوطه پس از شناسائی هر یک و طبقه بندی کردن آنها براساس استانداردهای نقطه تعادل مشخص کرد که هریک از آنها از نظر ارزش داروئی چه جایگاهی را دارند تا اگر فاقد ارزش درمان باشند آنها راحذف کرده و دقیقا بدانیم که داروهای باقی مانده به عنوان مکمل عمل میکنند و یا با یکدیگر محصولات ارائه شده مشابه هستند. که باید در بین داروهای مشابه تنها یکی از برترین آنها را انتخاب کرده تا با یکی از بهترین داروهای مکمل استفاده شود. و نکته ای که باید همواره به آن اشاره کرد این است که هرگز نباید 2 یا چند داروئی را که با هم مشابه هستند را با یکدیگر استفاده کرد .چرا که بدون شک نتیجه آن افت خواهد کرد و در بعضی مواقع ممکن است نتیجه عکس دهد و تداخل داروئی صورت گیرد. که تعادل نش در نظریه بازی ها آن را تائید میکند. (البته توجه به نقطه و دامنه اشباع در ترکیب محصولات قابل تامل است که در مباحث آینده به آن خواهیم پرداخت).
3- مثال و توضیح برای اطلاع رسانی پیوسته به مردم :
نظر به اینکه ما در عصر ارتباطات قرار داریم این موضوع از واضحات است. و میبایست از تمام ابزارهای اطلاع رسانی کمک گرفت .( مثل : رادیو- تلویزیون – ماهواره – اینترنت – جراید و ... )
4- مثال و توضیح برای ارائه امکانات جهت استفاده بهینه از محصولات :
همانطور که می دانیم موج سو م و چهارم اشاره به این دارند که امکانات خارج از تصوری در حال خلق شدن هستند. و به ما هشدار می دهند که اگر به هوش نباشیم و به خود حرکتی ندهیم بدون شک با سرعت شگفت آوری به عقب باز میگردیم و لازم است که برای این روزها خود را آماده کنیم . و همانطور که می دانیم بخش اطلاع رسانی توسط دانشمندان بزرگی چون تافلر و جلالی که خود خالق نظریات موج سوم و موج چهارم هستند , صورت گرفته است . حال برای اینکه ان امکانات را بهتر بشناسیم تا بتوانیم از آنها بهره کافی ببریم. علاوه بر درج مقاله در جراید و برگزاری سمینارها در مجامع مختلف لازم است تسهیلاتی را هم فراهم کنیم تا مردم راحت تر بتوانند به آن امکانات دسترسی پیدا کنند . مثل ارائه وام های مختلف و یا عرضه محصولاتی همچون رایانه به طور قسطی یکی از این راهبردهاست.
و یا مثال دیگر اینکه: همان طور که علم ژنتیک تائید کرده است در صورتی که یک زوج جوان قبل از اینکه اقدام به ازدواج نمایند اگر به یک مشاور ژنتیک مراجعه کنند احتمال تولد فرزندان سالم خیلی بیشتر است. لذا نقطه تعادل می گوید باید ابتدا این مطلب را اطلاع رسانی کرد. و پس از آمادگی ذهنی و فرهنگی جامعه , پزشکان متخصصی را به مردم معرفی کنیم تا به آنها مراجعه کنند. که بعد از آن نوبت به ارائه امکانات و تسهیلات میرسد. به این شکل که ممکن است پزشک نوبت های خود را با فاصله های چندین ماهه بدهد و یا اینکه نرخ ویزیت آن خیلی گران باشد. علم نقطه تعادل می گوید لازم است تا به پزشک مربوطه آموزش و اندکی تسهیلات بدهیم تا بتواند هم ظرفیت پذیرش بیماران را با حفظ مطلوبیت , افزایش دهد و هم بهای ویزیت و آزمایشهای مربوطه را کاهش دهد تا هر دو طرف قرارداد سودی رضایت بخش ببرند. لازم به ذکر است که موسسه بهره وری همه فرزندان زمین در دوران آزمایشی فعالیت خود که مروج طرح ساماندهی اقتصادی ریاست جمهوری ایران بود , توانست بر اساس فرمولهای علم نقطه تعادل نرخهای مصوب مجموعه های طرف قرارداد موسسه را تا سقف نیم بهاء کاهش دهد و در بعضی مواقع , حتی رایگان نیز ارائه میشد. و جالب اینکه هم فروشنده و هم خریدار , احساس مطلوب داشتند.
5- مثال و توضیح برای اصلاح محصولات :
ما بارها دیده ایم که به تناسب نیازهایمان محصولات مربوطه نتوانسته اند رضایت کامل ما را جلب کنند. که این مطلب به طور مستمر منجر می شود به اینکه روز به روز محصولات اصلاح گردیده و به شکلهای مختلفی وارد بازار شوند. مثلا فرض کنیم برای ارسال یک نامه در گذشته از چاپار و اسب کمک میگرفتند. بعد نوبت به ماشین رسید. پس از آن هواپیما و در آخرکار فکس و اینک پست الکترونیک. حالا ببینید کیفیت و مطلوبیت کار چاپار کجاست و پست الکترونیک کجاست. به همین خاطر محصولات روز به روز در حال اصلاح شدن هستند.
استاندارد سازی و اصلاح محصولات : همانگونه که پیش بینی میشود در موج چهام امکانات فوق تصور بشر است باید حتما ظرفیت استفاده از این همه امکانات را بالا برد.
باید تمام محصولات مشابه در یک دایره المعارفی که میبایست پیوسته به روز شود بر اساس فرمولهای نقطه تعادل طبقه بندی و اصلاح گردد و آنگاه به اطلاع عموم مردم برسد.
