۱.

سیارک نزدیک زمینی به نام آپوفیس در فروردین سال 1408 از نزدیکی زمین می‌گذرد. آنچه امروز در 22 سال پیش از آن ما را نگران کرده در واقع آن روز نیست بلکه هفت سال بعد از آن است؛ فروردین سال 1415 که احتمال کمی وجود دارد که سیارک با زمین برخورد کند.
 

 

جمعه ۲۴ فروردین سال ۱۴۰۸ (سیزده آوریل ۲۰۲۹)، یک ساعت پس از غروب خورشید، منجمان آماتور سر به‌سوی آسمان بلند می‌کنند تا <ستاره> قدر سومی را تماشا کنند که به‌آرامی به‌سوی غرب در صورت فلکی خرچنگ در حرکت است. این جسم ماهواره‌ای مصنوعی نیست. قطعه سنگی است به‌اندازه ۳۲۰ متر به‌نام آپوفیس. با حرکت تقریباً یک درجه‌ای در هر دقیقه نسبت به‌ستاره‌های زمینه، پرواز خراشان سیارک از میان قلمرو ماهواره‌های زمین‌ثابت ما می‌گذرد.

با وجودی که این سیارک در سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ خطری محسوب نمی‌شود، رُبع قرن پیش از آن، کشف آپوفیس موجب شگفتی اخترشناسان در سراسر جهان و توجه بسیاری از مردم به‌پیامدهای جهانی خطر برخورد سیارک‌های نزدیک زمین با سیاره ما شد.
امروز، در فروردین ۱۳۸۶، درست ۲۲ سال تا گذر سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ سیارک باقی است. اما آن روز نیست که توجه و نگرانی ما را برانگیخته بلکه احتمال برخورد سیارک با زمین در هفت سال بعد از آن است. اخترشناسان این احتمال کم را همچون دستاویزی می‌دانند برای پاسخ بین‌المللی درخور به‌تهدید جهانی بسیار واقعی اما نادری که بشریت را برای حفظ سیارهِ خود متحد کند.

در تعطیلات کریسمس سال ۲۰۰۴ (زمستان ۱۳۸۳)، چند نفر از ما که خطر برخورد سیارک‌های نزدیک زمین را بررسی می‌کنیم یک نامه الکترونیکی(email) دریافت کردیم که ما را به‌جلسه‌ای مهم دعوت می‌کرد. دو مرکز جهانی پیش‌بینی برخورد سیارک‌ها (آزمایشگاه جت پروپالشِن ناسا در کالیفرنیا و دانشگاه پیزا در ایتالیا) قرار بود نخستین پیش‌بینی برخورد احتمالی جسمی با زمین را اعلام کنند؛ برخوردی با رتبه ۲ در مقیاس تورینو (مقیاس تورینو در شکل صفحهِ بعد توضیح داده شده است). گروهی از اخترشناسان، در حالی که تجهیزات جدید رصدخانه کیت‌پیک آریزونا را در تابستان همان سال آزمایش می‌کردند، سیارک را کشف کردند که موقتاً آن را ۴۰۰۲۴MN نامیدند. اما بعد سیارک گُم شد. در پاییز همان سال بارِ دیگر رصدش کردند و دریافتند که همان جسم گُمشده است.

رصدهای مستقل، که طی چند ماه انجام شده بود، به‌اخترشناسان امکان داد مداری نسبتاً دقیق برای سیارک پیش‌بینی کنند که احتمال اضطراب‌آور ۱ در۲۰۰ برخورد سیارک با زمین را در جمعه سیزدهم آوریل ۲۰۲۹ نشان می‌داد؛ برخوردی با نیروی تخریب‌کنندهِ هزاران مِگاتُن. بسیاری از ما در جامعه بررسی‌کنندگان خطر برخورد هرگز انتظار نداشتیم با تهدیدی چنین عظیم مواجه شویم.
تعیین اندازه سیارک ضروری بود، زیرا یک عامل در رُتبه‌بندی مقیاس تورینو شدت برخورد احتمالی است. قطعی نبودن قطر سیارک در بررسی‌های ابتدایی آن را از ۲۰۰ متر تا ۵/‌۱ کیلومتر ممکن می‌کرد. برخورد سیارکی ۲۰۰ متری می‌تواند سبب ویرانی اَبَر‌شهری عظیم شود یا سونامی وحشتناکی را ایجاد کند. اما جسمی ۵/‌‌۱ کیلومتری با نابود کردن لایه اُزُن و احتمالاً بلند کردن مقدار بسیاری غبار، که موجب تغییر دما در کل کره زمین می‌شود، می‌تواند فاجعه‌ای جهانی ایجاد کند.

