افزايش سرعت جريان سيال به دليل نبود اصطکاک
سرعت عبور سيالات از درون نانولولههاي کربني چهارتا پنج برابر بيش از مقداري است که توسط تئوري جريان سيال پيشبيني ميشد. Hinds و همکارانش در دانشگاه Kentucky و مرکز تحقيقات کاربردي انرژي Kentucky، سرعت عبور آب و تعدادي حلال آلي را از درون غشايي متشکل از نانولولههاي چندديواره منظم اندازه گرفتند. اين غشاء شامل ده ميليارد نانولوله کربني در هر سانتيمتر مربع در يک لايه نازک پلياستايرن بود. در کارهاي قبلي تلاش شده بود تا سرعت عبور سيال از يک نانولوله کربني واحد در يک کانال ميکروسيال اندازهگيري شود.
محققان دريافتند که سرعت عبور سيال از درون نانولولههاي کربني برابر کانالهاي زيستي است که امکان انتقال بسيار سريع را فراهم ميآورند. آب داراي بيشترين سرعت عبور بود. چنين تصور ميشود که اين امر به دليل جهتگيري خودبهخودي مولکولهاي آب درون نانولولههاي کربني ميباشد. پيوند هيدروژني ميان مولکولهاي آب و جاذبه ضعيف ميان مولکولهاي آب و ديواره نانولوله باعث ميشود جريان تقريباً به صورت بدون اصطکاک برقرار گيرد. سرعت عبور حلالهاي آلي پايينتر بود که احتمالاً به دليل برهمکنش مولکولهاي آنها با ديواره نانولوله ميباشد.
فرآيند توليد نانولولهها اين امکان را فراهم ميآورد که بتوان آنها را از نظر شيميايي کنترل کرد. Hinds توضيح ميدهد: «فرآيند باز کردن انتهاي نانولولهها، پيوندهاي گرافيتي شکستهاي را درست در مرکز ورودي نانولوله ايجاد ميکند. ما نشان دادهايم که انتخابگري نانولولهها با تغيير مولکولهاي شيميايي قسمت ورودي تغيير ميکند. همچنين مولکولهاي شيميايي مختلفي را در دو طرف غشاء مورد استفاده قرار دادهايم». با استفاده از اين کار ميتوان از نانولولههاي کربني به عنوان حسگرهاي شيميايي يا زيستي استفاده نمود.
کاربرد احتمالي ديگر اين سيستم در دارورساني پوستي ميباشد. از آنجايي که نانولولههاي کربني رسانا ميباشند، ميتوان ميزان ورود دارو را از طريق اعمال يک ولتاژ شيميايي به يک قسمت از پوست کنترل نمود. Hinds اشاره ميکند که يکي از همکاران او در دانشگاه Kentucky توانسته است در هر روز 100 مترمربع از نانولولههاي کربني چندديواره منظم را رشد دهد. بنابراين ميتوان از اين غشاها در مقياس وسيع براي جداسازي مواد شيميايي استفاده نمود
محققان دريافتند که سرعت عبور سيال از درون نانولولههاي کربني برابر کانالهاي زيستي است که امکان انتقال بسيار سريع را فراهم ميآورند. آب داراي بيشترين سرعت عبور بود. چنين تصور ميشود که اين امر به دليل جهتگيري خودبهخودي مولکولهاي آب درون نانولولههاي کربني ميباشد. پيوند هيدروژني ميان مولکولهاي آب و جاذبه ضعيف ميان مولکولهاي آب و ديواره نانولوله باعث ميشود جريان تقريباً به صورت بدون اصطکاک برقرار گيرد. سرعت عبور حلالهاي آلي پايينتر بود که احتمالاً به دليل برهمکنش مولکولهاي آنها با ديواره نانولوله ميباشد.
فرآيند توليد نانولولهها اين امکان را فراهم ميآورد که بتوان آنها را از نظر شيميايي کنترل کرد. Hinds توضيح ميدهد: «فرآيند باز کردن انتهاي نانولولهها، پيوندهاي گرافيتي شکستهاي را درست در مرکز ورودي نانولوله ايجاد ميکند. ما نشان دادهايم که انتخابگري نانولولهها با تغيير مولکولهاي شيميايي قسمت ورودي تغيير ميکند. همچنين مولکولهاي شيميايي مختلفي را در دو طرف غشاء مورد استفاده قرار دادهايم». با استفاده از اين کار ميتوان از نانولولههاي کربني به عنوان حسگرهاي شيميايي يا زيستي استفاده نمود.
کاربرد احتمالي ديگر اين سيستم در دارورساني پوستي ميباشد. از آنجايي که نانولولههاي کربني رسانا ميباشند، ميتوان ميزان ورود دارو را از طريق اعمال يک ولتاژ شيميايي به يک قسمت از پوست کنترل نمود. Hinds اشاره ميکند که يکي از همکاران او در دانشگاه Kentucky توانسته است در هر روز 100 مترمربع از نانولولههاي کربني چندديواره منظم را رشد دهد. بنابراين ميتوان از اين غشاها در مقياس وسيع براي جداسازي مواد شيميايي استفاده نمود
+ نوشته شده در Wed 26 Apr 2006 ساعت 20:12 توسط جستجو گر علم
|