مثلا وقتی که ما به انواع گوشی های تلفن های همراه که یکی از موارد اصلی بحث موج سوم وچهارم که بحث عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات است نگاه می کنیم می بینیم که علائم و شکل صفحه کلیدهای هر شرکتی با دیگر کارخانه سازنده اش متفاوت است. و این مطلب باعث می شود که ما برا استفاده از هریک از آنها سرگردان و متحیر شویم. و وقت گرانبهای خود را صرف یافتن پاسخ برای مجهولاتی کنیم که فی نفسه ارزش وقت گذاشتن را ندارند . لذا تمام کارخانه ها , برای تولید و ارتقاء محصولات خود میبایست همچون علامتهای راهنمائی و رانندگی که در تمام نقاط جهان یکسان است از علائمها ی استانداردی تبعیت کنند که وقتی مصرف کننده خواست از محصول کارخانه دیگر و یا تولیدات جدیدتر و مدرن تری استفاده کند بخش وسیعی از اطلاعات مربوط به آن محصول را در گذشته از محصولات قبلی کسب کرده باشد.
و برای پی پردن به اهمیت استاندارد سازی بد نیست که به شعار معروف بیل گیتز , ثرتمندترین انسان که تکنیکی ترین محصول جهان را که همانا کامپیوتر است را در اختیار دارد توجه کنیم که میگوید : استانداردها را ما تعیین میکنیم .
و ما نیز بر این باوریم که علم نقطه تعادل نیز همان علم استانداردهاست
6- مثال و توضیحی برای تولید محصولات :
ممکن است تا به حال آرزوئی داشته باشیم که هنوز برآورده نشده و از علم هم کاری برنیامده باشد. و هیچ محصولی برای پاسخگوئی به این نیاز خاص ابداع نشده باشد. اینجاست که باید محصول را تولید کرد. و اصطلاحا کشف , اختراع , ابداع و یا نوآوری نمود.
مثلا : کیمیا گران قرن هاست که قصد داشتند از مس , طلا بسازند. اما علم نقطه تعادل با یک بررسی ساده بر اساس فرمول های خود به این نتیجه رسیده که : مس با طلا در یک ستون عمودی جدول تناوبی قراردارند. و البته با اختلاف الکترون , پروتون و نوترون های زیاد؟! که اگر مس بخواهد طلا شود باید این اختلاف بسیار زیاد را حل کند. که تقریبا غیرممکن است. اما اگر به ردیف افقی جدول نگاه کنیم متوجه میشویم که اشکال کار کجا بوده و چه عنصر و یا عنصرهائی برای این کار مناسب تراست. که این مطلب قریب به پانزده سال پیش به دانشمندان وزارت دفاع ارائه گردید و آنها نیز در کمال حیرت آن را تائید کردند.
|
در نهایت می توان گفت فرمول های علم نقطه تعادل قادر است به همه نیازهائی که بشر با آن دست به گریبان است پاسخی شایسته دهد و یا حداقل بابی را در این خصوص باز کند.
|
ارتباط نظریه نقطه تعادل با امنیت بین المللی , صلح جهانی و گفتگوی بین تمدنها
در خصوص ارتباط تعادل و صلح و امنیت بین المللی تافلر می گوید؛دانش و تجربه بشر درزمینه تلاش برای جلوگیری از جنگ و یا توقف جنگ و تامین صلح چندان محسوس نیست و بشر در این زمینه تازه در ابتدای راه قرار دارد ، هرچند که امکاناتی گسترده موجود است . لذا براین اساس ، فرضیه تعادل ، تلاشی است درجهت تعمیق و تکامل دانش و تجربه بشر درزمینه تامین صلح و امنیت بین المللی . بدین لحاظ نظریه تعادل بر این باوراست که رای تامین صلح جهانی لازم است دانشگاهی با موضوع آموزش رهبران فردا پرداخت.
دانشگاه رهبران فردا ومنشور طلائی ستارگان زمین
دانشگاه رهبران فردا میتواند مبحث گفتگوی تمدنها را به صلحی جهانی و پایدار پیوند زند و برای آموزش رهبران آینده باید به منتخبی از بزرگان جهان که انتظار رهبری جامعه از آنها می رود بر اساس منشور طلائی ستارگان زمین آموزش داد. و لازم به توضیح است که :
منشور طلائی ستارگان زمین به یک سری از دستورالعمل ها و راهکارهای اساسی و کاربردی میگویند که برای مهاجران طراحی و ارائه گردیده است . و هدف آن به کمال رسیدن مهاجران زمین بوده که منطبق برنقطه تعادل می باشد . که به طور جامع و کامل در دانشگاه رهبران فردا به ترتیب اولویت در ابتدا به نخبگان جامعه بشری آموزش می دهد. و آن زمان , بزرگانی چون جلالی , تافلر , آنتونی رابینز , وین دایر و .... بر پایه استانداردهای نقطه تعادل که همانا منشور طلائی ستارگان زمین است رهبران فردا را آموزش خواهند داد. تا دنیائی پر از عدل و داد ساخته شود.و همه فرزندان زمین باید برای رشد وشکوفائی همه ابعاد وجودی خود در غالب مهاجران زمین به سوی خوبی ها که همانا نقطه تعادل است حرکت کنند. و از آنجائی که همواره بهترین ها در نقطه تعادل یافت می شوند لذا به مهاجران توصیه میگردد که به متعادل ترین نقاط زمین مهاجرت کنند و زندگی واقعی را از آنجا آغاز و سپس ادامه دهند.تا بدون آنکه لازم باشد انرژی زیادی را صرف امور جزئی و غیر ضروری کنند ( مثل غلبه یافتن بر بدی آب و هوای محیط زندگی) , به اصول مهم زندگی بپردازند و آنگاه پروژه ای معتدل را آغاز کنند.
پروژه معتدل , محصول معتدل و هدف معتدل
بر اساس دکترین علم نقطه تعادل محصول یا هدفی معتدل است که میزان امکانات و سرمایه های موجود را برای رسیدن به آن هدف و یا محصول را متناسب تشخیص دهد. و لازم به ذکر است که در پروژه معتدل همواره نتیجه ای که آخرکار بدست می آید از نظر کیفی و کمی بیشتر از همه هزینه ها و داده هاست. که در این صورت همیشه نتیجه نهائی برای سرمایه گذاری مطلوب و رضایت بخش است. در این گونه پروژه ها یا اینکه ما اصلا در منطقه صفر قرار نمیگیریم و یا اینکه اگر برای این عملیات منطقه صفر در نظر گرفته شده باشد , همواره انرژی , سرمایه و مدت تعیین شده در این پروژه متناسب است با توانائی از پیش تعیین شده ما.