در چند روز بعدِ، اخترشناسان آماتور و حرفه‌ای بسیاری در جهان این سیارک را رصد کردند و موقعیت آن را به‌مرکز خُرده‌سیاره‌های انجمن بین‌المللی نجوم (IAU) در دانشگاه هاروارد گزارش کردند. آزمایشگاه JPL ناسا و دانشمندان دانشگاه پیزا در ایتالیا با استفاده از این رصدهای جدید محاسبات مدار سیارک و احتمال برخورد آن با زمین را دوباره به‌روز کردند. به‌این ترتیب احتمال برخورد در روزهای بعدی مُدام بیشتر شد: ۱ به ۱۷۰ در ۲۳ دسامبر، ۱ به ۶۰ در ۲۴ دسامبر، ۱ به ۴۰ در ۲۵ دسامبر، و ۱ به ۳۷ در ۲۷ دسامبر. همچنین برخورد احتمالی در مقیاس تورینو به‌رده ۴ رسید. معمولاً، وقتی سیارکی با احتمال برخورد را بیشتر رصد می‌کنیم احتمال برخورد مُدام کمتر می‌شود. اما این بار همه چیز برعکس بود!

با این که توجه رسانه‌ها هم به‌این داستان بیشتر می‌شد، هرگز عنوان‌های جنجالی به‌آن اختصاص ندادند؛ عنوان‌هایی که حتی برای اجسامی با احتمال برخورد بسیار کمتر صفِحات روزنامه‌های جهان را پُر کردند. خوب تعطیلات کریسمس بود و روزنامه‌نگاران هم به‌تعطیلات رفته بودند! از سوی دیگر درست روز ۲۶ دسامبر (۵ دی) پدیده سونامی­ ویرانی عظیمی در جنوب شرق آسیا به‌بار آورد و توجه رسانه‌ها به‌آن فاجعهِ غم‌انگیز جلب شد. غافل از این که برخورد چنین سیارکی با آب‌های زمین چه سونامی فاجعه‌بارتری را پدید خواهد آورد.

۲.

پیش بینی های ستاره شناسی نشان می دهد، ۲۲ می سیاره حلقه های درخشان زحل پشت ماه مخفی می شود.
پیش بینی های ستاره شناسی نشان می دهد، ۲۲ می سیاره حلقه های درخشان زحل پشت ماه مخفی می شود.
این اتفاق که مهمترین حادثه ستاره شناسی ماه آینده به شمار می رود، تقریبا در تمام نقاط زمین قابل مشاهده است. در این رویداد، بخش مرکزی زحل کاملا در پشت ماه مخفی می شود.
براساس گزارش پایگاه خبری نیوتن، در هنگام وقوع این پدیده ماه شبیه به یک سکه یک سنتی است که از فاصله ۱۸۲ساتنی متری دیده شود.
در پدیده ماه گرفتگی ۲ مارس گذشته نیز که به مدت یک ساعت بطول انجامید، زحل پشت ماه مخفی شده بود.
۳.
 
دانشمندان ناسا با ارائه تصویری بسیار خیره کننده، نمایشی خارق العاده از شرایط تولد و مرگ ستارگان را درک کردند.
دانشمندان ناسا با ارائه تصویری بسیار خیره کننده، نمایشی خارق العاده از شرایط تولد و مرگ ستارگان را درک کردند.
دانشمندان ناسا، تصویری با جزئیات بسیار خیره کننده آشکار ساختند که شرایط پر هرج و مرج و بی نظمی که طی آن ستارگان متولد شده و می میرند را نشان می دهد.
این پروژه تصویر برداری بی نظیر که از سحابی عظیمی در همسایگی دیگر کهکشان راه شیری گرفته شده، شامل مجموعه ای از ۴۸ تصویر برداشته شده به وسیله تلسکوپ فضایی هابل است که در آن تولد ستارگان با مقیاس جدیدی از جزئیات به نمایش درآمده است.
بر اساس گزارش رویتر، این تصویر چشم انداز جدیدی ارائه می دهد که در برگیرنده فاصله ۵۰ سال نوری میان سحابی کارینا است.
اخترشناسان ناسا اظهار داشتند که این منطقه آشفته و پر هرج و مرج حداقل شامل ده ها ستاره درخشان است که برآورد می شود احتمالا ۵۰ تا ۱۰۰ بار بزرگتر از جرم خورشید باشد.
ناتان اسمیت از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در توصیف این تصویر بی نظیر گفت: تصویر این سحابی، نگاهی اجمالی از شرایط بسیار شگفت و خارق العاده ای را به ما ارائه می کند که اکثر ستارگان در آن متولد شده اند، جایی که در معرض پرتوافکنی شدیدی از اجداد قدیمی شان قرار داشته اند.