توضیح اینکه : منطقه صفر به موقعیتی گفته می شود که متولی پروژه برای رسیدن به هدف و یا محصول مورد نظر لازم باشد همچنان صبر کرده و از منابع محدود و یا نامحدود خود هزینه نماید.
در ادامه لازم به ذکر است که ممکن است طبق ارزیابی دکترین نقطه تعادل برای اجرای یک پروژه و عملیات مهندسی سالها طول بکشد تا بتوانیم از منطقه صفر عبور کنیم . اما باز هم برای ما مطلوب و رضایت بخش باشد. چرا که منطبق بر امکانات , سرمایه و زمانی است که ما میتوانیم در این راه سرمایه گذاری کنیم. به همین دلیل است که این پروژه معتدل است. حال بر خلاف پروژه معتدل , اگر برای محصول و یا هدفی , منطقه صفر پیش بینی گردد اما منطبق بر توانائی و زمان مورد نظر ما نباشد ( هرچند کم و کوتاه ) این پروژه غیرمعتدل است و اگر ما با همین بضاعت اقدام کنیم یا اصلا به هدف نمی رسیم و یا اینکه نتیجه نهائی برای ما مطلوب و رضایت بخش نیست.
به همین دلیل است که بعضی از کشورهای قدرتمند و سیاستمدار مثل انگلستان و آمریکا پروژه هائی را تدارک میبینند که سالهای سال طول میکشد اما باز هم نتیجه آن برایشان مطلوب و رضایت بخش است. اما درعوض بعضی از کشورهای ضعیف نیز هستند که قادر به انجام حتی یک پروژه کوچک و کم اهمیت هم نیستند. و ناچارند بخش اعظمی از دارائی های خود را بدهند تا آن پروژه توسط قدرتهای بزرگ انجام پذیرد.
همانطور که در معادله عمومی نقطه تعادل آمده است ما معتقدیم که همواره باید اطلاعات با امکانات ترکیب شوند تا به مطلوبیتی ارزشمند برسیم لذا برای دسترسی آسان و مطلوب به امکانات مورد نیاز لازم است که کامل ترین گروه زنجیره ای در سطح جهان بوجود آید. حال باید ببینیم که این گروه زنجیره ای چیست و چگونه عمل میکند .
منظور از کامل ترین گروههای زنجیره ای چست ؟
نظر به اینکه در حال حاضر گروههای زنجیره ای مثل هتلها هیلتون ,شرایتون , رستورانهای مک دو نالد , پوشاک هاکوپیان و ... وجود دارند اما اصلا قادر نیستند که همه نیازهای ما انسانها را برطرف نمایند. زیرا با اینکه زنجیره ای هستند اما تک بعدی و تک محصولی میباشند. و هر کدام به تنهائی می تواند تنها یک نیاز ما را پاسخ گوید. و البته اطمینان هم نداریم که قیمتهای آنها به تناسب محصولات ارائه شده آنها متناسب است , یا خیر ؟! اما دستورالعملهای نقطه تعادل میگوید بهتر است تمام نیازهای همه انسانها را در قالب اصناف گوناگون بر اساس برطرف نمودن هریک از ابعاد و نیازهای انسانها طراحی شود و تحت یک مدیریت واحد همچون سازمان ملل رهبری گردد. و برای پوشش دادن هریک از ابعاد و جودی انسانها یک صنف عرضه کننده محصول قادر نیست که به طور کامل آن بعد مورد نظر را پوشش دهد. لذا می بایست هر یک از عرضه کنندگان محصولات در قالب یک کمیته , گروه , کانون , کلینیک و یا یک باشگاه به طور پیوسته و منسجم و زنجیره ای به امور مربوطه بپردازند.
در پایان لازم به ذکر است , همانگونه که از ابتدا نیز اشاره شد علم نقطه تعادل از جوهر کشی تمام علوم و فنون پدید امده است و معتقدیم که بین تمام مخلوقات و همه کائنات ارتباط و پیوندی منطقی برقرار است و برای آشنائی بیشتر با این علم , سعی بر آن است که به تناسب موضوع های روز جامعه از دیدگاه این علم با ارائه مقالات مربوطه به نقد و بررسی بپردازیم. که در این خصوص نیز موسسه مشتاقانه منتظر پیشنهادات سودمند همه صاحب نظران گرامی خواهد بود.
با آرزوی خیر و برکت برای تمام خدمتگذاران جامعه بزرگ بشری
۴.
انواع ريزش هاي كيهاني
1) ريزش هاي هادرونيك (Hadronic Cascades):
اين ريزش ها بيشتر از ذراتي مانند پروتون ها تشكيل شده اند و پرتوزايي خود آنها باعث تجزيه ي آنها بر فراز جو مي شود.
مي توانيم اين عمل متقابل را به صورت زير نيز بنويسيم:
Cosmic Ray (CR) + Atmospheric Nuclei (AN)
كه در اين معادله CR' باقيمانده ي اصلي پرتوهاي كيهاني مي باشد كه مي تواند باعث ايجاد واكنش هاي بيشتري با هسته هاي اتمسفري شود.
اگر اصل پرتوهاي كيهاني انرژي كافي را داشته باشند حتي پرتوها مي توانند به سطح زمين نيز برسند.
AN' باقيمانده ي هسته هاي اتمسفري مي باشد كه داراي انرژي بالايي هستند.
همچنين مقدار توليدي ار تجزيه ي هسته ها نيز همان

پرتوزايي

شكل: مدل هندسي پرتوزايي تشعشعات چرنكوف براي اشعه ي گاما و ريزش هادرونيك
همچنين فرآيندي كه در آن اين مادون ريزش ها توسعه مي يابند (مانند فرآيند الكترومغناطيس) خالص است.
2) ريزش هاي الكترومغناطيسي (Electromagnetic Cascades):
ريزش هاي الكترومغناطيس هنگاميكه انرژي ها در اين فرآيند سهيم باشند (بر فراز اتمسفر) پرتوهاي گاما را در جو غوطه ور مي كنند.
در واقع اين پديده ها توليد تركيبي همان اثرات غالب (Dominant Effect) هستند كه البته اين تنها در مورد ريزشهاي پهناور جوي (Extensive Air Showers) صادق است. (اين نوع از ريزش ها را در بخش بعدي بررسي مي كنيم).
فرآيند توليد تركيبي در زمينه اي از هسته هاي اتمسفري و يا الكترون ها به منظور حفظ نيروي حركت صورت مي گيرد.
طي اين فرآيند يك فوتون با انرژي بالا (حداقل 1.022 مگا الكترون ولت) در ماده به يك جفت الكترون – پوزيترون تبديل مي شود.
اگر انرژي كافي باشد جفت الكترون نهايي انرژي خود را به سرعت بوسيله ي واكنش يوني از دست نخواهد داد. در مقابل يك الكترون در زمينه اي از ذرات بنيادين هسته مي تواند اشعه ي گاماي ثانويه را توليد كند. اين توليد همان اثر بزامشتراهلونگ ناميده مي شود.
اين اشعه ي گاما (اگر انرژي هنوز از 1.022 مگا الكترون ولت بيشتر باشد) مي تواند جفت الكتروني ديگري را توليد كند كه آنها مي توانند واكنش هاي بزامشتراهلونگ بيشتري را تحمل كنند.
كه در نهايت نتيجه ي آن يك ريزش فوتوني – الكتروني و پوزيتروني خواهد بود كه مي توانند در مسير قبلي حركت اشعه هاي گاما حركت كرده و در انرژي كل سهيم باشند.
3) ريزش هاي فراگير جوي (Extensive Air Showers [EAS]):
ريزش هاي فراگير جوي تا قبل از واضح شدن ابهامات در مورد پرتوهاي كيهاني در سال 1927 وجود نداشت.
همچنين تمامي فرضيه ها در مقابل توضيح پرتوهاي كيهاني به صورت فوتونيك (با قالب نوري) از خواص ذره اي دفاع مي كردند.
اما امروزه با درك كامل پرتوهاي كيهاني توانسته ايم منشا تمام ذرات و پرتوهاي پر انرژي را كه از فضاي خارجي وارد زمين مي شوند بفهميم.
در حقيقيت پرتوهاي كيهاني از هسته ي اتم (96 درصد هيدروژن – 3 درصد هليم – 1 درصد كربن – نيتروژن – اكسيژن – فلئور) + پرتوهاي گاما - الكترون ها - پوزيترون ها – نوترينو ها و انواع ديگر ذرات بنيادي تشكيل شده اند.
پرتوهاي كيهاني تا قبل از اينكه به زمين برسند از منابع پرتوزا نشات مي گيرند كه البته بعضي از مواد متشكل آنها طي فرآيند گذر از كهشكان ها به دليل انجام واكنش هاي ميان ستاره اي (از قبيل: تجزيه و يونيزه شدن) بوجود مي آيند.
در واقع مواد متشكل نام برده چيزي است كه به زمين مي رسد. به همين دليل تركيب اصلي ديگري را براي پرتوهاي كيهاني پيش بيني مي كنيم.
اصولا همين تركيبات نيز هنگاميكه به اتمسفر زمين مي رسند طي واكنش هايي با هسته هاي تشكيل دهنده ي اتمسفر به ذرات ثانويه اي تبديل مي شوند كه ريزش هاي فراگير جوي نام دارند.
ذرات اوليه ي EAS در لايه هاي فوقاني جو بيشتر تشكيل شده از هسته هاي اتمي – فوتون ها و پرتوهاي آلفا هستند. (به صورت مقداري از هسته هاي سنگين كمتر هستند).
توزيع اينگونه از وقايع تركيبي هستند و طيف ها خبر از انرژي بالاي 10^20 الكترون ولت مي دهند كه اين مقدار براي پرتوهاي آلفا زياد است.
بنابراين شايد به صورت تقريبي اين دسته از فرايندها را بتوان دنباله روي قانون سلطه (Potency Law) دانست.
اين طيف ها را مي توان به پرتوهاي گاما ربط داد:
![]()
![]()
كه در آن γ تقريبا 2.6 است.
هيچ كدام از اين ذرات پر انرژي به زمين نمي رسند و تنها از اين فرآيند مقدار كمي پرتوي گاما (1 از 1000) به صورت EAS در جو توليد مي شود.
4) پرتوهاي چرنكوف در EAS:
براي انرژي هاي اوليه (كمتر از 20 ترا الكترون ولت) ريزش هاي هادرونيك در لايه هاي فوقاني اتمسفر نابود مي شود اما پرتوهاي چرنكوف توسط بارهايي كه به ارتفاعات سطحي زمين نفوذ مي كنند توليد مي شوند.
اگرچه حركت موجي اين جريانات در نقطه ي نشات آنها و گسترش بعد از آن پرتوهاي چرنكوف را دوباره به نقطه ي ابتدايي آنها (محل پرتوهاي گاماي ابتدايي در كره ي سماوي) بر مي گرداند.
در ريزش هاي الكترومغناطيسي الكترون ها و پوزيترون ها اعضاي تشكيل دهنده ي پرتوهاي چرنكوف هستند.
اين موضوع هنگامي درست است كه انرژي ذرات از مقدار Min آستانه ي
فراتر رود. (همانطور كه معادله ي 1.9 نشان مي دهد).
اين نهايت (آستانه) برابر با 21 مگا الكترون ولت در هنگام رصد مي باشد كه در ارتفاع 7.5 كيلومتري از سطح دريا يه 35 مگا الكترون ولت افزايش مي يابد. علت اين تغيير در
اختلاف بين سرعت آستانه ي پرتوهاي چرنكوف است كه طي واكنش هاي تجزيه اي در اتمسفر ايجاد مي شود.
بر مبناي همين نوع از واكنش هاي تجزيه مقدار
را تخمين بزنيم.