۴.

هانری بکرل نخستين کسی بود که متوجه پرتودهی عجيب سنگ معدن اورانيم گرديد پس از آن در سال 1909 ميلادی ارنست رادرفورد هسته اتم را کشف کرد. وی همچنين نشان دادکه پرتوهای راديواکتيو در ميدان مغناطيسی به سه دسته تقيسيم می شود ( پرتوهای الفا و بتاوگاما ) بعدها دانشمندان دريافتند که منشاء اين پرتوها درون هسته اتم اورانيم می باشددر سال 1938 با انجام آزمايشاتی توسط دو دانشمند آلمانی بنامهای آتوهان و فريتس شتراسمن فيزيک هسته ای پای به مرحله تازه ای نهاد اين فيزيکدانان با بمباران هسته اتم اورانيم بوسيله نوترونها به عناصر راديواکتيوی دست يافتند که جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانيم داشت و در اينجا بود که نا قوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا در آمد.زيرا هر فروپاشی هسته اورانيم ميتوانست تا ۲۰۰مگاولت انرژی ازاد کند وبديهی بود اگر هسته های بيشتری فرو پاشيده می شد انرژی فراوانی حاصل می گرديد.بعدها فيزيکدانان ديگری نيز در اين محدوده به تحقيق می پرداختند يکی از آنان انريکو فرمی بود( ۱۹۵۴ - ۱۹۰۱) که بخاطر تحقيقاتش در سال ۱۹۳۸ موفق به دريافت جايزه نوبل گرديد.در سال 1939 يعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بين فيزيکدانان اين بيم وجود داشت که آلمانيهابه کمک فيزيکدانان نابغه ای مانند هايزنبرگ ودستيارانش بتوانند با استفاده از دانش شکافت هسته ای بمب اتمی بسازندبه همين دليل از آلبرت انيشتين خواستند که نامه ای به فرانکلين روزولت رئيس جمهور وقت آمريکا بنويسد در آن نامه تاريخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هر گز هايزنبرگ آن را نساخت.چنين شدکه دولتمردان امريکا برای پيشدستی برآلمان پروژه مانهتن را براه انداختندو از انريکو فرمی دعوت به عمل آوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد سه سال بعددر دوم دسامبر ۱۹۴۲ در ساعت 3 بعد از ظهر نخستين راکتور اتمی دنيا در دانشگاه شيکاگو آمريکا ساخته شد.سپس در ۱۶ ژوئيه ۱۹۴۵ نخستين ازمايش بمب اتمی در صحرای الامو گرودو نيو مکزيکو انجام شد.سه هفته بعد هيروشيما درساعت 8:15 صبح در تاريخ 6 اگوست 1945 بوسيله بمب اورانيمی بمباران گردييد و ناکازاکی در ۹ اگوست سال ۱۹۴۵ بمباران شدند که طی آن صدها هزار نفر فورا جان باختند.
جهان بدون فيزيک معنا ندارد

** انفجار بزرگ **

دانشمندان بر اين باورند که کائنات در 15 بيليون سال پيش در پی پديده ای عظيم، به نام بيگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامی فضا، زمان، انرﮋی و موادی که امروزه جهان ما را تشکيل می دهند در پس اين انفجار بزرگ ايجاد شده اند. دنيای پيش از بيگ بنگ يک دنيای بي نهايت کوچک، فشرده و داغ بوده است. در نخستين کسرهای ثانيه اول فقط انرﮋی وجود داشت.
هنگامی که دنيا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نيروی اوليه (گرانش، الکترو مغناطيس، نيروی ضعيف و نيروی قوی پيوندهای هسته ای) ظاهر شدند. کوارک ها و سپس ذرات اتمی و ذرات ضد آنها (ضد مواد به عرصه پيوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت يکديگر همديگر را خنثی کرده ) با برتری جزئی ماده نسبت به ضد ماده) و توليد انرژی و ماده اوليه يعنی هيدروﮋن و هليوم نمودند. پس مانده ضعيف گرمای ناشی از بيگ بيگ همچنان در سراسر آسمان ديده می شود.