مي دانيم كه سرعت نور در ميانه ي مشخص از رابطه ي زير بدست مي آيد:
(1.7)
كه در آن C سرعت نور در خلا و n شاخص تجزيه در ارتفاع اتمسفري داده شده (H) است.
آنگاه مي توانيم
را به شكل زير بنويسيم. (
انرژي ذره اي نسبيتي (Relativistic Particle)است كه با سرعتي معين حركت مي كند:
(1.8)
بنابراين اگر بنويسيم n = 1 + δ و
آنگاه
برابر با
خواهد بود. كه از آن خواهيم داشت:
(1.9)
حال مي توانيم بهتر پرتوهاي چرنكوف را در EAS بررسي و مطالعه كنيم. اين كار مي توان به دو صورت 1) بررسي گسترش طولي و يا 2) بررسي پراكندگي جانبي ريزش هاي ذره اي ادامه داد.
گسترش طولي اين ريزش ها به معناي توزيع در نقطه ي گسيل فوتون هاي چرنكوف مي باشد.
از شكل زير مي توان به آساني ديد كه ريزش ها مي توانند بعد از تيرگي (Blur) به Max خود برسند:
شكل (1.5): شبيه سازي مونته كارلو (Monte Carlo) در مورد توزيع طولي ريزش الكترومغناطيسي 1Tev
در سوي ديگر توزيع جانبي يك EAS (شكل1.6) در مورد پرتوهاي چرنكوف در واقع همان بررسي نقطه ي ساتع كننده ي پرتوهاي چرنكوف در سطح عمود به قطب ريزش است.
بنابراين مي بينيم كه توزيع جانبي اينگونه حساس به گسترش طولي ريزش رفتار مي كند.
در اصول توزيع جانبي مي توان گفت كه شيب توزيع جانبي مرتبط به ريزش است كه مي تواند در ديدگان رصدگران چنين گسترش يابد.
هنگاميكه ريزش ها به شدت در اتمسفر گسترش مي يابند پديداري توزيع را بيشتر نمايان مي سازند كه به اين مدل خاص حلقه ي چرنكوف (Cherenkov Ring) مي گويند.

شكل (1.6): نمودار توزيع جانبي پرتوهاي چرنكوف بر وري زمين مخصوص به انواع خاصي از پرتوهاي گاما و ريزش هاي هادرونيك.
پرتوهاي گاماي القا شده به ريزش يك توزيع جانبي و سطحي نسبيتي نور را در خارج 125 متري فاصله ي شعاعي از مركز نشان مي دهد.
۵.
در سال 1958، دانشمندان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تلاش های جدی خود برای ساخت فضاپیماهایی که قادر به حمل انسان به فضا باشند را آغاز نمودند. هر دو کشور ساخت کپسول های بدون بال که در بالای شتابگر مجهز به موشکهای پیشرفته برد بالا، قرار می گیرند را انتخاب کردند.
کشف امکان سفر انسان به فضا برای دانشمندان نگران کننده بود. آزمایش هایی که بر روی حیوانات انجام گرفت نشان داد که سفر به فضا گرچه با خطرات فیزیکی همراه نیست ولی احتمال بروز عوامل روانی وجود دارد. برخی کارشناسان از این می ترسیدند که فشار ناشی از پرتاب، پرواز و فرود فضاپیما منجر به ترس شدید و یا بیهوشی در فضانورد گردد.
وستوک (Vostok) و مرکوری (Mercury): اولین حضور انسان در فضا
|
| |||
|
فضاپیمای جمینی |
کپسول مرکوری |
کپسول وستوک |
|
|
| |||
برنامه "وستوک" جماهیر شوروی و برنامه "مرکوری" ایالات متحده نمایانگر نخستین تلاش ها برای فرستادن انسان به فضا بودند.
کپسول "وسوتوک" 4500 کیلوگرم وزن داشت. این کپسول بر سر یک موشک پیشرفته R-7 حمل می شد. کپسول شامل یک کابین کروی خلبان، یک اتاقک استوانه ای و بخش محتوی سیستم نیروی محرکه بود. در صورت بروز حادثه به هنگام پرتاب کپسول، فضانورد می توانست به همراه صندلی خود از کپسول خارج شود.
سیستم تامین هوا از ترکیب اکسیژن و نیتروژن شبیه به جو سطح دریا استفاده می کرد.
کپسول "مرکوری" ایالات متحده حدود 1360 کیلوگرم وزن داشت و بر سر یک راکت رد ستون (Redstone) یا اطلس (Atlas) قرار می گرفت. این کپسول مخروطی شکل می توانست به کمک جتر نجات بر روی اقیانوس فرود آید. سیستم تامین هوا از اکسیژن خالص در فشار کم استفاده می کرد. در صورت بروز نقص فنی به هنگام پرتاب، کپسول و فضانورد با کمک راکت سوخت جامد متصل به نوک کپسول از راکت حامل جدا می شدند.
هر اندازه که برنامه های ایالات متحده بر سر زبانها افتاده بود، فعالیت های شوروی محرمانه و به طور نهانی انجام می گرفت. در سالهای 1960و 1961 هر دو کشور آزمایشاتی را بر روی کاوشگرهای بدون سرنشین انجام دادند که بعضی از آنها با شکست به هنگام پرتاب مواجه شد. در این مدت هر دو کشور حیواناتی را به فضا فرستادند. یکی از این حیوانات شامپانزه ای به نام هم (Ham) بود که در 31 ژانویه 1961 به مدت 18 دقیقه در یک کپسول "مرکوری" پرواز کرد.
اولین تلفات مربوط به برنامه های فضایی انسان در تاریخ 23 مارس 1961 رخ داد. والنتین بوندارنکو (Valentin V. Bondarenko) کارآموز کیهان نوردی شوروی بود که در سانحه آتش سوزی اتاقک فشار جان سپرد. سازمان های شوروی این حادثه را تا مدتها مخفی نگه داشتند.
نخستین انسانی که به فضا رفت خلبان نیروی هوایی شوروی یوری گاگارین (Yuri A. Gagarin) بود. وی درون "وستوک" که بعدها "وستوک1" نام گرفت در تاریخ 12 آپریل 1961 به فضا فرستاده شد. 108 دقیقه پس از پرتاب او به سلامت یک دور کامل به دور زمین زده و فرود آمد. یک سیستم کنترل پرواز اتوماتیک، عملکرد فضاپیما را در تمام مدت پرواز در اختیار داشت. یک پرواز 25 ساعته با 17 دور گردش در مدار در آگوست همان سال توسط فضانوردی به نام گرمن تیتو (Gherman Titov) انجام گرفت.
برنامه "مرکوری" اولین پرواز با سرنشین خود را درتاریخ 5 می 1961، در حالیکه یک راکت Redstone فضانورد آلن شپرد (Alan B. Shepard) را در کپسولی به نام Freedom 7 به فضا فرستاد، آغاز نمود. "شپرد" به مدت 15 دقیقه ماموریت "زیرمدار" خود را انجام داد. "زیرمدار" ماموریتی است که در آن سرعت و ارتفاع لازم برای گردش در مداری به دور زمین نمی رسد.
|
|
|
نخستین گروه هفت نفره فضانوردان منتخب برای برنامه مرکوری |
در تاریخ 21 جولای 1961، یک پرواز "زیرمدار" که توسط فضانورد ویرجیل گریسام (Virgil I. Grissom) صورت گرفت پایانی تقریبا ناخوشایند داشت. دریچه کناری کپسول مرکوری پس از فرود در اقیانوس آتلانتیک خیلی زودتر از موقع پیش بینی شده باز شد و گریسام با شنا جان سالم به در برد.
در تاریخ 20 فبریه 1962، جان گلن (John
H. Glenn)، به عنوان نخستین آمریکایی دور زمین به گردش پرداخت. او در زمان کمتر از 5 ساعت 3 دور را کامل کرد. او مسیر کپسول خود را در جهات مختلف تغییر داد و سیستم های زیادی را آزمایش نمود و زمین را مشاهده کرد.
سه ماه بعد ستاره شناس اسکات کارپنتر(M. Scott Carpenter) ماموریت گلن را تکرار کرد. در اکتبر 1962، با انجام گرفتن یک ماموریت شش دوره به دور زمین توسط والتر شیرا (Walter M. Schirra) آزمایش فضاپیماها گسترش یافت. آخرین ماموریت "مرکوری" در ماه می 1963، توسط گردن کوپر(Gordon Cooper) انجام شد و یازده روز به طول انجامید.
در این میان، جماهیر شوروی ماموریت های "وستوک" را ادامه داد. د رآگوست 1962، "وستوک3" و "وستوک4" با فاصله یک روز ارسال شدند و در فضا در کنار هم قرار گرفتند. دو کپسول دیگر "وستوک5" . "وستوک6" د رژوئن 1963 ارسال شدند. یکی از خلبان ها تقریبا 5 روز در مدار ماند و رکوردی جدید بر جای گذاشت. خلبان دیگر والنتینا ترشکوا (Valentina Tereshkova) اولین زنی بود که پا به فضا گذاشت.
وسخود (Voskhod) و جمینی (Gemini): اولین فضاپیماهای چند نفری
در سال 1961، ایالات متحده برنامه "جمینی" که می توانست دو فضانورد را در یک کپسول بزرگ تر شده "مرکوری" حمل کند، آغاز نمود. این امر طراحان شوروی را بر آن داشت تا با ایجاد تغییراتی در فضاپیمای "وستوک" ، فضاپیمایی با ظرفیت سه فضانورد طراحی کنند. فشارهای سیاسی برای پیشی گرفتن از امریکا به حدی زیاد بود که مهندسین شوروی به منظور بزرگتر نمودن فضای داخل فضاپیما از برخی موارد ایمنی، از جمله صندلی خارج شونده چشم پوشی کردند.
نخستین کپسول فضایی با ظرفیت چند سرنشین، "وسخود"، به معنای طلوع خورشید بود که بعدها به آن "وسخود1" گفته شد. این کپسول در 12 اکتبر 1964 پرتاب شد. فضانوردان ولادمیر کمارف (Vladimir M. Komarov)، کنستانتین فئوکتیستف(Konstantin P. Feoktistov) و بوریس یگورف(Boris B. Yegorov) 24 ساعت را در فضا سپری کردند. آنها اولین فضانوردانی بودند که در کپسول خود، به جای اقیانوس،بر روی زمین فرود آمدند.
در مارس 1965، فضانورد الکسی لئونف(Alexei A. Leonov) با قدم گذاشتن در محفظه بادی که به "وسخود2" وصل می شد اولین انسانی بود که در فضا راه رفت. به دلیل نقص فنی که در سیستم کنترل پرواز اتوماتیک کپسول پیش آمد لئونف و پاول بلیایف (Pavel I. Belyayev) ناچار به فرود با سیستم غیراتوماتیک شدند. فرود در منطقه آماده سازی شده انجام نشد و آنها در یک جنگل دور افتاده فرود آمدند. آنها تا روز بعد که گروه نجات از راه رسید، با گرگهای گرسنه دست و پنجه نرم کردند.
|
|
|
اولین فضانورد امریکایی که در فضا راه رفت ادوارد وایت در تاریخ 3 ژوئن 1965 |
نخستین ماموریت با سرنشین "جمینی" یعنی "جمینی3" در23 مارس 1965 آغاز شد. فضانوردان "گریسام" و جان یانگ (John W. Young) با مانور راکت های کپسول مسیر آن را به سمت فضا تغییر دادند. با ماموریت "جمینی4" که در تاریخ 3 ژوئن 1965 آغاز شد کمک خلبان ادوارد وایت (Edward H. White II) به عنوان اولین امریکایی که در فضا راه رفت شناخته شد. فضانوردی که در "جمینی5" بود و در تاریخ 21 آگوست 1965 ارسال شد، مدت 8 روز را در فضا سپری نمود. این رکورد با
استفاده از سلول های سوخت برای تامین الکتریسیته به دست آمد.