** کهکشانها **

در ابتدا توزيع انرﮋی و ذرات در کل جهان يکسان نبود. اين ناهمگونی ها اين امکان را به انواع نيروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکزکنند. اين توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پيچيده تر به وجود آيند.
تمرکز ذرات منجر به پديدار شدن غبارها در آسمان گرديد و سپس غبارهای فشرده و متمرکز تبديل به ستاره ها و مجموعه های ستارگان شدند. مجموعه هايی که به آنها کهکشان می گوئيم. از حرکت و گردش کهکشانها پيداست که ستارگان و گازهای پراکنده و غبارها يی که در يک کهکشان قابل مشاهده هستند تنها يک دهم جرم کل يک کهکشان را تشکيل می دهند و بيشتر جرم يک کهکشان مربوط به بخش غير قابل مشاهده ایست که اصطلاحا جرم پنهان خوانده می شود. اين بخش نامرئی راز سرنوشت کائنات را در بر گرفته است. آيا کائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد يا اينکه در اثر نيروهای گرانشی که مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفی مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود.
از ديدگاه توسعه و بسط حيات، آنچه اهميت دارد اين است که هر کهکشان يک کارخانه ستاره سازيست که ستاره ها ی خود را از غبارها و ابرهای عظيم توليد می کند. هر ستاره يک کارخانه شيميائيست که در آن عناصر سبک به عناصرسنگين تر و پيچيده تر تبديل می شوند و حيات نيز مجموعه ايست از همين عناصرو مولکول های پيچيده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزيع ستارگان و درخشش يا تاريکی آن مشخص می شود.
ابرهای عظيم مولکولی
بيشترين ساکنين کهکشانها ابرهای عظيم مولکولی هستند که مواد اوليه برای تشکيل ستاره ها و سيارات را در بردارند. ابری با ضخامت 300 سال نوری (هر سال نوری برابراست با حدود 10 تريليون کيلومتر) جرم کافی برای ساخت ده هزار تا يک ميليون ستاره، هر يک به اندازه جرم خورشيد ما را دارد. 10 درصد از اين ابر چگالی کافی برای تشکيل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر اين ابرها بين 10 تا 100 ميليون سال است و بعد از آن از هم می پاشند.
تشکيل عناصر در ستارگان

** غبارها و تولد ستارگان **

گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد تا مجموعه ای از ذرات را ايجاد نمايد که آنها خود جذب کننده ذرات ديگرند. در شرايط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نيروهای مخالف خود را پيدا می کند و توده ای از غبار را توليد می کند که به اندازه کافی، برای آفرينش يک ستاره، فشرده است.
اما اين ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئی آشکار نيست. اين ستاره در ميان پوششی از غبار غليظ و مات احاطه شده است. زمانيکه ستاره غبار اطرافش را پراکنده می کند، توسط دوربين های مادون قرمز به صورت نقطه ای سوزان در بين يک ابر غليظ مولکولی قابل رويت می شود. در نهايت بادهای ستاره ای پس مانده غبارها و ابرها ی مولکولی را کنار می زنند و در اين زمان با تلسکوپ های اپتيکال نيزقابل رويت خواهد بود.

** ستارگان بالغ و ترکيبات هسته ای **

ستارگان جوان در عرصه تلاش برای حفظ تعادل بين نيروی گرانش، که سعی در فرو کشيدن ستاره دارد و فشارهای ناشی از فعل و انفعالات هسته ای درون خود، که سعی در از هم پاشيدن ستاره دارد قرار می گيرند.
ستاره ها ی بالغ به آن تعادل دست پيدا کرده اند و تقريبا همه عمر خود را در تعادل سپری می کنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتی طول عمر آن ارتباط مستقيم با جرم ستاره دارد. ستاره ها يی با جرم کمتراز خورشيد ما کوتوله ها ی قرمزی می شوند که تا چندين بيليون سال زنده اند. ستاره ای به اندازه خورشيد 10 بيليون سال زندگی می کند و ستاره ها ی غول پيکر همه سوخت هسته ای خود را در ظرف چند ميليون سال با شدت تمام می سوزانند.
ستاره ها همه عمر در هسته خود هيدروﮋن را سوزانده و به هليم تبديل می کنند. در ادامه هليم نيز به قدری فشرده و داغ می شود که به عناصر سنگينتر تبديل می گردد. اين چرخه تبديل ادامه دارد. چرخه ای که هر لايه آن انرژی و گرمای بيشتر و بيشتری می طلبد. اين انرﮋی از انفجارهای ناشی از فعل و انفعالات لايه های زيرين تامين و منجر به تشکيل عناصر سنگين و سنگين تر می شود. گرمای زيادی که در ستاره ايجاد می شود آن را متورم می کند.

**مرگ ستاره **

در نهايت سوخت هسته ای همه ستارگان روزی تمام می شود. آنها تعادل خود را از دست می دهند طوريکه نيروی گرانش غالب می شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نيزمی شود. ستاره های کم جرم به آرامی باقيمانده سوخت خود را سوزانده و می ميرند. ستاره هايی به اندازه خورشيد، به سرعت به يک کوتوله سفيد به اندازه زمين تبديل می شوند. لايه بيرونی ستاره که از اتمهايی تشکيل شده که در فرايند تبادلات هسته ای به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شکل ذرات در عرصه بی انتهای آسمان رها می شوند. هسته يک ستاره غول پيکر تقريبا به شکل آنی منفجر می شود. هسته به سمت بيرون پخش مي شود و با ذراتی برخورد مي کند که به سمت درون ستاره کشيده شده اند. اين برخورد با توليد انرﮋی انبوهی همراه است که هم عناصر سنگين موجود در کائنات را پديدار می نمايد و هم منجر به تکه تکه شدن ستاره می شود. اين انفجار ابر نواختر، منشا اوليه همه عناصر سنگين يافت شده در اجرام، ستاره ها، سياره ها و فضاهای ميان کهکشانهاست.
در اعماق سرد فضا، عناصری مانند کربن، اکسيژن و نيتروژن می توانند با عنصر اوليه يعنی هيدروژن ترکيب شده و مولکولهای پيچيده ای را بسازند مخصوصا در فضاهای با چگالی و غلظت بالاتر که امکان برخورد ذرات به يکديگر بيشتر است. تعداد بسيار زيادی از انواع مولکولهای پيشرفته، به خصوص مولکولهايی که اتم کربن در ترکيب آنها حضور دارد، در فضای ميان ستارگان يافت شده است.
شکل گيری سيارات : صفحات سياره ای !
مرحله شکل گيری يک سياره ممکن است که به صورت يک صفحه درخشنده و يا تاريک در مقابل يک جرم آسمانی درخشان به چشم آيد. برخی از اين صفحات در انبوه گاز و غبار مخفی و تنها در نور مادون قرمز نمايان می شوند. صفحات سياره ای ديگر به صورت گرده های ذراتی شبيه به ستاره های دنباله دار ديده می شوند که در اثر وزش بادهای ستاره ای شکل گرفته اند.
وسعت هر يک از اين مناطق سياره خيز بيش از 20 برابر منظومه شمسی ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سياره ای در يک جهت در حال چرخش به دور يک ستاره می باشند.
محتويات صفحات سياره ای، شامل مولکول های پيچيده ای است که برخی از آنها تنها در شرايط موجود دراين گونه صفحات به وجود می آيند و برخی مولکولهايی هستند که در فضاهای ميان ستاره ها و کهکشانها نيز يافت شده اند.