"جمینی6" از ابتدا با هدف اتصال به یک راکت "اجنا" که چند ساعت زودتر به فضا ارسال شود، برنامه ریزی شده بود. پس از آنکه راکت بدون سرنشین "اجنا" به دلیل نقص فنی از بین رفت، ناسا "جمینی6" را در ماموریت 14 روزه "جمینی7" به کار گرفت. "جمینی7" طبق برنامه در 4 دسامبر 1965، و " جمینی 6" یازده روز بعد به فضا ارسال شدند. "شیرا" و توماس استفورد (Thomas P. Stafford) فضاپیمای خود را تا فاصله 30 سانتیمتری "جمینی7" نزدیک بردند. سرنشینان " جمینی7" فرانک بورمن (Frank Borman) و جیمز لاول (James A. Lovell) بودند. آنها در فضاپیماهای خود ساعتها بدون جدا شدن فضاپیما ها از یکدیگر به دور زمین حرکت کردند.
در 16 مارس 1966، "جمینی8 " با اتصال به راکت "اجنا" در فضا نخستین اتصال در فضا را انجام داد. البته فضاپیما به طور ناگهانی دچار نقص فنی شد ولی دو فضانورد آن "نیل آرمسترانگ" و دیوید اسکات (David R. Scott) موفق شدند که کنترل فضاپیما را در دست بگیرند و به طور اضطراری در اقیانوس آرام فرود آمدند.
در چهار ماموریت آخر "جمینی"، آزمایشات نهایی برای اتصال در فضا و ماموریت خارج از فضاپیما (EVA) صورت گرفت. در این ماموریت ها، فضانوردان و کنترل کنندگان پرواز تجارب بسیاری نیز در خصوص مواجه شدن با چالش های سفر به ماه، کسب کردند.
۶.
آغاز عصر فضا
هنگامیکه انسان رویای پرواز بر فراز زمین را در سر می پروراند، به این نتیجه رسید که اجرام آسمانی می توانند مقصدی برای سفرهای آینده انسان باشند. در اوایل 1600 میلادی، ستاره شناس و ریاضی دان آلمانی یوهانس کپلر(Johannes Kepler) اولین دانشمندی بود که سفر به دنیا های دیگر را شرح داد. او همچنین قوانین حرکت سیاره ای که توضیحی برای چرخش اجرام در فضا می باشند را توسعه داد.
دانشمند انگلیسی سر ایزاک نیوتن (Sir Isaac Newton) برای نخستین بار قوانین حرکت را تشریح کرد که در سال 1687 منتشر شد. این قوانین به دانشمندان اجازه داد تا بتوانند امکان پرواز و گردش به دور زمین و رسیدن به دنیاهای دیگر را پیش بینی کنند. نیوتن همینطور توضیح داد که چه طور یک ماهواره مصنوعی می تواند درمدار باقی بماند. قانون سوم نیوتن که می گوید برای هر کنش یک واکنش با قدرت مساوی در جهت مخالف وجود دارد، توضیح می دهد که چرا یک راکت کار می کند.
رویاهای اولیه سفر به فضا
در طی سالهای 1700 میلادی، دانشمندان پی بردند که در ارتفاعات بالاتر، هوا رقیق تر و لایه آن نازک تر است. این بدان معنا بود که احتمالا هوا در فضای بین زمین و دنیاهای دیگر اصلا وجود ندارد بنابراین وجود بال برای این سفر بی استفاده است. نویسندگان شیوه های تخیلی فراوانی برای سفر به این دنیاها ارائه نمودند.
در سال 1903 کنستانتین تسیولکوفسکی ( Konstantin E. Tsiolkovsky) یک معلم دبیرستان روسی، برای اولین بار مقاله علمی استفاده از راکتها برای سفرهای فضایی را کامل نمود. سالها بعد، رابرت گدارد ( Robert H. Goddard) از ایالات متحده و هرمن اوبرت (Hermann Oberth) از آلمان توجه علمی وسیع تری را نسبت به سفرهای فضایی جلب نمودند. هر یک از این سه مرد، مشکلاتی که از لحاظ تکنیکی بر سر راه پرتاب موشک و سفر به فضا بود را شناسایی کردند. هر سه آنها پدران پرواز به فضا شناخته می شوند.
در سال 1919 ، گدارد در مقاله خود "یک شیوه برای رسیدن به ارتفاعات بسیار بالا" توضیح داد که چطور یک راکت می تواند در جو بالای زمین کاوش کند. این مقاله همچنین پرواز یک راکت به ماه را نیز توضیح می دهد. در کتابی به نام "موشکی به سوی فضا" سال 1923 ،اوبرت مشکلات فنی پرواز به فضا را مورد بحث قرار داد. او همینطور شرح داد که یک فضاپیما چگونه می تواند باشد. تسیولکوفسکی مطالعات جدیدی را در سال 1920 یادداشت نمود. این مطالعات حاوی جزئیاتی درباره موشک های چند مرحله ای بود.
نخستین راکتها
در طی سالهای 1930 ، تحقیقات در مورد موشکها در کشورهای ایالات متحده، آلمان و شوروی پیشرفت کرد. در سال 1926 تیم گدارد علیرغم عدم پشتیبانی دولت ایالات متحده، موفق به ساخت اولین پروپلنت مایع برای سوخت راکتها شدند. دانشمندان آلمان و شوروی برای ساخت موشک های نظامی از دولتهای خود سرمایه دریافت کردند.
در سال 1942 ، هنگام جنگ جهانی دوم، کارشناسان ساخت موشک آلمان تحت مدیریت ورنر ون براون (Wernher von Braun) موشک هدایتی V-2 را ساختند. هزاران موشک V-2 بر سر شهرهای اروپایی به خصوص لندن پرتاب شد که موجب تخریب فراوان و کشتار مردم شد.
پس از پایان جنگ جهانی در سال 1945 ، مهندسین آلمانی برای کمک به دولت ایالات متحده درساخت موشک های نظامی به آمریکا رفتند. نیروی دریایی ایالات متحده بر روی راکتهای بزرگتری مانند ایروبی (Aerobee) و وایکینگ (Viking) کار می کرد. در سال 1949 ، اولین راکت دومرحله ای، با یک موشک V-2 به عنوان مرحله اول و یک WAC کوچک به عنوان مرحله دوم، ساخته شد. این راکت به ارتفاعی معادل 400 کیلومتر(250 مایل) دست یافت.