** تشکيل اجرام **

ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه اين ذرات اجازه تشکيل اجرام کوچک را می دهد. فلزات سنگين و سيليکاتها در معرکه داغ محدوده نزديک به ستاره نيز دوام می آورند اما ذرات سبک تر و مولکول های فرار از جمله آب و گاز هيدروﮋن در قسمتهائی از صفحه که از ستاره دورتر است امکان ادامه حيات دارند.
توده ها ی ذرات سنگين پس از اينکه جرم کافی به دست آوردند شروع به سخت شدن می نمايند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگی می شوند. سرانجام اين توده ها و اجرام با يکپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضای خود مسلط می شوند.
شکل گيری سياراتی چون زمين و مشتری اختلافات ماهرانه در توزيع ذرات بين قسمتهای مختلف يک صفحه سياره ای تعين کننده مکان و بزرگی سيارات در آن صفحه است.
اجرام کوچک صخره ای و فلزی درمنظومه شمسی سياره ای همچون زمين را به شکل گدازان پديد آورده اند. در پی سرد شدن اين سيارات لايه های سخت آنها تشکيل می شود. احتمال می رود که با گذشت زمان همه بخشهای اين سيارات منجمد گردد. اين سيارات تحت بمباران های اجرام کوچک صخره ای قرار می گيرند که حامل عناصر و مولکولهائی از جمله مهمترين عنصر شناخته شده حيات يعنی آب می باشند.
اجرام سرد و يخی که در فاصله بيشتری از خورشيد قرار داشتند سياره ای چون مشتری را به وجود آورده اند. اين سيارات ممکن است دارای هسته های فلزی و سخت باشند ولی سطح خارجی آنها به شکل مايع و پوشيده از لايه های گازاست. ساختار سياره ای چون مشتری بسيار شبيه ستاره ايست که گرد آن در گردش است. اين سيارات نيز مدام تحت آماج برخوردهای اجرام کوچک قرار می گيرند.

** کيميای حيات **

در ساختار کائنات و بالطبع سيارات، مولکولهای پيچيده کربن و اسيدهای آمينه، دورکن اصلی تشکيل حيات، وجود دارند. با انتشار دقيق و ترکيب اين اجزا و ذرات اوليه، طبيعت قادر به ساخت Dna شالوده اساسی حيات و زندگی در کره زمين گرديده است. چگونگی و شرايط ترکيب اين اجزا هنوز در حال بررسی است. اما اين حقيقت که اين ترکيب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ايجاد حيات در کره زمين شده است و با در نظر گرفتن زنجيره ذرات در کائنات، رخ دادن اين گونه ترکيبات و در نتيجه وجود حيات در قسمتهای ديگری از کائنات همواره امکان پذير می باشد.

۵.

تحقيقاتي كه به تازگي توسط دو فيزيكدان انجام شده نشان مي دهد كه ميزان ماده از ميزان انرژ‍ي موجود در جهان براي هميشه بيشتر خواهد بود . 

 

انشتين نشان داد كه ماده و انرژي نسخه هاي متفاوتي از يكديگر هستند . او با ارائه ي فرمول E=mc2  نشان داد كه چه ميزان انژي از تبديل جرم هر ماده مي توان بدست آورد .

در حال حاضر ما قادريم قسمت اعظم جهان خود را مشاهده كنيم اما با انبساط جهان ، اجسام دوردست هر لحظه سريع تر از ما دور دور مي شوند و روزي مي رسد كه اين اجسام با سرعتي كه فراتر از سرعت نور به نظر خواهد رسيد از ما دور خواهند شد و در آن هنگام ما تنها مي توانيم اجرام موجود در خوشه ي كهكشاني محلي خود را تماشا كنيم . هنگامي كه سرعت جسمي از سرعت نور فراتر رود آن جسم با توجه به فرمول انشتين به تشعشعات انرژي تبديل خواهد شد .

با توجه به اين نظريه اكنون فيزيكدان ها و كيهان شناسان بر اين باورند كه تريليون ها سال ديگر تمام ماده ي موجود در جهان به تشعشعات انرژي تبديل خواهد شد.

اما فشار ماده ي تاريك يا همان نيرويي كه باعث شتاب گرفتن جريان انبساط عالم مي شود شايد بتواند پيشگويي بالا را به نفع ماده تغيير دهد .دو فيزيكدان به نام هاي Lawrence Krauss  و Robert Scherrer به تازگي با ارائه ي مقاله اي در نشريه ي Physical Review  اعلام كردند تا زماني كه ماده ي تاريك باعث انبساط جهان مي شود ، نسبت ميان ماده و تشعشعات انرژي تقريبا همين گونه باقي خواهد ماند .