در سال 1947 ، اتحادیه جماهیر شوروی یک برنامه محرمانه فشرده به هدف ساخت موشک های برد بالای نظامی آغاز کرد. در سالهای 1940 ، انجمن کوچک ولی پرنفوذ فضای بریتانیا برنامه های دقیقی برای فضاپیماهای باسرنشین که به ماه بروند، لباس فضایی و ایستگاه مداری منتشر کرد. گروه ای یو اس (A U.S.) ، انجمن راکت آمریکا، تمرکز خود را بر روی مهندسی موشک گذاشت. در سال 1950 ، یک فدراسیون جدید فضانوردی بین المللی کار خود را برای برگزاری کنفرانس های سالیانه آغاز نمود.
ماهواره ها ی مصنوعی
در سال 1955 ، هر دو کشور ایالات متحده و شوروی برنامه های خود برای پرتاب ماهواره مصنوعی مجهز به تجهیزات علمی را آغاز کردند. ماهواره هایی که به مدار ارسال می شدند بخشی از قرارداد بین المللی سال ژئوفیزیک بودند. در این دوره که از جولای 1957 آغاز شد همه کشورها با مشارکت و همکاری یکدیگر تحقیقات علمی را انجام می دادند. شوروی تجهیزات رادیویی بسیار دقیقی را برای ماهواره های خود تدارک می دید ولی تا آن زمان برنامه های راکت ها به صورت محرمانه انجام می گرفت. در نتیجه بسیاری از مردم در کشورهای دیگر نمی توانستند باور کنند که شوروی دارای تکنولوژی تحقیقات فضاییست.
در 4 اکتبر 1957 ، شوروی با کسب موفقیت در رسیدن به هدف، دنیا را شگفت زده کرد. (و البته با این کار از امریکا پیشی گرفت). شش هفته پیش از این تاریخ، موشک دو مرحله ای R-7 شوروی اولین پروازخود در ارتفاع 8000 کیلومتری (5000 مایل) را انجام داد. در این تاریخ اسپاتنیک (Sputnik) که بعدها اسپاتنیک 1 نام گرفت، نخستین ماهواره مصنوعی، به فضا ارسال شد. اسپاتنیک به زبان روسی به معنای همسفر است. پرتابگر R-7 ، ماهواره ای به وزن 83 کیلوگرم را به همراه راکت اصلی آن به مدار دور زمین پرتاب کرد. مردم در همه جای دنیا صدای بیب بیب مخصوص اسپاتنیک را از طریق رادیوهای خود دریافت می کردند.
نبرد فضایی آغاز می شود
واکنش جامعه غرب به پرتاب اسپاتنیک با شگفتی، ترس و احترام همراه بود. نیکیتا خروشچف (Nikita S. Khrushchev) دستور پشتیبانی مالی فراوان برای اجرای پروژه هایی که دنیا را به حیرت می آورند صادر نمود. در ایالات متحده نیز پیشگامان پیمان بستند که هر آنچه را که لازم است برای پیشی گرفتن به کار گیرند. به این ترتیب نبرد فضایی آغاز شد.
پیشرفت های شوروی ادامه یافت. یک ماه بعد ماهواره دیگر، اسپاتنیک 2 ، سگی به نام لایکا را با خود به فضا برد. این پرواز ثابت کرد که حیوانات می توانند از تاثیرات ناشناس بی وزنی جان سالم به در برند (گرچه لایکا زنده به زمین باز نگشت). در سال 1959 ، لونا 2 (Luna 2) اولین فضاپیمای کاوشگر بود که به سطح ماه رسید. بعدها در همان سال، لونا 3 عکسی از قسمتی از ماه که از زمین دیده نمی شود گرفت.
اولین ماهواره ایالات متحده، اکسپلورر1 (Explorer 1) نام داشت که در تاریخ 31 ژانویه 1958 ارسال شد. این ماهواره توسط ماهواره ونگارد1 (Vanguard 1) که در تاریخ 17 مارس 1958 ارسال گردید، مشایعت می شد. اینها و ماهواره های بعدی ایالات متحده از نمونه های مشابه که در شوروی ساخته می شد کوچک تر بودند چرا که راکت هایی که ایالات متحده برای حمل ماهواره ها می ساخت کوچک تر و کم قدرت تر از راکت های مورد استفاده در شوروی بودند. راکت های اتحاد جماهیر شوروی باعث برتری آن کشور در ابتدای نبرد فضایی شدند. از آنجا که راکت های بزرگ برای پروازهای با سرنشین به ماه مورد نیاز بودند لذا هر دو کشور برنامه های جامعی را برای طراحی، ساخت و آزمایش راکت های بزرگ شروع کردند.
برنامه ریزی و مدیریت فعالیت های فضایی
ازعوامل کلیدی موفقیت نهایی برنامه های فضایی ایالات متحده، برنامه ریزی تمرکز یافته بود. در سال 1958 ، یک آژانس فضایی غیر نظامی به نام هوانوردی و کیهان پژوهی ملی، ناسا، (National Aeronautics and Space Administration (NASA)) تاسیس شد. ناسا گروه های مختلف ازمحققان هوانوردی و آزمایشگاه های علوم فضایی ارتش را جذب کرد. تشکیلات ناسا کمک نمود تا یک توافق پیش برنده در میان اعضای فعال در این زمینه از جمله شعبات ارتش، دانشگاه ها، صنایع هوانوردی و سیاست مداران ایجاد شود.
از سوی دیگر، فعالیت های فضایی شوروی تحت هماهنگی کامل با کمیسیون های ویژه اجرایی بود. تلاش این کمیسیون ها بر این بود که بخش های فضایی مختلف از جمله ارتش، گروه های صنعتی، کارشناسان و دانشمندان را به یکدیگر مرتبط کنند. ولی تلاش آنها در جهت ایجاد هماهنگی، در مقابله با معضلات نبرد فضایی کافی نبود