Krauss و   Scherrer محاسبه كرده اند كه تشعشات انرژي كه ازمحو شدن ماده بوجود آمده اند با همان سرعت بوجود آمده ، رقيق خواهند شد و نسبت ميان ماده و انرژي همانگونه كه هست باقي مي ماند :

هنگامي كه مقداري ماده در اين فرايند به تشعشع انرژي تبديل مي شود ، انرژي تاريك فاصله ي ميان فوتون هاي آن را افزايش مي دهد و باعث كاهش انرژي و غلظت آن در جهان مي شود . اين فرايند باعث خواهد شد تا ميزان ماده براي هميشه بر ميزان انزژي در جهان چيره باشد .

۶.

طی 100 سال اخیر، زلزله‌ در مناطق مختلف جهان، جان صدها هزار نفر را گرفته و پیشرفت‌هایى که بشر در زمینه زلزله شناسى کسب کرده، به میزان ناچیزى از شمار قربانیان این فاجعه طبیعى کاسته است پایگاه اینترنتى بخش فارسى بی.بی.سى تاریخچه‌اى از زلزله‌هاى یکصد سال اخیر جهان ارائه کرده که با استناد به گزارش این پایگاه، روزشمارى از آن را مى‌آوریم.

زلزله در ایران
بزرگترین زمین‌لرزه یک‌صد سال اخیر ایران، زلزله استان گیلان بوده که 21 ژوئن 1991 برابر با 31 خرداد 1369 روى داد و در اثر آن حدود 40 هزار نفر کشته شدند.
در زلزله بم نیز که 26 دسامبر 2003 برابر 5 دى 1382 روى داد نزدیک به 30 هزار نفر کشته شدند. در این زمین لرزه همچنین تقریبا تمام ارگ تاریخى بم ویران شد.
در زمین‌لرزه 22 فوریه 2005 برابر با 3 اسفند 1383 نیز که به بزرگى 4/6 درجه به مقیاس ریشتر در منطقه‌اى دور افتاده در نزدیکى شهر زرند در استان کرمان روى داد، صدها نفر کشته‌شدند.
در ماه مى 1997 نیز بیش از هزار و 600 نفر در بیرجند در شرق ایران در اثر وقوع زلزله اى به بزرگى 1/7 درجه در مقیاس ریشتر، کشته شدند.
زمین لرزه طبس نیز که ماه سپامبر 1978 برابر با شهریور 1356 در شمال شرق ایران روى داد، هزاران کشته بر جاى گذاشت.
زلزله سپتامبر 1962 در منطقه بوئین زهرا در نزدیکى قزوین در ایران بیش از 20 هزار کشته داشت.

زلزله در جهان:
بزرگترین زمین‌لرزه در جهان، زلزله‌اى بود که در آبهاى اقیانوس هند روى داد و سونامى یا تسونامى نام گرفت. در اثر این زمین‌لرزه که 26 دسامبر 2004 برابر با 5 دى 1383، به بزرگى 9 درجه در مقیاس ریشتر روى داد، امواجى عظیم سواحل بسیارى از کشورهاى آسیایى مجاور اقیانوس هند را درنوردید و به کشته شدن صدها هزار نفر و ناپدید شدن افراد بسیارى انجامید.

زمین‌لرزه 28 مارس 2005 که به بزرگى 7/8 درجه در مقیاس ریشتر سواحل جزیره نیاس در اندونزى واقع در غرب سوماترا را لرزاند، حدود 1300 نفر کشته شدند.

24 فوریه 2004: در اثر وقوع زمین لرزه در شهرهاى مدیترانه‌اى کشور مراکش، دست کم 500 نفر کشته شدند. الجزایر شاهد شدیدترین زلزله در بیش از دو دهه تاریخ خود بود. وقوع زلزله در 21 مه 2003 در این کشور 2000 کشته و بیش از 8000 مجروح بر جاى گذاشت. 1

مه 2003: در اثر زمین لرزه در منطقه جنوب شرق ترکیه، بیش از 160 نفر از جمله 83 کودک در یک خوابگاه کشته شدند.

24 فوریه 2003: زمین لرزه در منطقه شین جیانگ در غرب چین به کشته شدن بیش از 260 نفر و تخریب حدود 10 هزار خانه منجر شد.

31 اکتبر 2002: زلزله، تمامى شاگردان یک کلاس درس را در دهکده اى در جنوب ایتالیا به کام مرگ فرستاد. در این زمین‌لرزه ساختمان مدرسه در اثر زلزله بر سر کودکان فرو ریخت.

بزرگترین زمین‌لرزه هند نیز در 26 ژانویه 2001 روى داد. این زمین‌لرزه‌ که به بزرگى 9/7 درجه در مقیاس ریشتر بود، بخش اعظم ایالت گوجرات در شمال غرب هند را نابود کرد و 20 هزار کشته برجاى گذاشت. در اثر این زلزله، بیش از یک میلیون نفر بى خانمان شدند. شهرهاى بوج و احمدآباد متحمل سنگین ترین خسارات ناشى از این زلزله شدند. 12

نوامبر 1999: در اثر وقوع زلزله اى به قدرت 2/7 در مقیاس ریشتر در شهر "دوچه" در شمال غرب ترکیه، حدود 400 نفر جان باختند.

21سپتامبر 1999: زلزله اى به بزرگى 6/7 درجه در مقیاس ریشتر در تایوان رخ داد و حدود دوهزار و 500 نفر را به کام مرگ فرستاد. تمامى شهرهاى این جزیره در اثر زلزله خسارت دیدند.

17 اوت 1999: زلزله اى به بزرگى 4/7 درجه در مقیاس ریشتر شهرهاى "ازمیت" و "استانبول" ترکیه را به لرزه درآورد و بیش از 17 هزار کشته بر جاى گذاشت. 30

مه 1998: وقوع زمین شدید در شمال افغانستان به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر منجر شد.

27 مه 1995: جزیره دورافتاده ساخالین در روسیه صحنه وقوع یک زلزله شدید به بزرگى 5/7 درجه در مقیاس ریشتر بود که یک هزار و 989 روس در اثر آن کشته شدند.

17 ژانویه 1995: زلزله در شهر کوبه ژاپن که کشورى زلزله‌خیز است و این امر در آنجا امرى عادى محسوب مى‌شود به کشته شدن 6 هزار و 430 نفر منجر شد.

30 سپتامبر سال 1993: در اثر وقوع زلزله در غرب و جنوب هند، حدود 10 هزار نفر کشته شدند.

7 دسامبر 1988: زلزله اى به بزرگى 9/6 درجه در مقیاس ریشتر مناطق شمال غرب جمهورى ارمنستان را به لزره درآورد و 25 هزار کشته بر جاى گذاشت.

19 سپتامبر 1985: مکزیکوسیتى، پایتخت مکزیک، شاهد زلزله اى شدیدى بود که ساختمان ها را با خاک یکسان کرد و بیش از 10 هزار کشته بر جاى گذاشت.

28 ژوئیه 1976: در شهر تانگشان چین زلزله اى رخ داد که شهر را به ویرانه اى تبدیل کرد و جان دست کم 250 هزار نفر را گرفت.

23 دسامبر 1972: در شهر "ماناگوآ"، پایتخت نیکاراگوئه زلزله اى به بزرگى 5/6 درجه در مقیاس ریشتر رخ داد و تا 10 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد. ساختمان هاى بلندى که بدون رعایت اصول ایمنى ساخته شده و به راحتى فروریختند، عامل فاجعه اى خوانده شد که آغازگر آن زلزله بود.

31 مه 1970: زمین‌لرزه رشته‌کوه‌هاى "آند" در کشور پرو، باعث رانش زمین شد، شهر یونگى را مدفون کرد و 66 هزار را به کام مرگ فرستاد.

26 ژوئیه 1963: زلزله اى به بزرگى 9/6 درجه در مقیاس ریشتر شهر "اسکوپیه"، مرکز مقدونیه را به لرزه درآورد و یک هزار نفر را کشت.

22 مه 1960: شدیدترین زلزله اى که تاکنون در جهان ثبت شده به بزرگى 5/9 درجه در مقیاس ریشتر کشور شیلى را ویران کرد.

بزرگترین زمین‌لرزه یکصد سال اخیر ژاپن نیز اول سپتامبر 1923 در توکیو روى داد و به کشته شدن 142 هزار و 800 نفر منجر شد.

18 آوریل 1906: در سانفرانسیسکو، یک رشته زمین‌لرزه‌هاى شدید به وقوع پیوست که تا یک دقیقه ادامه یافت. در پى وقوع این زمین لرزه، بین 700 تا 3000 نفر یا در اثر فرو ریختن ساختمان ها و یا بروز حریق کشته شدند.